Saturday, 18 July 2015
27 September 2020
تماشاخانه 15

«نگاهی به فیلم درباره الی»

2009 October 09

مجید بهشتی/ رادیو کوچه

majid@radiokoocheh.com

«درباره الی» /  کارگردان: اصغر فرهادی / بازیگران : گلشیفته فراهانی، شهاب حسینی، مانی حقیقی، مریلا زارعی، ترانه علیدوستی، صابر ابر.

خلاصه داستان : سه زوج جوان به همراه دختری به نام الی برای تفریح به شمال سفر می‌کنند. الی ناگهان ناپدید می‌شود. نامزد او برای یافتنش به شمال می‌آید و…

برخلاف اکثر قریب به اتفاق فیلم‌های این دوره جشنواره فجر و هم‌چنین اکثر فیلم‌های این روزها و این سال‌های سینمای ایران «درباره الی» فیلمی است که پس از دیده‌شدن، مخاطبش را وادار به فکرکردن می‌کند.

پس تا همین ‌ا «درباره الی» یک فیلم متفاوت در سینمای ایران است. فیلمی که از انسجام ساختاری و روایی مناسبی برخوردار است. در آن از پیچیدگی‌ها و اداهای بی‌حاصل فرمی خبری نیست و کارگردان و نویسنده‌اش در خلق شخصیت‌هایی ملموس و باور پذیر، موفق است.

20091009-cul-eli

عکس از ایسنا

از نام فیلم این‌طور بر می‌آید که «الی» باید شخصیت محوری داستان باشد. بازی ترانه علیدوستی در این نقش این نظریه را در ذهن ما تقویت می‌کند اما الی در همان اویل فیلم، ناگهان ناپدید می‌شود. در حالیکه هنوز هیچ چیز از او نمی‌دانیم و جالب‌تر این‌که شخصیت‌های دیگر فیلم هم چیزی بیشتر از ما نمی‌دانند. از الی فقط یک نام باقی مانده و یک ساک دستی. ناپدید‌شدن ناگهانی و غیرمنطقی الی تا حدودی می‌تواند ما را به یاد ناپدید‌شدن ناگهانی »آنا» در ماجرا (آنتونیونی) بیاندازد. پس دور از ذهن نیست که خود را در میانه روایتی دیگر از زندگی مدرن بیابیم.

اما کارگردان آگاهانه از مدرنیسم فاصله می‌گیرد و برای اتفاقات علت و اسباب ردیف می‌کند تا همه چیز باور پذیرباشد. اینجاست که حفظ هویت بومی شخصیت‌ها و ملموس بودن‌شان به مهم‌ترین دغدغه فرهادی تبدیل می‌شود تا جایی که حتی موسیقی متن نیز حذف می‌شود و حرکات تند و عصبی دوربین روی دست (مخصوصا در سکانس جستجو در دریا) مرتبا به وسیله کارگردان به کار گرفته می‌شود. لانگ شات‌های چشم‌نواز فرهادی که با یک ترکیب‌بندی و میزانسن عالی همراه است، استیصال شخصیت ها را به تصویر می‌کشد.  ماشین‌های معمولی و ویلای مستعمل و طرز رفتار شخصیت‌ها همه بر «از طبقه متوسط» بودن آن‌ها دلالت دارد. این پرداخت فرهادی به طبقه متوسط در شرایطی که در کشور ما معمولن یا زندگی فقیران یا زندگی ثروتمندان دست‌مایه فیلم‌ها قرار می‌گیرد، فی‌النفسه ارزشمند است.

ماشین‌های معمولی و ویلای مستعمل و طرز رفتار شخصیت‌ها همه بر «از طبقه متوسط» بودن آن‌ها دلالت دارد. این پرداخت فرهادی به طبقه متوسط در شرایطی که در کشور ما معمولن یا زندگی فقیران یا زندگی ثروتمندان دست‌مایه فیلم‌ها قرار می‌گیرد، فی‌النفسه ارزشمند است

ناپدیدشدن الی اما به مثابه یک نقطه عطف عمل می‌کند و این چنین است که فرهادی از قواعد جا افتاده سینمای مدرن فاصله می‌گیرد. حالا شخصیت ‌ا با کنارگذاشتن سرخوشی ابتدای فیلم ماهیت اصلی خود را نشان می‌دهند. مثلا مانی حقیقی بامزه و بذله‌گو حالا یک شوهر پرخاش‌گر و عصبی است که مثل یک انبار باروت هر لحظه در شرف انفجار است. تعارفات معمول در روابط شخصیت‌‌ها جای خود را به یک صراحت تلخ می‌دهد. با ورود صابر ابر شخصیت‌ها در برابر دو راهی تعهد یا عدم تعهد به اصول اخلاقی قرار می‌گیرند و به سرعت دومی را انتخاب می‌کنند. برای رهایی از مخمصه به‌سادگی دروغ می‌گویند. اینجا اخلاق صریحن قربانی می‌شود و این وجه دیگر مدرنیسم فیلم است. اما شانس با شخصیت‌ها یار نیست و قضیه لو می‌رود. نامزد الی می‌فهمد که الی واقعن برای چه به مسافرت آمده است. حالا همه شخصیت‌ها نطق اخلاقی می‌کنند و الی را محکوم می‌نمایند و خودشان را تبرئه و حتی فراموش می‌کنند که الی احتمالن جانش را فقط و فقط برای نجات فرزند آن‌ها از دست داده‌است! آن‌ها حتی دروغ‌گویی و فریب‌کاری‌های خودشان را فراموش می‌کنند. اینجاست که نامزد الی در برابر یک سوال اساسی قرار می‌گیرد: آیا نامزدش به او خیانت کرده‌است؟ و ما می‌دانیم که این‌گونه نیست اما جواب سپیده (با بازی گلشیفته فراهانی) او را خیانت کار جلوه می‌دهد. نامزد الی جوابش را گرفته‌است و تنها کاری که در رابطه با الی برایش باقی‌مانده شناسایی جسد او در سردخانه است. بیننده می‌تواند خودش را راضی کند که سپیده با این دروغ در به فراموشی سپردن یاد الی از ذهن نامزدش نقش مهمی را ایفا کرده اما آیا این وجه غیر اخلاقی رفتار سپیده را توجیه می‌کند؟ آیا این دروغ دردهای نامزد الی را تسکین می‌دهد؟ نگاه صابر ابر به ساک دستی الی درصندلی عقب، از آینه اتوموبیلش جوابی منفی برای سوال بالاست.

