Saturday, 18 July 2015
22 January 2021
پس از شش بار به پای چوبه دار رفتن

«بهنود شجاعی از زندان تن رها شد»

2009 October 11

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan.roozbeh@gmail.com

ساعاتی پیش در بامداد روز یک شنبه نوزدهم مهرماه بهنود شجاعی نوجوانی که تاکنون شش بار به پای چوبه دار رفته بود اعدام شد. بهنود شجاعی به یک فقره قتل در سن شانزده سالگی اعتراف کرده بود. او در بیست و هشتم مرداد ماه سال 1384 در یک درگیری که در پارک ونک به وقوع پیوست نوجوانی دیگر به نام احسان (امید) نصرالهی را به قتل رساند.

20091011-behnoud-koocheh

اما وکیل او محمد مصطفایی معتقد است که موکلش بر اساس شواهد تنها کسی نبوده که ضربه چاقو زده است. ظاهر امر این گونه است که یکی از دوستان بهنود به نام حسام با او تماس می ‌گیرد و موضوع اختلاف خود با امید را مطرح می‌ کند، بهنود برای حل و فصل اختلاف میان حسام و امید به پارک می رود و می ‌بیند که آن‌ها در حال جر و بحثند، بهنود آن‌ها را جدا می ‌کند اما امید هنگام برگشت به بهنود ناسزا می ‌گوید و درگیری بین آن‌ها آغاز می‌ شود و در نهایت به قتل امید می انجامد. بهنود شجاعی در دفاع از خود ادعا کرده که امید چاقو در دست داشته و او برای دفاع از خود با تکه شیشه ‌ای یک بریدگی بر سینه وارد می کند و از محل می گریزد.

بهنود در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران مجرم شناخته شد و در دهم مهر 1385 حکم قصاص (اعدام) برای او صادر شد، این حکم با اعتراض وکیل بهنود روبرو شد، اما در نهم تیر 1386 در شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور تأیید شد.

در گزارش پزشکی قانونی اشاره شده است که علت مرگ وارد شدن بیش از یک ضربه به سینه مقتول بوده است در حالی که بهبود شجاعی با وارد آوردن یک ضربه بر سینه مقتول از محل می گریزد. نکته ای که قاضی‌ها پرونده هیچ گاه مورد توجه قرار ندادند. از سویی دیگر بنابر توافقات بین اللملی که ذیل متمم های کنوانسیون های حقوق کودک ذکر شده است، اعدام افراد زیر هجده سال که «کودک» خوانده می شوند پذیرفته نیست. کشور ایران نیز در سال 1373 با تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسمن این کنوانسیون و ملحقات اش را پذیرفت.

طبق ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک و بند ششم ماده پنج میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که به تصویب ایران نیز رسیده است، اعدام افرادی که در زمان ارتکاب جرم سن شان زیر ۱۸ سال باشد، ممنوع است. اما در علی‌رغم این پذیرش تعدادی از نوجوانان پس از این تصویب که فعالان حقوق بشر حدود پنجاه نفر بر آورد کرده اند، به اعدام محکوم شدند که حکم در مورد آن‌ها نیز اجرا شده. رضا حجازی، دل آرا دارابی، بهنود شجاعی، بهنام زارع که در زندان عادل آباد شیراز اعدام شده است از جمله این اعدام شدگان‌اند.

طبق ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک و بند ششم ماده پنج میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که به تصویب ایران نیز رسیده است، اعدام افرادی که در زمان ارتکاب جرم سن شان زیر ۱۸ سال باشد، ممنوع است.

در مورد پرونده بهنود شجاعی تلاش های بسیاری صورت گرفت اما تمامی این تلاش ها بی ثمر بود. پس از این که وکیل های او محمد مصطفایی و محمد اولیایی فر رسانه ها را از روند این پرونده مطلع کردند بسیاری از فعالان اجتماعی و مدنی با حساسیت سعی در همراهی وکیل‌های او داشتند. از جمله تنی چند از هنرمندان با حضور در خانه اولیای دم توانستند رضایت خانواده مقتول را جلب کنند. عزت اله انتظامی هنرمند ایرانی با جلب رضایت خانواده مقتول به همراه تعدادی دیگر از هنرمندان حساب بانکی‌ای را برای جلب کمک های مردمی افتتاح کرد تا بتوانند مبلغی که مورد نظر خانواده مقتول بود بپردازند. اگرچه هیچ گاه اشاره نشد این رقم چقدر بوده اما بنابر اشاره وکیل پرونده محمد اولیای فر رقم بسیار هنگفتی بوده است. دو روز بعد از اعلام شماره حساب، این هنرمندان به دادسرای تهران احضار شدند. آنان با دادن تعهد که دیگر حسابی را باز نکنند در عمل اجازه ادامه کار را نیافتند و از سویی دیگر علی رغم وجود فیلم های مستند که در محل منزل خانواده مقتول گرفته شده بود. این خانواده رضایت خود را انکار کردند. بر اساس قوانین حقوق اسلامی اگر اولیای دم حتا به زبان رضایت خود را اعلام کنند دیگر نمی توانند از رضایت سر باز زنند و حکم غیر قابل اجرا است. محمد مصطفایی به همین دلیل حتا استفتایی را از دفتر آیت اله ناصر مکارم شیرازی کرد که در پاسخ به صراحت این آیت اله اجرای حکم را با اعلام رضایت غیر شرعی خوانده بود.

