Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پرسه – آیین‌ها – نگاهی به هالووین

«جشنی برای روح‌های سرگردان»

2010 October 31

سیمین / رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

این روزها پای آ‌یین‌های غربی در خانه خیلی از ما باز شده. یکی از این مناسبت‌های غربی «هالووین» است که ردپایش ولو در حد یک جاشمعی کوچک مدل کدوی مخصوص هالوویین خیلی جاها دیده می‌شود. آیینی مورد علاقه‌ی جوان‌ترها.

این روزها پای آداب و آیین‌های غربی در خانه خیلی از ما باز شده، از ایرانی‌هایی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند تا داخلی‌ها. در آستانه‌ی کریسمس با آذین بستن درخت و داخل خانه به استقبال آن می‌رویم و گنجه‌ی هدایامان پر است از هدایای روز «والنتاین». روز جشن شکرگزاری هم که یک بوقلمون گنده گاهی کنار یک ظرف آش رشته روی میز غذا جا می‌گیرد. حالا بگذریم از میهمانی‌های مختلفی که به این مناسبت‌ها برپا می‌شود …

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از این مناسبت‌های غربی «هالووین» است که ردپایش ولو در حد یک جاشمعی کوچک مدل کدوی مخصوص هالوویین خیلی جاها دیده می‌شود. آیینی که شاید خیلی از جوان‌ترها، این روزها بیش‌تر از آن می‌دانند و تمایل دارند تا اجرایش کنند. از روزها قبلش توی تقویم‌هاشون یادداشت می‌کنند، براش قرار مدار می‌گذارند و مهمانی می‌گیرند، به کلوپ‌های مخصوص می‌روند و خودشان را با لباس‌ها و آرایش مخصوص اون زینت می‌دهند.

و البته اگر از خیلی از آن‌ها بپرسیم که از چند تا آیین کهن ایرانی نام ببر و یا آیا می‌دانی «قاشق زنی» بخشی از کدام آیین هست؟ شاید پاسخ درستی نشود دریافت کرد.

به هرحال این همان ماجرای مرغ همسایه و خصوصیت فرهنگی ما که خیلی زود فرهنگ‌های وارداتی را می‌پذیریم و همین‌طور عدم پا‌ی‌بندی جدیمان به تداوم اجرای آیین‌های وطنیمان است.

اما به راستی جشن هالووین از کجا آمده؟

می‌گویند ریشه برگزاری این جشن به سال‌ها پیش شاید بیش از دو هزار سال پیش باز می‌گردد. زمانی که ساکنان نخستین جزیره بریتانیا(سلتی‌ها) در سی و یکم اکتبر جشنی را برپا می‌کردند تا یادی از ارواح درگذشتگان بکنند. همگی دور هم جمع می‌شدند، آتش می‌افروختند، قربانی می‌کردند و غذای خود را با دیگران تقسیم می‌کردند.

آنان باور داشتند که در این شب راهی میان دو جهان گشوده می‌شود و خدای جهان مردگان هم‌راه با ارواح، اجنه و دیوها به روی زمین می‌آید. بنابراین در این شب لباس‌هایی از پوست حیوانات می‌پوشیدند و سر آن‌ها را هم مانند کلاه خودی بر سر می‌گذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقاب‌های فلزی، صداهایی ایجاد می‌کردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند و در این میان راهبان آتشی می افروختند و قربانی می‌کردند تا ارواح را آرام کنند.

«هالووین» ( (Halloween از ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب، تشکیل شده و آداب آن بیش‌تر از ایرلند و اسکاتلند به سایر کشورها آمده است.

رنگ‌های نارنجی و سیاه، که در این جشن به کار می‌رود، نمادی از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. هم‌چنین پوشیدن لباس‌های عجیب و غریب و ترسناک به شکل جادو گران و اهریمن نمادی از پوشیدن پوست حیوانات در گذشته است.

اما فکر می‌کنید ماجرای این کدو تنبل ترسناک با دو چشم آتشین چیست؟

داستان جک فانوسی (Jack-o”lantern) یا کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده می‌شوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوس‌های شب هالووین در همه‌جا دیده می‌شوند نیز ریشه در فرهنگ «سلتی» دارد.

می‌گویند روح مردی به نام «جک» را پس از مرگ به بهشت و جهنم راه ندادند و او محکوم شد تا پس از مرگ در دنیا سرگردان باشد. او فانوسی را با شلغم یا ترب درست کرد و در دست گرفت تا در زمین سفر کند و پس از آن به جک فانوسی معروف شد. هرچند که هنوز هم در ایرلند و اسکاتلند این فانوس‌ها از ترب ساخته می‌شود اما گفته می‌شود مهاجران ایرلندی، پس از رسیدن به آمریکا، کدو را برای این منظور انتخاب کردند و پس از مدتی، کدو تنبل‌های بزرگ و زیبا جای ترب را گرفت.

