Saturday, 18 July 2015
27 September 2021
دایره‌ی شکسته- زندگی‌نامه‌ی نقاش نوگرای ایرانی «شکوه‌ ریاضی»

«بی‌سرزمین‌تر از باد»

2010 September 11

مه‌شب‌ تاجیک / رادیو کوچه

با پدید آمدن جریان‌های نو سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در فاصله‌ای که «پهلوی‌ها» وارد دوره‌ی دوم حکومت خود می‌شدند، بسیاری از هنرها نیز شروع به پیشرفت کرده و در این راستا زنان بزرگی نیز پا به عرصه‌ی هنر گذاشتند. در ادامه‌ی این حرکت‌ها دانشکده‌ای مخصوص هنر گشایش یافت، «هنرهای ‌زیبای ‌تهران» و هم‌چنین «فعالیت ‌بی‌ینال ‌تهران» گشوده شد. اعزام فارغ‌التحصیلان دانشکده‌ی هنر به کشورهای اروپایی و آشناشدن آن‌ها با جریان‌های نوگرا، تاثیری به‌سزا و شگرف در پیش‌رفت هنر ایران گذاشت. به‌دلیل فراوانی نام‌های بزرگ و گستردگی رشته‌های هنری در این گفتار تنها به یکی از زنان پیش‌رو در هنر نقاشی می‌پردازیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پی بالا‌گرفتن آتش جنگ جهانی دوم  و حمله‌ی نیروهای روسیه و انگلستان به ایران، «رضا‌ پهلوی» روز 25 شهریور ماه 1320 شمسی از سلطنت استعفا کرد و پسر وی، محمد‌رضا‌پهلوی عهده‌دار سلطنت شد. در این اوضاع و احوال و تغییر اوضاع سیاسی، ایران بیش از پیش در معرض برخورد عقاید و ایدئولوژی‌های رنگارنگ قرار گرفت و روشن‌فکران با شدت بیش‌تری به‌دنبال راه‌های نو بودند. بسیاری از روشن‌فکران،هنرمندان و کارگزاران فرهنگی بر این باور بودند که آرمان‌شهر، برای جبران عقب‌ماندگی‌ها، پیروی از فرهنگ غرب است و می‌خواستند با آثار خود در حوزه‌های شعر، داستان، روزنامه‌نگاری و تاسیس مکان‌های هنری جامعه را به سمت و سوی هنر مدرن رهنمون کنند.

در حیطه‌ی هنرهای تجسمی، این گرایش و تغییر از زمانی شدت گرفت که «کمال‌الملک» در سن 93  سالگی درگذشت. ولی سیطره‌ی هنر او هم‌چنین بر نقاشی ایران استیلا داشت، از سویی دیگر بیش از پنجاه سال بود که کشورهای غربی وارد دوره‌ی جدید هنر خود شده بودند. در سال 1319 دانش‌کده‌ی هنرهای زیبای تهران تاسیس شد و در آن دانش‌کده رشته‌های نقاشی، مجسمه‌سازی و معماری تدریس می‌شد و توسط استادان فرانسوی و تعدادی از هنر آموختگان مکتب کمال‌الملکی هم چون «علی‌محمدحیدریان» و «ابوالحسن‌صدیقی» به سرپرستی «آندره‌گدار»  Andre Godard، ایران‌شناس فرانسوی اداره می‌شد. روش تدریس در دانش‌کده بر اساس الگوهای مدرسه‌ی هنرهای‌زیبای‌ پاریس بود و اسلوب مکتب‌های «امپرسیونیسم» و «پست‌امپرسیونیسم» آموزش داده می‌شد.

اولین هنرجویان فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبا برای آشنایی و درک بیش‌تر آثار هنری مدرن به اروپا اعزام شدند و به فراگیری پرداختند و دربازگشت به وطن، به ترویج برداشت‌های خود از هنر مدرن اقدام کردند و بر اندیشه‌های خود پافشاری می‌کردند. آشنایی با آثار هنر مدرن، فکر رها شدن از قیود سنتی را در میان نقاشان نسل جدید پدیدار کرد. و بدین ترتیب به نفی قالب‌های هنر رسمی پرداختند. و اولین جدال جدی میان هنرمندان سنتی، نگارگران سنتی و مکتب کمال‌الملکی و هنرمندان مدرن در محافل و مجالس هنری درگرفت. دانش‌جویان اعزامی به اروپا، به مکتب‌های «کوبیسم» و «اکسپرسیونیسم» گرایش بیش‌تری داشتند.