اما برای پنجمین بار بهنود به پای چوبه دار رفت. این بار در آخرین لحظات با دستور رئیس جدید قوه قضاییه آیت اله لاریجانی حکم به تعویق افتاده بود اما باز هم بدون نظر گرفتن قوانین حمایت از کودک و بررسی نقایص پرونده و فقط با انگیزه ایجاد فرصت برای جلب رضایت خانواده مقتول. در مدت یک ماه گذشته نیز اولیای دم رضایت ندادند و به این ترتیب بهنود شجاعی برای بار ششمین بار به قرنطینه زندان اوین برای اجرای حکم اعزام شد. محمد مصطفایی وکیل وی در همین خصوص اشاره می کند:

«امروز صبح بهنود شجاعی برای ششمین مرتبه به قرنطینه زندان اوین منتقل شد تا مراحل اجرای حکم اعدام را در تنهایی خود مرور کند. برای اولین بار که بهنود را به پای چوبه دار بردند. چهار جوان دیگر هم همراهش بود. او اعدام نشد ولی چهار جوان دیگر به پای چوبه دار رفته و مجری حکم طناب دار را بر گردن آنها انداخت و بهنود لرزش های بدن آنان را دید و ترس و وحشتش هزار برابر شد. تا یک ساعت دیگر بهنود پدرش را خواهد دید. به هر جایی که لازم بود سر زدیم و التماس کردیم و موارد غیر قانونی بودن اجرای حکم را گفتیم ولی متاسفانه گوش شنوایی پیدا نکردیم. شاید تا لحظاتی دیگر در خروجی های خبرگزاریها، خبر توقف اعدام را ببینیم. و من امیدوارم چنین باشد. اصلا باورم نمی شود که بهنود بی مادر تا ساعاتی دیگر اعدام خواهد شد. امروز ساعت ۳ صبح خبرداده اند که در زندان اوین باشم ای کاش افرادی باشند که بتوانند از با خانواده اولیاءدم صحبت کنند و آنها را متقاعد کنند که جلوی اجرای حکم را بگیرند و گذشت کنند. بهنود و این نوجوانان بی پناه را را تنها نگذارید.»

خبر‌ها حاکی از آن است که در پی تلاش حاضران و وکیل‌های بهنود تمامی اعضای خانواده وی به جز مادر مقتول حاضر به رضایت بوده‌اند اما به دلیل عدم رضایت وی بهنود در ساعت 5:30 صبح روز یک شنبه به دار آویخته شد.

با همین فراخوان بود که بسیاری از مردم و فعالان حقوق بشر از ساعت دو صبح در برابر زندان اوین تجمع کردند. در میان تجمع کنندگان می توان به خانم پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی و مادر ندا آقا سلطان اشاره کرد. برخی از هنرمندان و اعضای یونیسف نیز در بین این حاضران که بنابر گفته شاهدان حدود دویست نفر بوده‌اند دیده شده‌اند. خبر‌ها حاکی از آن است که در پی تلاش حاضران و وکیل‌های بهنود تمامی اعضای خانواده وی به جز مادر مقتول حاضر به رضایت بوده اند اما به دلیل عدم رضایت وی بهنود در ساعت 5:30 صبح روز یک شنبه به دار آویخته شد.

پبش از این سخن گوی قوه قضاییه، علی رضا جمشیدی اشاره کرد بود که در ایران اعدام افراد زیر هجده سال نداریم. وی اظهار داشت: «قوه قضائیه در ادامه اقدامات اصلاحی، ممنوعیت اعدام افراد زیر 18 سال را براساس بخشنامه برای مراجع قضایی سراسر کشور فرستاده و این اقدام را قانونمند کرده است.در این بخشنامه از مراجع قضایی سراسر کشور خواسته شده است تا مقررات مربوط به آیین نامه کمیسیون عفو، بخشودگی و تبدیل مجازات شامل حال مجرمان کمتر از 18سال شود.» این سخن گو اشاره می کند که این قبیل موارد اعدام نیست بلکه قصاص نفس است.

اعدام بهنود شجاعی به روایت محمد مصطفایی یکی از وکیل های بهنود:

دیشب حافظ گفت:

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم                             خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست                روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم                                دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

منتظر بودم تا زمان بگذرد و به درب زندان اوین روم حدود ساعت ۲:۳۰ دقیقه با کوهیار قرار گذاشتم و به سمت زندان اوین رفتیم. حدود ۲۰۰ نفر از فعالان حقوق اجتماعی و تعدادی مادر داغدیده هم حضور داشتند. منتظر بودیم که اولیاءدم به زندان بیایند. بعد از گذشت یک ساعت مادر و پدر احسان (مقتول) را به همراه برادر و خواهرش دیدیم. جمعیت به سمت وی رفتند تا آنان را از اعدام بهنود منع کنند. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیای دم گذشت خواهند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسوولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیای دم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسوولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست.

طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. تا چارپایه از زیر پای بهنود کشیده شد تمام اطراف سیاه شده بود. امروز دیگر بهنود در زندان و بین دوستان خود نیست. جای خالی بهنود را احساس می کنند. من تمام تلاش خودم را کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. باز هم عقیده دارم او مستحق مرگ نبود.

او نمی بایست اعدام شود. ولی اعدام شد. اعدام

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: