Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
اسلام بخشی از اساس زندگی است،

«اسلام در آمریکا»

2010 September 16

فلورا / واحد ترجمه / رادیو کوچه

اسلام بخشی از اساس زندگی است، اما مخالفان خصومت شدیدی نسبت به دین مسلمانان از خود نشان می‌دهند. برای این‌که کاملن معنای مسلمان بودن در آمریکا را احساس کنید، بهتر است خود را به جای دکتر منصور از بخش شبوی گان ویسکن سین (Sheboygan,Wisconsin)  بگذارید. غروب ماه فوریه است. و شما در یک جلسه هیت بر‌نامه‌ریزی در ویلسون (Wilson)هستید. این دیدار در‌باره در خواست شما برای باز کردن یک مسجد در حوالی ده‌کده اوست برگ (Oostburg) است. شما انتظار مخالفت‌های زیاد را ندارید، صاحب مال و اموال هستید و در نزدیکی‌های بیمارستان منیتو وک (Manitowok) به مدت 5 سال کار می‌کردید، بنابر‌این برای عموم خیلی غریب نیستید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در ‌واقع، برخی از مردم در جلسه‌ها مثل بیش‌تر بیماران شما هستند، آمریکا‌یی‌های سفید پوستی که وقتی در‌باره بیماریشان با دکترها صحبت می‌کنند دیگر نژاد یا دین و ایمان دکتر برایشان اهمیتی ندارد.

اما وقتی که بحث آغاز می‌شود، شما چیز‌هایی را می‌شنوید که حتا در خلوت اتاق امتحان هم تا به حال به شما نگفته‌اند. یکی پس از دیگری، پیشنهاد شما را مورد تمسخر قرار می‌دهد یا مخالفت می‌کنند اما مخالفت آن‌ها هیچ پایه و اساس قانونی ندارد. در مورد دین و اعتقاد شما صحبت می‌کنند. آن‌ها می‌گویند‌: «اسلام یک دین نفرت‌انگیز است، مسلمانان که خود حذف شده محسوب می‌شوند می‌خواهند مسیحیت را از بین ببرند.»

بیست اردوگاه آموزشی جهادی در روستاهای آمریکا به صورت پنهانی تشکیل شده است که هم‌اکنون مشغول آماده کردن موج بعدی تروریست‌ها هستند. مسلمانان قاتل بچه‌هایشان هستند، بچه‌های مسیحی به اندازه کافی با دارو‌، الکل و عکس‌ها و نوشته‌های شهوت‌انگیز مشکل دارند و دیگر نباید نگران اسلام باشند. یکی می‌گفت: «من آن را حتا در حیاط پشتی خانه‌ام نمی‌خواهم». دیگری می‌گفت: «من فقط به این فکر می‌کنم که اون آمریکا نیست.»

با نگاهی به گذشته، میرزا به یاد می‌آورد که دو نفر از سخن‌گویان سعی داشتند گفت‌وگو را به یک بخش آرام‌تری هدایت کنند.

بر اساس روزنامه تایم طی دقایقی که از جلسه می‌گذشت یک نفر گفت: «من فکر می‌کنم نباید آن را عمومیت دهیم». اما چنین گفت‌وگو‌هایی با بیانات رک و بی‌پرده، ظن و گمان و خصومت را نسبت به اسلام و مسلمانان نشان می‌داد. وقتی که نوبت به میرزا رسید تا صحبت کند، هول و هراس و صدمه‌ای که به او وارد شده بود، به وضوح قابل لمس بود. او گفت: «اگر ما آن‌جا نماز بخوانیم، بوی تعفن نمی‌دهیم، سر و صدا نمی‌کنیم، ما فقط وارد می‌شویم، نماز می‌خوانیم و بعد آن جا را ترک می‌کنیم.»

زمانی که عضو هیت دولت از او پرسید که اگر اسلحه‌ای یا آموزش سربازی در مسجد وجود داشت چه؟ او ساکت ماند. اما مدتی پس از آن‌، میرزای 38 ساله اهل پاکستان، تکانی خورد و گفت: «هرگز فکر نمی‌کردم این مردمی که در بیمارستان پیش من می‌آیند و با احترام با من رفتار می‌کنند، به این شکل با من صحبت کنند.» وکیلش مجبور شد تا او را به یک کافه‌تریا ببرد تا آرام شود.