از آن‌جا که این جشن به روح درگذشتگان اختصاص دارد، مردم در این روز خانه‌های خود را با انواع صورتک، سنگ قبر، اسکلت مصنوعی و مواردی از این قبیل تزیین می‌کنند.

زنان فال‌بین در چهارراه‌ها می‌ایستند و ازدواج دختران را پیش‌گویی می‌کنند. برخی از مردم با راهروی گل‌های زرد (گل مردگان) ارواح درگذشتگان را به خانه‌های خود هدایت می‌کنند و با ظرف‌‌های پر از غذا از‌ آن‌ها پذیرایی می‌کنند. مکزیکی‌ها، شیرینی‌های جمجمه شکل درست می‌کنند. مردان برای کدوهای توخالی چشم و دهان درست می‌کنند و درون آن‌ها شمع می‌افروزند و این صورت‌های وحشتناک را کنار پنجره‌ها می‌گذارند تا با وردهای خود، روح‌های خبیث را از ورود به خانه منع کنند.

یکی دیگر از آداب این جشن، «trick-or-treat» است، افراد به ویژه کودکان با لباس‌های عجیب و غریب، به در خانه‌ها رفته و به صاحب‌خانه می‌گویند: «چیزی بده تا اذیتت نکنیم» و او نیز خوراکی‌هایی در سبد آن‌ها می‌گذارد. افرادی هم که چیزی ندارند باید فانوس را خاموش کنند.

این جشن امروزه به دومین جشن مهم آمریکای شمالی بدل شده و میلیاردها دلار برای آن هزینه می‌شود هم‌‌چنین هر ساله هزاران بلیط برای دیدن نمایش‌های ترسناک و هیجان‌انگیز آن در سراسر دنیا فروخته می‌شود

گفته می‌شود این رسم که تا حدودی شبیه قاشق‌زنی خودمان در شب «چهارشنبه سوری» است، بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز «تمام مقدسین» که روز بعد از هالووین است، روی می‌داد و در آن افراد فقیر به خانه‌های ثروت‌مندان مراجعه می‌کردند تا طلب پول یا غذا کنند و اگر کسی از کمک به آن‌ها سر باز می‌زد، روح‌های خبیث به سراغش می‌آمدند و خانه‌اش را ویران می‌کردند.

البته این روزها این جشن مذهبی بیش‌تر جنبه تفریحی و فانتزی به خود گرفته است و مسیحیان متعصب معتقدند به جشنی برای ظهور روح‌های شریر مبدل شده است. آن‌ها می‌گویند در دوران گذشته با رواج مسیحیت دشمنان کلیسا با تحقیر و آزار مسیحیان در شب هالوین. شیطان را می‌ستودند و از این روست که در زمان حال، حوادثی نظیر، آتش‌سوزی، ضرب و شتم و حتا مرگ‌و‌میر بیش‌تر از هر وقت دیگر در این شب به چشم می‌خورد.

به هرروی این جشن امروزه به دومین جشن مهم آمریکای شمالی بدل شده و میلیاردها دلار برای آن هزینه می‌شود. هم‌‌چنین هر ساله هزاران بلیط برای دیدن نمایش‌های ترسناک و هیجان‌انگیز آن در سراسر دنیا فروخته می‌شود.

اما به هرحال برپایی و حفظ آیین‌ها در زنده نگاه داشتن ارزش‌های فرهنگی یک جامعه بسیار تاثیرگذار است حتا اگر این آیین، آیینی برای روح‌های شرور باشد.

فقط یادتان باشه اگر میهمان یکی از جشن‌های هالووین بودید، فراموش نکنید تا کسی عطسه کرد به او بگویید: «خدا حفظت کند». بنا به باورهای سلتی، هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب می‌شود و در شب هالووین، باید حتمن مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند «خدا حفظت کند» تا مبادا شیطان روح آن‌ها را تسخیر کند.

منبع

تبیان

آفتاب

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. ebrahim morova
    1

    bخیلی آموزنده بود نکته هایی را اشاره میکنید که انسانها به آن فکر میکنند اما دلآیل بوجود آمدن آن را نمیدانن و شاید فکر میکنیم که روزی کسی برایمان تعریف میکند و لذت چند گانه آن را میبریم ،آگاهی از آنچه کردیم ،و خاطرات یادم میاد دخترانی را که پسری را دوست داشتند چهره شان رامی پوشاندند به در خانه آنها میرفتند و قاشق زنی میکردند،شاید این از معدود فرصتهایشان بود خاطرات شیرینی را تدائی کردید ، ممنونم