Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
بزرگان ایران زمین- غلام‌رضا تختی

«جهان پهلوانی که سرش را برای مدال خم نکرد»

2010 September 15

آرش و آوا / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

arash.ava@koochehmail.com

«غلام‌رضا تختی» در روز پنجم شهریورماه ۱۳٠۹در خانواده‌ای متوسط و مذهبی در محله‌ی‌ خانی‌آباد تهران به دنیا آمد.«رجب خان»‌، پدر تختی‌، غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همه‌ی‌ آن‌ها از غلام‌رضا بزرگ‌تر بودند. «حاج قلی»، پدر‌بزرگ غلام‌رضا، فروشنده‌ی‌ خوار‌وبار و بنشن بود. از قول رجب‌خان، تعریف می‌کنند: که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی‌آباد به «حاج قلی تختی» شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده‌های «رجب خان» منتقل شد و به «نام خانوادگی» تبدیل شد. رجب‌خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زمینی خریده و یک‌ یخچال طبیعی احداث کرده بود و از همین راه، مخارج زندگی خانواده‌‌ی‌ پرجمعیت خود را تامین می‌کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نخستین واقعه‌ای که در کودکی غلام‌رضا روی داد و ضربه‌ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که پدرش برای تامین معاش خانواده‌ ناچار شد خانه‌ی‌مسکونی خود را گرو بگذارد. تختی سال‌ها بعد در آخرین مصاحبه‌ی‌خود با یادآوری این ماجرای تلخ می‌گوید: «یک روز طلب‌کاران به خانه‌ی‌ما آمدند و اثاثیه‌‌ی‌ خانه و ساکنینش را به کوچه ریختند، ما مجبور شدیم که دو شب را توی کوچه بخوابیم. شب سوم اثاثیه را بردیم به خانه‌ی‌ همسایه‌ها و دو اتاق اجاره کردیم. چندی بعد روزگار، عرصه را بیش‌تر بر پدرم تنگ کرد تا این که مجبور شد یخچال طبیعی‌اش را نیز بفروشد. این حوادث تاثیر فراوانی در روحیه‌ی‌‌‌ پدرم گذاشت و باعث اختلال روحی او در سال‌های ‌آخر عمر شد.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در چنان شرایطی، غلام‌رضا تنها ۹سال به تحصیل پرداخت. وی‌ خود می‌گوید: «مدت ۹سال در دبستان و دبیرستان منوچهری که در همان خانی‌آباد قرار داشت، درس خواندم، ولی تنها خاطره‌ای که از دوران تحصیل به یاد دارم، این است که هیچ‌وقت شاگرد اول نشدم، اما زندگی در میان مردم و برای مردم درس‌هایی به من آموخت که ‌فکر می‌کنم هرگز نمی‌توانستم در معتبرترین دانش‌گاه‌ها کسب کنم‌‌.

زندگی هم‌چنین به من آموخت که مردم را دوست بدارم و تا آ‌ن‌جا که در حد توانایی من است، به آنان کمک کنم. حال، این‌ کمک‌ از چه ‌طریقی و از چه راهی باشد،‌ مهم نیست. هر کس به قدر تواناییش      غلام‌رضا، ورزش را از نوجوانی آغاز کرد. ورزش ابتدا برای او نوعی تفنن و سرگرمی بود. در همان اوان، خیال قهرمان شدن، مدتی او را به وسوسه انداخت اما از همان نوجوانی که تازه به فکر باشگاه رفتن افتاده بود، «اعتقاد داشت که ورزش برای تندرستی و سلامت جان و تن هر دو لازم است» تختی در مصاحبه‌ای با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجوانی‌اش می‌گوید: «با آن که علاقه‌ی فراوانی به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جست‌وجوی کاری برآیم. زندگی، نان و آب، لازم داشت. برای مدتی به خوزستان رفتم و در ازای روزی هفت یا هشت تومان، کار کردم. دنیا در حال جنگ (جنگ جهانی دوم) بود، زندگی به سختی می‌گذشت»

آشنایی حقیقی تختی با ورزش و کشتی در باشگاه «پولاد» آغاز شد. وی که پیش از این گودها و زورخانه‌های فراوانی دیده بود و شیفته‌ی ‌تواضع و افتادگی پهلوانان  کشتی و ورزشی باستانی شده بود، برای نخستین‌بار در سال هزار و سیصد و سی و نه به باشگاه پولاد (واقع در خیابان شاهپور سابق) رفت و به دلیل علاقه و استعداد وافری که نسبت به کشتی نشان داد مورد توجه مرحوم «حسین رضی‌زاده» مدیر آن باشگاه قرار گرفت. تختی، خود می‌گوید: «رضی‌خان آدم خوبی بود، اگر کسی را نشان می‌کرد و می‌دید که استعداد کشتی دارد، دست از سرش بر نمی‌داشت. در گرمای تابستان لخت می‌شدیم و هر روز از ساعت دو بعد از ظهر تا چندین ساعت کشتی می‌گرفتیم، از دوش آب گرم و حمام خبری نبود. کشتی‌گیران برای وزن کم کردن، به خزینه می‌رفتند تشک‌های کشتی را با پنبه پر می‌کردند، اما خاک و خاشاک آن، بیش از پنبه بود»