شکوه ریاضی، مهم‌ترین معلم نقاشی مدرن و یکی از مثبت‌ترین مخالفان ذهنیت نقاشی کمال‌الملکی در این مملکت، خون‌دل خورد تا ذهنیتی تازه اما سالم را بیاموزاند

اما این تاثیر و گرایش به هنر غرب در ظاهر، قالب و تکنیک آثار بود و نه در محتوا و مضمون و اندیشه آنان، بنابراین آثار هنرمندان از اروپا بازگشته، در ظاهر تقلیدی از قالب و شکل مکتب غربی بود و در محتوا، ذهن‌گرایی هنر ایرانی را با خود داشت. به عبارت دیگر، هنرمند نوگرای ایرانی از یک سو با جذب شدن به جدیدترین پدیده‌های هنر غرب ضرورت پیوستن به دنیای مدرن را توجیه می‌کرد، که این امر حاصل یک روند تاریخی و معمول تجربیات تاریخی هنرمند نبود بلکه نتیجه مشاهداتی بود که به دست آورده بود و می‌خواست به هر صورت ممکن معاصر زمان خود باشد و از سویی دیگر برای نمایش دادن هویت و فرهنگی  ملی خود، به عناصر سنتی و تجربه‌های ذهنی نیز متوسل می‌شد. در این میان زنان نیز نقش به‌سزایی ایفا کردند. و از مهم‌ترین آنان و شاید اولین زن نوگرای ایرانی «شکوه ریاضی» بود.

شکوه ریاضی، در 1300 هجری شمسی، در یک خانواده‌ی مهم و اصیل و یکی از بهترین خانه‌های آن ‌دوره‌ی تهران چشم به جهان گشود. پدر او سرلشکر «میرزا‌علی‌خان‌ ریاضی» بود که ده سال پیش از تولد شکوه و در 1290 با هزینه دولت به پاریس اعزام شد. شکوه با دو فرهنگ ایرانی و فرانسوی رشد می‌کند. پس از قطع رابطه ایران و فرانسه، او چهارده‌ساله است که پدرش را از پاریس به تهران احضار و از وی خلع درجه می‌کنند. تلا‌طم‌های زندگی سیاسی پدر در روحیه نوجوان او تاثیر خود را می‌گذارد. مدتی عملن پدر را بی‌کار نگه می‌دارند. بعد او را به وزارت فرهنگ منتقل می‌کنند. در همین وزارت‌خانه است که موزه پارس در شیراز را تاسیس می‌کند. در هجده‌سالگی شکوه، تیمسار ریاضی با ارتقا به درجه سرتیپی به ارتش بازگشت و رییس اداره مهندسی در تهران شد. شکوه مدتی درس طب خواند، اما نیمه‌کاره رها کرد و وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبا شد. علا‌قه او به هنر نوین و تب رفتن به مدرسه «بوزار» پاریس که در این دهه آرزوی پسران و دختران تهرانی است گریبان او را نیز می‌گیرد. در 1325، که فارغ‌التحصیل هنرهای زیبا شد، برای تکمیل تحصیلا‌ت به فرانسه می‌رود. یک سال بیش‌تر از زندگی او در پاریس نمی‌گذرد که پدرش در فروردین 1326 درمی‌گذرد.

شکوه تا  1333 در بوزار درس می‌خواند و در همین سال با رتبه عالی و یک مدال طلا‌ دانش‌نامه می‌گیرد و به ایران بازمی‌گردد. در‌ دهه 30 در ایران، هنر به طور کلی از ذهنیت اجدادی خود جدا شده بود و اغلب دانش‌جویانی که محصل نقاشی بودند، به هنر مدرن غرب روی‌کرد داشتند. در نتیجه، حتا خانواده‌های اعیان پایتخت، که کودکان و نوجوانان خود را جهت تحصیل و یادگیری هنر می‌خواستند به جایی بفرستند، دیگر به مدرسه صنایع مستظرفه نمی‌فرستادند، بلکه استادانی می‌یافتند که تحصیلا‌ت خارجه داشتند و هنر نوین را می‌خواستند از طریق این کسان به فرزندان خود بیاموزانند.

او، اولین زنی است که در نقاشی نوین ایران نقشی چون نقش کمال‌الملک  برای نقاشان سنت‌گرا را دارا بوده است. هم‌چون کمال‌الملک ‌محمد‌ غفاری تمایلا‌ت انسان‌گرایانه و منش‌های بارز اخلا‌قی داشت، و  به سبب مخالفت با ذهنیت کمال‌الملکی در هنر، نوع دیگری از نقاشی را در این سرزمین معمول کرد. او و «مادام‌ آشوب»، در دهه 30، تنها معلم‌هایی بودند که در آموزش هنر روی‌کردی غرب‌شناسانه داشتند. در شرایطی که سفارت‌خانه‌ها در تهران از پی یک اندیشه‌ی اقتصادی سیاسی پر از مستشرقان شده بود و همگی پیگیر کوزه‌ها و کاسه‌های تپه «‌مارلیک» و شیفته «جام‌حسنلو» بودند، این دو معلم سر کلا‌س‌های درس از عجیب‌نگاری‌های «واسیلی‌کاندینسکی» wassily Kandinsky و کودک‌نگاری‌های «پل‌کله» Paul Klee می‌گفتند. هرچند نقاشی نخستین هنر اروپایی است که در ایران زمان شاه‌طهماسب صفوی تقلید شد، اما واقعیت این است ‌که ذهنیت سنتی و، مهم‌تر از آن، در اختیار بودن نقاشان به دربار و پادشاهان اجازه تکامل طبیعی، از جنبه سیر تکمیلی آن در غرب را، در ایران ممکن نکرد.

ریاضی، دو سال در هنرستان عالی هنرهای تزیینی به تدریس طراحی و نقاشی می‌پردازد و در این دوره شاگردان ممتازی را تربیت می‌کند که بعدتر از سرآمدان هنر نقاشی نوگرا می‌شوند. منش‌های رفتاری او موج جدیدی از هنرجو به وجود می‌آورد که دیگر نه این ‌که به پشت سر خود محترمانه نمی‌نگریستند، بلکه با نمایش آثاری بدیع و امروزین به نوعی مجادله و مقابله با ذهنیت نقاشی سنتی می‌پرداختند. اندیشه نوخیز او بر کسانی تاثیر گذاشت که بعدتر آثارشان شروع «آوانگاردیسم» avangardism در هنر این مملکت تلقی شد.

شکوه ریاضی، مهم‌ترین معلم نقاشی مدرن و یکی از مثبت‌ترین مخالفان ذهنیت نقاشی کمال‌الملکی در این مملکت، خون‌دل خورد تا ذهنیتی تازه اما سالم را بیاموزاند. همه وقت خود را در آتلیه و در سر کلا‌س درس دانش‌کده محدود کرد، ناشاد زندگی کرد. هم‌چون دیگر هنرمندان هم‌عصر خود در جهان، کم‌تر به زنده بودن درک شد. دانست که در این‌جا یک ذهنیت سنتی و اخلا‌ق ددمنشانه‌ی بیمارگونه، همه چیز را از مغز تهی کرده است. خواست تا مغز را نشان دهد. هر یک از شاگردانی را که دوست می‌داشت و استعدادی در آن‌ها می‌دید، توصیه می‌کرد تا در شرایط زاییده از سنت‌های دست و پاگیر نقاشی، نمانند. توصیه می‌کرد برای تحصیل هنر به پاریس بروند و در این‌جا خام،‌ تلف نشوند. اما خود در پایان دهه چهارم زندگی‌اش، دوشنبه 18 تیر 1341، به درد و بیماری سرطان به چشم خود دید که در این مملکت، تلف شد.

از او جز چند طرح، چند اتود، چند نقاشی، یکی دو مجسمه آموزشی و یک نام نیک در هنر ایران، هیچ دیگر نماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,