تعدادی ا‌ز 100 مسلمانی که در حومه شبوی گان بودند، اظهار داشتند که او ساده و بی‌تجر‌به است. اکثر آن‌ها اهل بوسنی و آلبانی بودند که به خاطر فرار از شکنجه و اذیت و آزار صربستانی‌ها بعد از متلاشی شدن یوگسلاوی به آمریکا آمده بودند. برخی از آن‌ها که قرار بود اعتقادشان را در خفا نگه دارند با ترس به خانه برگشتند. آن‌ها از این می‌ترسیدند که طرح‌هایی را که برای ساختن مسجد انجام شده به جامعه کشانده شود. پس از پایان جلسه، پیشوایان روحانی در اوست برگ بر علیه پروژه شکایت کردند.

واین دورو (Wayne DeVrou )، یکی از پیشوایان روحانی در اولین کلیسای تهذیب شده اوست برگ اظهار داشت: «هدف سیاسی اسلام مبنی بر این است که با تعلیم و تربیت بر دنیا تسلط پیدا کند و بر تمامی ارتش دیگر مذاهب حکم‌فر‌ما باشد.»

وقتی که برای ساختن یک مرکز فرهنگی اسلامی و یک مسجد در دو بلاک آن  طرف‌تر از گرند زرو‌(Ground Zero)، بلوا و شورش بسیار شدیدی در نیویورک شروع شد، تا این ماه جنگ و کشمکش در ویلسون توجه ملی کمی را به خود جلب کرد. این پروژه که به نام پارک 51 شناخته شد، نتیجه افکار امام فیصل رئوف (Feisal rauf)  و همسرش دیسی خان  (Daisy Khan)است. مسلمانان آمریکایی که برای ترویج و تبلیغ گفت‌وگوی بین الادیانی انتخاب شدند. این طرح توسط مقامات شهری و به پشتیبانی شهردار مایکل بلوم برگ (Michael Bloomberg )تثبیت شد، اما هم‌چنان طوفانی از اعتراض را در سرتاسر کشور به هم‌راه داشت.

برخی از مخالفان به طور جدی اعتراض کردند که یک مرکز فرهنگی اسلامی آن هم نزدیک به گرند زیرو زندگی بسیاری از خانواده‌ها و  تقریبن3000 نفری را که در اثر حمله داد و ستد جهانی مردند، به خطر می‌اندازد. پل ویلر(Paul Walier)، وکیل ان وای که خواهرش مارگارت در یکی از برج‌ها فوت شد، تصدیق می‌کند که رئوف و خان هر دو در حال اجرای حقوق‌های قانون اساسی هستند، اما بعد اضافه می‌کند، «‌من فکر نمی‌کنم که این کار مناسبی باشد.» شما مجبور نیستید مثل خیلی از آمریکایی‌ها نسبت به اسلام متعصب باشید که اعتقاد دارند جایی اطراف گرند زیرو ترسناک است.»اما متاسفانه در یک فصل انتخاباتی‌، چنین احساساتی در یک برنامه لطیف سیاسی از طرف رهبران انقلابی مثل نیوت گین‌گریچ (Newt Gingrich)و سارا پالین(Sarah Palin) از بین رفت. هر چه بحث و مذاکره داغ‌تر می‌شود، پروژه بیش‌تر به یک تست تورنسل تبدیل می‌شود، از حقوق دارایی خصوصی گرفته تا اغماض مذهبی. اما هم‌چنان در ویسکن سین (Wisconsin) برخی از مخالفان پارک 51 به خاطر مشکل ترس از اسلام تحریک شدند.