تختی که پس از بازگشت از خوزستان (مسجد سلیمان) روانه‌ی‌ خدمت سربازی شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصت‌ها و توجهات فراهم شده، به ‌ویژه تشویق و حمایت دبیر وقت فدراسیون کشتی که در دژبان ارتش فعالیت داشت، تمرینات کشتی خود را بار دیگر آغاز کرد. تختی خود در این‌باره می‌گوید: «وقتی در سال ۱۳۲۸در مسابقه‌ی ‌‌بزرگ ورزشی (کاپ فرانسه) شرکت کردم، در همان اولین دوره ضربه فنی شدم. اما تمرین‌های جدی و سختی که در پیش گرفتم، مرا یاری کرد تا حقیقت مبارزه را درک کنم، اگر‌چه شور پیروزی در سر داشتم، اما کار و کوشش را سرآغاز پیروزی می‌دانستم.»

به این ترتیب تختی با تمرین و پشت‌کار مثال زدنی رفته رفته خود را از میان بازنده‌ها بیرون کشید و سرانجام در سال هزار و سیصد و سی در وزن هفتاد و نه کیلوگرم به عضویت تیم ملی درآمد. وی در نخستین دوره‌ی‌ مسابقه‌های کشتی آزاد قهرمانی جهان (هلسینکی، ۱۹۵۱) با وجود آن که هنوز ۲۱سال داشت، نایب قهرمان جهان شد. درخشش خیره‌کننده‌ی تختی در رقابت‌های کشتی هلسینکی که در نخستین حضور او در مسابقه‌های قهرمانی جهان و در فاصله‌ی‌ کم‌تر از دو سال از ورودش به میادین ورزشی داخلی اتفاق افتاد، بیش از هرچیز نمایان‌گر ایمان و تلاش و اراده‌ی‌ کم‌نظیر تختی و هم‌چنین استعداد و مهارت فوق‌العاده‌ی‌ او در زمینه‌کشتی بود.

گفتنی است در اولین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد جهان که از لحاظ تاریخی میدان معتبر و تعیین کننده‌ای برای کشتی ایران و جهان بود، تیم ملی کشتی آزاد ایران، با ترکیب کامل و در هر هشت وزن آن زمان حضور پیدا کرد و با کسب دو نشان نقره (محمود ملاقاسمی و غلام‌رضا تختی) و دو نشان برنز (عبداله ‌مجتبوی و مهدی یعقوبی) در نتیجه‌ای درخشان و غیر قابل تصور پس از تیم‌های ملی ترکیه و سوئد، عنوان سوم جهان را به دست آورد.

مسابقات سال ۱۹۵۱هلسینکی (فنلاند) برای تختی آغاز راهی بود که طی ۱۵سال آینده با کسب ده‌ها پیروزی و فتح سکوهای متعدد قهرمانی در بزرگ‌ترین میادین بین‌المللی کشتی ادامه یافت. غلامرضا تختی در سال ۱۳۳۱(۱۹۵۲) در نخستین حضور خود در رقابت‌های المپیک با کسب شش پیروزی و قبول یک شکست در برابر «دیوید جیما کوریدزه» از شوروی صاحب نشان نقره شد. وی در این مسابقه‌ها توانست «حیدر ظفر ترک» را که سال پیش با غلبه بر تختی قهرمان جهان شده بود را شکست دهد.

تختی در دومین دوره‌ی‌ مسابقات جهانی که در خرداد‌ماه هزار و سیصد و سی و سه (1954) که در توکیو برگزار شد، در وزن هفتم (هفتاد و هشت کیلو) به رقابت پرداخت که با وجود پیروزی‌های درخشان و شایستگی فراوانی که از خود بروز داد با قبول یک شکست غیر منتظره در برابر «وایکینگ پالم» سوئدی از راه‌یابی به فینال بازماند و در نهایت عنوان چهارمی این وزن را به دست آورد. تختی شش ماه بعد در یک دیدار دوستانه در سوئد، «پالم» را با ضربه‌فنی شکست داد و باخت غافل‌گیرانه‌ی «توکیو» را به خوبی جبران کرد.