الی به دنیای احمد و اطرافیانش تعلق ندارد. این را می‌توان در همان سکانس اول در ویلا فهمید آنجا که در هیاهوی خنده و رقص باقی شخصیت‌ها از فضای بورژوایی آن‌ها فاصله می‌گیرد و به دنبال «هوای تازه» از ویلا بیرون می‌زند

در جایی از فیلم احمد (شهاب حسینی) در پاسخ به الی که علت جدایی او از همسرش سابقش را جویا شده‌است، می‌گوید : «یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی‌پایانه» و به نظر می‌رسد این یک پایان تلخ برای نامزد الی و شاید خود او باشد. الی به دنیای احمد و اطرافیانش تعلق ندارد. این را می‌توان در همان سکانس اول در ویلا فهمید آنجا که در هیاهوی خنده و رقص باقی شخصیت‌ها از فضای بورژوایی آن‌ها فاصله می‌گیرد و به دنبال «هوای تازه» از ویلا بیرون می‌زند. نقشه ازدواج الی و احمد که به وسیله سپیده طراحی شده از همین جا شکست خورده‌است و دلیلش هم اصرار الی بر رفتن است. تنها جایی که برای اولین و آخرین بار در طول فیلم به شخصیت الی نزدیک می‌شویم همان سکانس بادبادک بازی اوست. شور کودکانه‌ایی که وجودش را در بر گرفته، در کلوز آپ‌های دیدنی و جامپ‌کات‌های استادانه فرهادی نمایان می شود. این الی واقعی است که بادبادک بازی را به والیبال ترجیح می‌دهد. و حالا می‌فهمیم که در لحظات قبلی فقط پانتومیم بازی می‌کرده‌است! و این الی دوست داشتنی چقدر مرا به یاد آن دخترک معصوم انتهای فیلم “زندگی شیرین” می‌اندازد که فاصله‌اش با دنیای بورژوایی و پر تکلف مارچلو و دوستانش از زمین تا آسمان است. اگر آنجا فلینی این فاصله را با یک نهر آب نشان‌داده اینجا فرهادی بادبادک را بهانه قرار می‌دهد تا این فاصله را نمادین کند.

صحنه ای از فیلم درباره الی- عکس از 30 نما

صحنه ای از فیلم درباره الی- عکس از 30 نما

شاید یکی از معدود ایرادهای فیلم همان دیالوگ‌های متعدد و گاه کش‌دار آن باشد. به نظر می‌رسد فرهادی اصل مهم ایجاز را فراموش کرده‌است. یک مساله ساده بارها دهان به دهان می‌چرخد و شخصیت‌ها گاه دچار نوعی تشویش تصنعی هستند. البته این، از ارزش دیالوگ‌های قوی فیلم کم نمی‌کند.

بازی کوتاه ترانه علیدوستی فوق‌العاده است. نوع نگاه و نحوه بیان دیالوگ‌ها فاصله او را با دیگران نشان می‌دهد. حالا که صحبت از بازیگری شد حیف است که اشاره‌ای به بازی دیدنی مانی حقیقی نکنیم که در اوج عصبانیت باز هم وجه کمیک اش را حفظ می‌کند و البته بازی دور از انتظار صابر ابر آنجا که مات و مبهوت به ساک دستی الی زل زده‌است…

نامزد الی با همین ساک دستی که تنها یادگار اوست از جمع دیگران جدا می‌شود تا با «پایان تلخ» الی تنها بماند اما نمای پایانی فیلم حقیقتی هولناک‌تر را به تصویر می‌کشد: اتوموبیل یکی از خانواده‌ها در شن‌های کنار دریا گیرکرده و همه درگیر بیرون‌آوردن آن هستند و البته کاری از پیش نمی‌برند. این می تواند نمادی باشد از گرفتاری و مشقت همیشگی انسان‌های ضعیف‌النفس طبقه متوسط : یک «تلخی بی‌انتها.»

منبع : ازنوشته‌های علیرضا احسانی

«این مطلب به الزام نظر رادیوکوچه نیست»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. Elham
    1

    besiar aali bood va kamel.