اسلام آمریکا را ملاقات می‌کند

محل پیشنهاد شده پارک 51 نه تنها به گرند زیرو نزدیک است، بلکه از کلوپ‌های خالی و برهنه، مغازه‌های مشروب‌فروشی و دیگر موسسات برجسته‌ای از جزیره‌ مان‌هاتان هم دور نیست. مسلمانان محلی به مدت تقریبن یک سال در این ساختمان نماز خوانده‌اند، حقیقتی که در بین این شکایات ضد مسجدی پنهان مانده است. اما از اوایل ماه آگوست، در آن محل تظاهرات زیادی شده است که در آن‌جا معترضان پلاکارت‌هایی به هم‌راه داشته که نوشته شده بود «تمام چیزهایی که لازم بود در مورد اسلام بدانم، در ماه نهم یاد گرفتم.»

به نظر می‌آید میرزا، رئوف و حان از این همه عجز و رخوت گیج شده‌اند. با این‌که مخالفان، آن‌ها را در قالب غم‌خواران افراط‌گرا نسبت به ال‌‌قاعده محسوب می‌کنند، اما آن‌ها خودشان یک چنین مصاحبه‌هایی راه انداخته‌اند. بیش‌تر اوقات رئوف بیرون از کشور بوده، اما این بار سنگینی برای آن‌ها محسوب می‌شود که مکان را به یک محل دیگری تغییر دهند.

در این بین، بحث و مجادله، مو شکافی جدیدتری را به دیگر اعتراضات ضد اسلامی و ضد مسلمانی اضافه کرده است، مخالفان در کشور سوالات بزرگ‌تری را مطرح می‌کنند: آیا ایالت متحده با اسلام مشکلی دارد؟ آیا حمله‌های تروریستی در ماه نهم و دیگر تلاش‌هایی که انجام شده، برای همیشه مسلمانان را از شبیه‌سازی به زندگی آمریکایی محروم کرده است؟

آمریکا‌یی‌های مسلمان نیاز به متقاعد شدن ندارند. ابراهیم موسا‌، دانش‌یار موضوعات اسلامی در دانشگاه دوک می‌گوید: «بلوا و شورش در پارک 51، در مقابل  مسلمانانی که از ماه نهم وجود داشته‌اند اما در چند سال اخیر بیش‌تر شده‌اند، الگویی از عجز و ناتوانی است.»

اگر چه تلاش آمریکایی که به خاطر ترس از اسلام، بسیاری از عوامل سنتی شکنجه مذهبی را کاهش می‌دهد، ولی نشانه‌ای مبنی بر این‌که خشونت و بی‌حرمتی نسبت به مسلمانان شدید‌تر شده‌، وجود ندارد. به عنوان مثال، شواهد بسیاری حکایت از این می‌کند که سخنان تنفر‌آمیز نسبت به مسلمانان و اسلام بسیار وسیع و داغ شده است.

نویسنده مسلمان، مفسر آمریکایی به نام ارسلان افتخاری می‌گو‌ید: «ترس از اسلام (اسلام فوبیا) تصویری مورد قبول از نژاد پرستی در آمریکا است.» «شما می‌توانید همیشه یک شلیک هوتیی به سمت مسلمانان یا عرب‌ها بگیرید و دور شوید.»

دلایلی وجود دارد که ثابت می‌کند احساسات ابراز شده در جزیره‌ مان‌هاتان و حومه شبوی گان جدا از هم نیستند. آرای اخذ شده از روزنامه اس‌آر‌بی‌آی_تایم نشان می‌دهد 46 در‌صد آمریکایی‌ها معتقدند اسلام بیش‌تر از ادیان دیگر خشونت را تشویق می‌کند، تنها 37 در صد، آمریکایی‌های مسلمان را می‌شناسند. در مجموع،61 درصد مخالف پروژه پارک 51 و فقط 26 در صد موافق آن هستند. تنها 23 در صد می‌گویند اسلام سمبل صبر و تحمل مذهبی است در حالی که 44 در صد می‌گو‌یند این توهینی است نسبت به کسانی که در ماه نهم از بین رفتند.

این مسئله ترس از اسلام در آمریکا  به سطح دیگر کشورها‌یی که اقلیتشان مسلمان هستند نمی‌رسد. هیچ فرد آمریکایی وجود ندارد که با تحریم فرانسه بر اساس قانون جدید در سویس یا برکا با ساختن مناره‌ها توافق نظر داشته باشد.

آرای اخذ شده ثابت کرده است که اکثر مسلمانان در آمریکا بیش‌تر از هر جای دیگر احساس امنیت می‌کنند و آزادتر هستند. دو مسلمان آمریکایی برای مجلس انتخاب شده‌اند و امسال ریما فکیه(Rima Fakih) اولین مسلمانی بود که به اسم میس«‌یو اس آ‌‌ » نامیده شد. ماه آینده اولین کالج اسلامی در برکلی‌،کلیف (Berkeley,Calif) به طور رسمی گشوده خواهد شد. شعار کالج زیتون این است: «جایی که اسلام‌، آمریکا را ملاقات می‌کند.»

اما شواهد نشان می‌دهد در جایی‌که آمریکایی‌های معمولی با اسلام بر‌خورد دارند، ظن و گمان و دشمنی هم پرورش می‌یابد. معنی مسلمان بودن در آمریکا در حال حاضر عبارت است از: «تحمل کردن زنجیرها و تیر‌های تفنگ در قلب و ایمانتان.» نه تنها در مدرسه و اداره بلکه بیرون از محل عبادت و در انظار عموم مذهب‌های قدرت‌مندتر و رهبران سیاسی بدون فکر اسلام را با تروریسم و وحشی‌گری تلفیق می‌کنند.

در فرانسه و انگلستان، سیاست‌مداران احزاب حاشیه‌ای چیزهای مخوف و ترسناکی راجع به مسلمانان می‌گو‌یند، اما در اروپا با مقام سخن‌گوی پیشین کسی وجود ندارد که اسلام را با نازی‌ها یکی کند، همان طوری که اخیرن گین گریچ انجام داد.

ایبو پتل، یک مسلمان آمریکایی در هیت مشاوره‌ای اوباما از طرف شرکای همسایه اظهار دارد: « بحث اصلی که هم اکنون از طرف مخالفان ضد مسجد مطرح شده این است که : مسلمانان اصلن آمریکایی نیستند و هرگز نمی‌توانند کاملن آمریکایی شوند.

به طور کلی مشهود است که شدیدترین بر‌خوردها در مسجدها اتفاق می‌افتد. از زمان که مسلمانان مایل بودند در آمریکا بیش‌تر از اروپا پراکنده شوند، مکان‌های عبادت  مورد تنفر قرار گرفتند و نسبت به قبل خیلی بیش‌تر شدند.

طبق گفته احسان باقبی، پروفسو‌ر مطالعات اسلامی در دانشگاه کنتاکی، یک هزار و نه‌صد مسجد در آمریکا وجود دارد، یعنی 1200 مسجد بیش‌تر از سال 2001. بسیاری از آن‌ها‌، اتاق‌های موقتی برای نماز و دعا هستند و بیش‌تر در مغازه‌ها و اداره‌ها واقع شدند. اما وقتی که گروه‌های مسلمان به طور جدی شروع به ساختن مسجد‌های رسمی کردند، بیش‌تر مورد اذیت و آزار قرار گرفتند.

امسال ،حداقل 6 پروژه مسجد‌سازی در آمریکا با مخالفت‌های شدیدی رو‌به‌رو بوده‌اند. در تمکیو‌لا‌،کلیف،   ( Temecula, Calif) در ماه جولای گروهی به قصد اعتراض، سگ‌های خود را به جایی که مسلمانان نماز می‌خواندند‌، بردند. گرچه می‌دانستند از نظر اسلام حیوانات نجس محسوب می‌شوند. بدون هیچ محدودیتی‌، فقط این خشم و غضب بود که در مقابل مسجد‌های پیشنهادی وجود داشت.

در گینس ویله، فلا، (Gainesville, Fla)  یک پیشوای روحانی در روز سال‌گرد حمله‌های ماه نهم طرح‌هایی را برای سوزاندن کپی‌هایی از قرآن اجرا کرد و بر سر این مطلب بحث می‌کردند که عیسا قرآن را آتش زد چرا که معتقد بود « قرآن مقدس نیست.»

گروه‌هایی که خودشان را پیش‌قدم در دافاع  از آزادی می‌دانند و جلوی اسلامی شدن آمریکا را می‌گیرند، تبلیغاتی را انجام می‌دهند مبنی بر این که مسلمانان یک راه امنیتی برای ترک کردن اسلام هستند‌. در واقع این نوعی تشویق برای یهودی‌ها و کاتولیک‌های رومی در نسل‌های گذشته است.

اما شاید شدیدترین حمله‌ها از طریق اینترنت اتفاق بیفتد، جایی که تعصب‌آمیزترین عقاید به راحتی می‌تواند پخش شود. پاملا گلر(Pamela Geller)، یک نیویورکی که روی سایت اطلس شراگس(Atlas Shrugs) کار می‌کند، نقش مهمی را در ساختن طرح پارک 51 ایفا کرد، و یک نشریه ملی را بعد از این که مفسران محافظه‌کار او را تشویق کردند، ارایه داد.

در ماه دسامبر، لورا این‌گراهام(Laura Ingraham) که در روزنامه فاکس‌نیوز برای بیل اوریلی کار می‌کند، با دیسی‌خان(Daisy Khan) مصاحبه‌ای داشت و بخشی را با گفتن این حرف به او تمام کرد: «من دوست دارم آن‌چه را که شما می‌خواهید انجام دهید». با این وجود، گلر در مقابل مرکز بالا رفت و نوشت: «این یک تسلط و توسعه طلبی اسلامی است.»

«آن محل اتفاقی درست نشده، فقط مثل ال_اگسا(Al-Qsa) در بالای معبد جرو‌سالم (Jerusalem) ساخته شده.»سر انجام دیگر بلا گرها رشته کار را بدست گرفتند و مبارزه به صورت یک ویروس گسترش یافت.

ترک شده از طرف دوستان

اعتراض‌هایی که منتقدهای‌ اسلام ترتیب دادند، شناخته شده است. از زمانی‌که بیش‌ترین حمله‌های تروریستی از طرف مسلمانان و به خاطر ایمان و عقاید مسلمانان هدایت می‌شوند، اسلام باید یک دین سخت و قاهری محسوب شود. نقل قول‌هایی که در قرآن آمده، مفهو‌م‌های زرق و برق‌داری‌ است که نشان می‌دهد اسلام نیاز به معتقدانی دارد که یکدیگر را بکشند. قوانین شرعی مستلزم این حکم است که مردان زناکار باید سنگ‌سار و یا مجازات وحشتناک‌تری شوند که ثابت می‌کند مسلمانان وحشی و عقب‌مانده هستند. نتیجه این دلایل حاکی از آن است که اسلام یک آیین مرگ است نه یک مذهب واقعی، به خاطر همین قانون اساسی آن را به‌کار نمی‌گیرد.

تعصب‌های مذهبی فقط محدود به اسلام نمی‌شود بلکه یهودی‌ها، فرقه‌های مذهبی مورمن و دیگران هنوز سخنان تنفر‌آمیز را به کار می‌برند. اما بیش‌ترین زهر سمی مربوط به مسلمانان می‌شود. فرانکلین گراهام، پسر ایون جلیکا، بیلی گراهام بزرگ خطاب به روز‌نامه تایم می‌گو‌ید: «اسلام یک دین نفرت و دشمنی است، یک دین جنگ.» او می‌گوید: « ساختن پارک 51 نباید اجازه داده می‌شد، برای این که مسلمانان قادر خواهند بود آن‌جا راه بروند، و وقتی بتوانند آن‌جا قدم بگذارند مدعی قلمرو اسلامی می‌شوند. آن‌ها ادعا خواهند کرد قلمرو مرکزی داد و ستد دنیا هم‌اکنون سرزمین اسلامی است.»

حالا آن‌هایی که در مقابل ساختن مساجد جدید و یا بحث‌هایی شبیه به آن‌را،  توبیخ می‌کنند. عربستان سعودی، اجازه ساختن کلیسا و کنیسه (پرستش‌گاه یهود) را نمی‌دهند، پس چرا آمریکا باید اجازه ساختن مکان‌های اسلامی را بدهد؟ مهم نیست، که آمریکا مانند عربستان سعودی، کشوری با یک مذهب ثابت نباشد و یا خواهان اهداف آزادی و مذهبی ‌باشد.

مهم نیست که هر مخالفتی عاری از ضد اسلامی باشد بلکه بسیاری از مسیحی‌ها، یهودی‌ها و گروه‌های عامی دیگر بر علیه آن‌ها مخالفت کردند. اما در چند هفته اخیر‌، آن‌ها احساس کردند از طرف افرادی که خود را وفادار جلوه می‌کردند، طرد شده‌اند. دموکرات‌های بر‌جسته حتا در مورد پارک 51 به طور قابل تو‌جهی ساکت بودند. بر عکس، سناتور هری رید (Senator Harry Reid) اخیرن از آن‌هایی که موافق با جابه‌جایی مسجد بودند، طرف‌داری کرد.

حتا آندره کارسون(Andre Carson) عضو کنگره دموکراتیک اهل هندوستان و یکی از دو مسلمان در کاخ، سوالاتی را در مورد پروژه ساختن مسجد مطرح کرد و به روزنامه تایم گفت: « مطمئنن این سوالاتی است که دوستان من در نیویورک مجبورند مطرح کنند.»

بر طبق گفته اوباما  رییس جمهوری آمریکا در آخر هفته، آرزوهای مسلمانان اول بالا می‌رود بعد به سرعت پراکنده می‌شود. روز جمعه، سیزدهم آگوست طی برگزاری مهمانی یک شام در کاخ سفید که برای رهبران مسلمان ترتیب داده شده بود‌، اوباما به طور فصیحی از حق قانون اساسی جامعه برای پرداختن به آیین‌های عملی و مذهبی آن‌ها دفاع کرد و این‌که برای ساختن مسجدها به طور قانونی به آن‌ها اجازه داد. اما درست روز بعد، اوباما اضافه کردکه «او این حرف را نزده و توضیح داد که عقل و منطق در‌باره ساختن مسجد در آن‌جا چه می‌گوید.» مامور رسمی کاخ سفید‌، بیان مجدد روز شنبه را به این شکل به خبر‌نگاران مطبوعات تو‌ضیح می‌دهد: «یک دلیلی وجود دارد که رییس جمهوری به ندرت  برای سخن گفتن تصمیم تاکتیکی می‌گیرد.»

حتا از نقاط دور و نزدیک دیر بورن(Dearborn)، مسلمانان زنگ خطری  از انفجار دز پارک 51 را  اعلام کردند. یک بحث داغ در مورد شروع ماه رمضان و روزه‌داری در بین مشتریان یک نانوایی در یازدهم ماه آگوست شایع شد. برخی گفتند که پروژه پارک 51 باید از بین برود چرا که احساسات ضد اسلامی را آتش زده، بعضی دیگر می‌گفتند: « به عقب بر‌گشتن یک اشتباه است.»

یک مهاجر تازه عراقی که فقط اسمش را اعلام کرده، گفت: «اگر آن‌ها مسجد را نسازند، یعنی با کسانی که می‌گو‌یند مسلمانان، آمریکایی‌های مناسب و شایسته‌ای نیستند، موافقت کرده‌اند. اگر این طور است، ممکن است من به بغداد بر گردم به خاطر این‌که هرگز این‌جا مورد قبول قرار نخواهم گرفت. در دیر بورن و هر جای دیگری‌، بسیاری از مسلمانان آمریکایی با بی‌اعتبار کردن رئوف یکی از بهترین شاغلان صوفیسم، مضطرب و پریشان شدند،  چراکه افراط‌گرایانی مثل اوساما بن لادن یک فرم محرمانه اسلام فاش کرد. سعید خان، کسی که در مورد سیاست‌های هویت قومی- نژادی و جماعت یهودیان پراکنده در دانش‌گاه وین استیت دتریت (Wayne State University in Detroit)سخن‌رانی می‌کند، گفت: «این نشان می‌دهد که راجع به تشخیص خوب از بد‌ نیست، بلکه  تشخیص خیلی بد از متوسط است.» در حقیقت، آمریکا بیش‌تر از کشورهای دیگر متغیر‌ترین  جمعیت مسلمان را دارد. مسلمانان آمریکایی از هر فرقه و نژادی هستند، حتا آن‌هایی که از طرف ایالت‌های اسلامی مرتد محسوب می‌شوند.

چرا یک‌دفعه مشکل ترس از اسلام زیاد شد؟ برخی از آمریکایی‌های مسلمان معتقدند که  این ترس زیاد نشده بلکه این احساس سال‌ها است که وجود داشته است. دیگران می‌گویند از ماه نهم به بعد این ترس  به اوج رسیده است. یک مفسر مسلمان آمریکایی به نام« افتخار» اولین موج طغیان ضد اسلامی را پس از حمله‌های تروریستی به یاد می‌آورد که اشخاص مسیحی برجسته‌ای مثل روبرت سون (Pat Robertson)و جری فال ول (Jerry Falwell)خیلی واضح سوالاتی را مطرح کردند مبنی بر این‌که آیا اسلام اصلن یک مذهب بوده و این‌که به پیامبر اسلام بر چسب دزد و راه‌زن و تروریست خورده شده است. رهبران سیاسی به ندرت ملا‌حظه کار بودند.‌

سکس بای چمبلیس که بعدها نماینده گرجستان شد و هم‌اکنون عضو مجلس سناست‌‌،گفت: «هر مسلمانی که وارد مرز کشور شد‌، توقیف کنید.» گر چه بعدن به خاطر این اظهاراتش عذر‌خواهی کرد.

ونوم (venom)توسط جرج بوش از بین رفت. بلافاصله بعد از حمله‌های ماه سپتامبر، بوش  از یک مرکز اسلامی در واشنگتن دیدن کرد و اظهار داشت که هیچ انتقامی در مقابل مسلمانان وجود نداشته است. او گفت: «اسلام یک مذ‌هب صلح و آرامش است.» این پیغام توسط ماموران رسمی حکومت مثل کن دلیزا رایس(Condoleeza Rice)و کلین باول(Colin Powell)خیلی سریع پخش شد. با  وجودی‌که اعتبار بوش با مسلمانان آمریکایی به خاطر جنگ با عراق و هم‌چنین مرگ ده‌ها و هزاران مسلمان در آن‌جا‌، بالاخره ناکام ماند، ولی برخی مفسران این اعتبار را به او دادند تا مانع از مسئله ترس از اسلام شود.

پاتل(Patel) می‌گوید: «‌بوش در جبهه جنگ داخلی در دفاع از اسلام خیلی قوی بود.» بوش هم مثل اوباما با پیروی از مقلدانش مثل بن لادن و اکثریت مسالمت‌آمیزش مکررن در مورد تفسیر شدید و افراطی از اسلام فاصله می‌گرفت. ( بر گرفته از روز‌نامه تایم در پارک 51 ، بوش در خواست خود را رد کرد.)

اما در آخر اجرای سخنانش، برخی از گروه جمهوری‌خواه از خط کاخ سفید دور شدند. بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی پیو (Pew Research )در مورد آمریکایی‌های مسلمان، وسیع‌ترین تحقیقی که از جامعه انجام شده نشان می‌دهد جمعیت آمریکایی مسلمان 2.35 میلیون تخمین زده شده است. آن اولین شمارش قطعی بود، بعد از 6 میلیون به 8 میلیون تخمین زده شد.

واین استیتس خان (Wayne State’s Khan) می‌گوید: «‌یک نتیجه بر اساس آمار تخمین زده شده می‌تواند جامعه را نسبت به حمله دیپلماسی آسیب‌پذیر‌تر کند و آن طعمه‌ای را در آب می‌گذارد.» او به مردم گفت: «مسلمانان گروه بسیار کوچکی هستند و نیازی نیست خیلی جدی  گرفته شوند.»

سپس تلاش شد تا در طول مبارزات انتخاباتی رییس جمهوری در 2008  اوباما را به عنوان یک مسلمان جلوه دهند که یک شکستی را از سال‌های بوش به سمت صحنه‌های سیاسی نشان دهند. (قابل توجه این است که، بر اساس آرای اخذ شده از روز‌نامه تایم تقریبن یک چهارم آمریکایی‌ها هنوز فکر می‌کنند اوباما یک مسلمان است.)

از وقتی که اوباما رییس جمهوری شده است، این کار را در الویت قرار داده تا تصور ملت را در مورد جهان اسلامی گسترش دهد. گسترش دادن او نسبت به مسلمانان آمریکایی کم‌تر بوده است. غیر از بوش‌، اوباما هم هنوز مسجد را در  آمریکا ندیده است.

در دو سال گذشته، گرایشات به سمت اسلام بدتر شناخته شده، شاید به خاطر ریشه تروریسم است که در آن حوادث، مسلمانان آمریکایی مثل تیر‌اندازی میجر نیدال حسن(Major Nidal Hasan) و یا بمب‌انداز تایمز اسکور، فیضل شهزاد دخالت داشتند.

سامی مهاجر عراقی در دیر بورن می‌گوید: « متوجه شده که بعد از حادثه تایمز اسکور، رفتار همسایه‌اش تغییر کرده است. او می‌گوید: « دو روز بعد، من 3 کیسه را در ماشینم بار‌گیری می‌کردم که یک نفر آمد و به شانه‌های من نگاه کرد من با نگاه در چشمانش فهمیدم که چه فکری می‌کند.»

آن چیزی که حالا اهمیت دارد این است که مخالفان مسجد با توجهی که از سیاست‌مداران گرفته‌اند، ممکن است مسئله ترس از اسلام را به طور ثابت به جریان بیاندازد.

افتخار می‌گوید: « ممکن است  ترس از اسلام به یک مسئله‌ی سیاسی تبدیل شود.»

در این میان نگرانی وجود دارد که خشم و غضب در مقابل اسلام را زیاد و مسلمانان به خصوص جوانان را دل‌سرد می‌کند. دوک موسا (Duke’s Moosa)می‌گو‌ید: «‌وقتی شما یک سیاست هدایتی دارید که اسلام را با نازیسم برابر می‌کند، شما می‌توانید تصور کنید که یک جوان مسلمان 17 ساله در ویر جینیا فکر می‌کند، اوه خدای من، این مردم همه در مقابل مذهب من هستند.»

از نظر افتخار بهترین فرصت جامعه در حال حاضر این است که حس عدالت و انصاف آمریکایی را در‌خواست کنیم. و یک چنین در‌خواست‌هایی می‌تواند عملی شود.

در ویلسون، بالاخره کنسول اجرایی شهر قانونی را به خاطر میرزا وضع کرد و جامعه اسلامی شبوی گان به یک ساختمانی از مسجد تبدیل شد. انجمن مسلمانان یک امام  به نام محمد حامد را انتخاب کرد. اما او یک تراژدی دیگری را به وجود آورد، مسلمان و غیر‌مسلمان را به هم نزدیک‌تر کرد.

صوفیا خان، یک دختر مسلمان اهل شیکاگو در دریاچه میشیگان نزدیک به اوست برگ در حالی‌که با خانواده‌اش به تعطیلات رفته بودند، نا‌گهان ناپدید شد. ریتا هارملینگ، یک زن محلی از کلیسا که مخالف مسجد بود امام را صدا زد و در مورد غمگینی خانواده خان سوال کرد. سپس هار ملینگ به گروه نجات کمک کرد تا دختر گمشده را پیدا کنند. خیلی زود دیگر ساکنان در خانه‌های خود را برای خان‌ها باز کردند. وقتی که جسد صوفیا پیدا شد، یکی از همسایگان مسجد پیشنهاد کرد تا از حیاط جلویی برای سوگواری و عزاداری استفاده کنند.

در حومه شبوی گان، گروهی از آمریکایی‌های محافظه‌پرست به میرزا، حاماد و خان‌ها روی آوردند اما فرشتگان آمریکایی هم همیشه موافق مسلمانان و اسلام نیستند.

بر‌گفته از گزارشات: باربارا ابل و جولیا از شیکاگو، مایکل، جای، الیزابت و کتی از واشنگتن، و آندره از نیو‌یورک

مجله‌ی تایم

نوشته‌ی بابی گش

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,