شادروان تختی هم‌چنین در سال ۱۹۵۵ در جشنواره‌ی‌ بین‌المللی ورشو موفق به کسب نشان نقره شد. اما سومین دوره‌ی‌ مسابقه‌های قهرمانی جهان (استانبول، ۱۹۵۷) تجربه‌ی‌ تلخی برای مرحوم تختی بود. وی که در این دوره از رقابت‌ها، برای اولین و آخرین بار در وزن فوق سنگین آن زمان (۸۷+ کیلوگرم) کشتی می‌گرفت، به دلیل وزن بسیار کم‌تر نسبت به رقیبان با دو باخت حذف شد. پهلوان ایران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه کشتی گرفت و نتایجی که به دست آورد با توجه به آن که با وزن ۹۲کیلوگرم به مصاف کشتی‌گیران فوق سنگین رفته بود، در مجموع غیر قابل قبول نبود.

به عنوان نمونه «دیتریش» آلمان و «ایوان ویخریستیوک» روس، حریفان اصلی تختی در این رقابت‌ها صد‌ و‌ ده کیلوگرم وزن داشتند و علاوه بر آن در وزن خود نیز از تجربه‌ی‌ خوبی برخوردار بودند.

در بازی‌های المپیک ملبورن (استرالیا) که در آذرماه ۱۳۳۵(۱۹۵۶) برگزار شد تختی یک بار دیگر در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به مصاف رقبایی از شوروی، آمریکا، ژاپن، آفریقای‌جنوبی، کانادا و استرالیا رفت و با شکست تمامی حریفان اولین نشان طلای خود را به گردن آویخت. این برای نخستین بار بود که دو قهرمان از آمریکا و شوروی در یک سکوی معتبر جهانی پایین‌‌‌تر از حریف ایرانی قرار می‌گرفتند. جهان پهلوان تختی در اسفند ماه همان سال با غلبه به مرحوم «حسین نوری» به مقام پهلوانی ایران دست یافت و صاحب بازوبند شد و در سال‌های سی و شش و سی و هفت نیز این عنوان را تکرار کرد. جهان پهلوان تختی در سال ۱۹۵۸در بازی‌های آسیایی توکیو و مسابقات قهرمانی جهان در صوفیه به ترتیب نشان‌های طلا و نقره ‌این رقابت‌ها را به گردن آویخت و در مهر ماه سال سی و هشت (هزار و نهصد و پنجاه و نه) در چهارمین دوره‌ی‌ مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان که در تهران برگزار شد سومین عنوان قهرمانی جهان خود را کسب کرد. «بوریس کولایف» از شوروی تنها کشتی‌گیری بود که با امتیاز به تختی باخت و در ۵ کشتی دیگر رقبای مجارستانی، لهستانی، فرانسوی، بلغار و ترک تختی با ضربه‌فنی مغلوب پهلوان ایران شدند.

جهان پهلوان به هنگام عزیمت به آخرین سفر خود، در میان خیل عظیم مردمی که برای بدرقه‌ی  او و هم‌راهانش آمده بودند در گفت‌و گو با خبرنگار کیهان ورزشی گفت هیچ‌چیز نمی‌تواند مرا خوش‌حال کند، پول، مدال طلا، و حتا عشق نسبت به این مردمی که به فرودگاه آمده‌اند، احساس شرمندگی می‌کنم

تیم ملی کشتی آزاد ایران که در رقابت‌های تهران با اکتفا به دو مدال طلای «غلام‌رضا تختی و امام‌علی حبیبی» با وجود برخوردی از امتیاز میزبانی در حفظ عنوان سومی سال‌های قبل نیز ناموفق بود در هفدهمین دوره‌ی بازی‌های المپیک (ایتالیا، هزار و نهصد و شصت) تا مکان پنجم رده بندی سقوط کرد. تختی کاپیتان تیم ملی و پر تجربه‌‌ترین کشتی‌گیر ایران که در این رقابت‌ها در وزن هفتم به میدان رفته بود، پس از پیروزی در پنج دیدار در مسابقه‌ی‌ نهایی با قبول شکست در برابر «عصمت آتلی» از ترکیه به گردن آویز نقره دست یافت.

مسابقه‌های قهرمانی جهان در یوکوهامای ژاپن میدانی فراموش نشدنی برای کشتی ایران بود. تیم ملی کشتی آزاد کشورمان پس از حضور در  ۸دوره مسابقات المپیک و جام‌جهانی در رقابت‌های جهانی ۱۹۵۹ژاپن، پر افتخار‌ترین حضور خود در تاریخ کشتی را رقم زد و با دریافت پنج نشان طلا، یک نشان نقره، یک نشان برنز و یک عنوان پنجمی به مقام قهرمانی کشتی آزاد جهان دست یافت.

