Saturday, 18 July 2015
27 September 2020
به بهانه‌ی زادروز سهراب سپهری

«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ»

2009 October 07

سروش / رادیو کوچه

souroosh@radiokoocheh.com

امروز مصادف است با سال‌روز تولد سهراب سپهری نویسنده، نقاش و شاعر برجسته ایرانی معاصر. سهراب یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین شاعران معاصر است که شعرهایش به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است.

سهراب سپهری در پانزدهم مهرماه سال 1307 در اطراف کاشان به دنیا آمد.

«… مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را می‌شنیده است… (هنوز در سفرم – صفحه 9)»

20091007-news1-sohrab

پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این وجود پدر سهراب نیز هنرمند بود. اسدلله سپهری نقاش و خطاط و هم‌چنین سازنده‌ی تار بود.

«… کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگراف چی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار می نواخت. او مرا به نقاشی عادت داد… (هنوز در سفرم – صفحه 10)»

سهراب 16 ساله بود که پدرش را از دست داد. شعر «خیال پدر» در سوگ پدر سروده شده است:

«در عالم خیال به چشم آمدم پدر

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر

یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود »

پس از فوت پدر او به همراه مادر (فروغ ایران سپهری)  و برادرش منوچهر و سه خواهر خود به گذران زندگی در کاشان پرداختند. سهراب در آن ایام شعر می‌گفت و خطاطی هم می‌کرد.

پس از فارغ‌التحصیلی در دوره‌ی دوساله‌ی‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد.

سپهری نیز به مانند دیگر شاعران شعر نو به پیروی از سبک نیما یوشیج پرداخت.  در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه‌ی «شعر نیمایی» خود را به نام« مرگ رنگ» منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه‌ی اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه‌ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد.

پس از انتشار «زندگی خواب‌ها» سپهری در صدد تاسیس کارگاه نقاشی برآمد. در آذرماه ۱۳۳۳ در اداره‌ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر۱۳۳۴ ترجمه اشعار ژاپنی از وی در مجله‌ی «سخن» به چاپ رسید.

سهراب سپهری مدتی در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده‌ی هنرهای تزیینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

سال 1340 هجری شمسی را باید نقطه عطفی در زندگی سهراب دانست. در آن زمان سهراب از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمن این‌که در مدرسه‌ی هنرهای زیبای پاریس در رشته «لیتوگرافی» نام نویسی کرد.

سهراب در سال 1337 دو کتاب «آوار آفتاب» و «شرق انده» را آماده چاپ کرد ولی موفق به چاپ آن‌ها نشد و سرانجام در سال 1340 این دو کتاب به انضمام انتشار مجدد «زندگی خواب‌ها» زیر عنوان «آوار کتاب» منتشر شد.

سپهری در طول مدت عمر خود به سفرهای زیادی رفت و نمایشگاه‌های فراوانی را برگزار کرد. از جمله این سفرها می‌توان به « آمریکا و اقامت در لانگ آیلند» سفر به اروپا در سال 1345 و دیدن کشورهای  فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش و هم‌چنین کشور هندوستان و بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا، کشمیر اشاره کرد.

وی هم‌چنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی هم‌‌چنان تا پایان عمر وی ادامه داشت.

20091007-news1-sohrab2

در دی‌ماه 1358 سهراب برای درمان سرطان خون به بریتانیا می‌رود اما پس طی مدت کوتاهی دوباره راهی ایران می‌شود.

سرانجام سهراب سپهری در غروب اول اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران در سن 52 سالگی و به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فیروزه‌ای رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته‌ای از هنرمند معاصر، رضا مافی با قطعه شعری از سهراب جایگزین شد:
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

«…کاشان تنها جایی است که به من آرامش می‌دهد و می‌دانم که سرانجام در آن‌جا ماندگار خواهم شد…»

و سهراب …. ماندگار شد.

منابع:

  • اتاق آبی
  • شورای گسترش زبان فارسی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|