جهان پهلوان تختی که در این مسابقات در وزن ۸۷ کیلوگرم به مصاف حریفان رفته بود با حضوری مقتدرانه آخرین مدال طلای خود را به گردن آویخت. کشتی‌گیران آزاد ایران در ششمین دوره‌ی رقابت‌های قهرمانی جهان در تولیدوی آمریکا (۱۹۶۲) نیز حضوری شایسته داشتند.

تیم ملی ایران اگرچه نتوانست مقام قهرمانی خود را در این مسابقات حفظ کند ولی کسب مقام سوم جهان نیز با توجه به کارشکنی‌ها و ناداوری‌هایی که در حق تختی و سایر کشتی‌گیران ایران روا شد نتیجه‌ی ‌قابل قبولی تلقی می‌شود. جهان پهلوان تختی در این مسابقات با حضور مقتدرانه در برابر «وان براند» آمریکایی، «مروید» روسی و «عصمت آتلی» که از قهرمانان صاحب نام وزن هفتم بودند از حیثیت کشتی ایران به خوبی دفاع کرد و در نهایت پس از تساوی با «مروید» جوان تنها به دلیل ۲۰۰گرم اضافه وزن نسبت به حریف از دریافت نشان طلا محروم شد و به گردن آویز نقره رضایت داد.

قهرمان ارزش‌مند ایران در شرایطی در این دیدارها شرکت کرد که از بیماری خطرناکی رنج می‌برد با این حال عشق به ملت ایران او را به مصاف با بزرگ‌ترین قهرمانان جهان کشاند. شدت بیماری تختی به حدی بود که پس از دیدار فینال سریعن به نیویورک منتقل و روز بعد در بیمارستان بزرگ نیویورک تحت عمل جراحی قرار گرفت. در فاصله  سال‌های هزار و نهصد و شصت و دو تا هزار و نهصد و شصت و شش، جهان پهلوان تختی با وجود سن بالا هم‌چنان عضو تیم ملی ایران بود. اما تنها در بازی‌های المپیک هزار و نهصد و شصت و چهار توکیو شرکت کرد که در این دیدار با بد ‌اقبالی از کسب چهارمین نشان المپیک خود بازماند و به عنوان چهارمی جهان اکتفا کرد.

البته جانشینان تختی در مسابقات جهانی صوفیه (هزار و نهصد و شصت و سه) و منچستر (هزار و نهصد و شصت و پنج) ‌از دریافت حتا یک امتیاز در وزن هفتم ناموفق بودند، این امر در کنار عشق وافری که ملت ایران به جهان پهلوان داشتند، موجی از درخواست‌های مردمی و مطبوعاتی برای حضور مجدد تختی در رقابت‌های جهانی را برانگیخته بود.

تختی در مسابقات انتخابی مسابقات جهانی هزار و نهصد و شصت و شش از نظر نتایج فنی و پیروزی با ضربه‌فنی، بهترین چهره‌ی شناخته شده و به عنوان بهترین کشتی‌گیر وزن هفتم ایران راهی آمریکا شده بود با این حال کارشکنی‌ها و برخوردهای سویی که از سوی برخی افراد و مقامات نسبت به او روا می‌شد روحیه‌ی‌ او را تضعیف کرده بود.

جهان پهلوان به هنگام عزیمت به آخرین سفر خود، در میان خیل عظیم مردمی که برای بدرقه‌ی  او و هم‌راهانش آمده بودند در گفت‌و گو با خبرنگار «کیهان ورزشی» گفت: «هیچ‌چیز نمی‌تواند مرا خوش‌حال کند، پول، مدال طلا، و حتا عشق. نسبت به این مردمی که به فرودگاه آمده‌اند، احساس شرمندگی می‌کنم. راستی چه‌قدر محبت بدهکارم؟ من چرا باید کشتی بگیرم؟ چرا باید هم‌راه تیم، مسافرت کنم، تا سبب این همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به این پرسش را می‌دانستم من هم می‌توانستم ادعا کنم چون دیگران هستم‌.  وقتی کسی نداند چه عاملی سبب خوشحالی‌اش خواهد شد، یقینن نخواهد توانست بگوید چرا کشتی می‌گیرد و چرا هم‌راه تیم مسافرت می‌کند.»

تختی که بی‌امید به مصاف تازه نفسی‌ها و جوانان جویای نام رفته بود، متاسفانه با بدترین قرعه‌ی‌ ممکن نیز مواجه شد به طوری که پس از پیروزی پنج بر صفر در مقابل حریفی از مجارستان به مصاف «الکساندر مدوید» و «احمد آییک» (نفرات اول و دوم این دوره از رقابت‌ها) رفت و با قبول شکست در برابر آن‌ها برای همیشه با صحنه‌کشتی خداحافظی کرد.

منبع: مختلف

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,