Saturday, 18 July 2015
30 November 2020
دایره‌ی شکسته

«ادبیاتی با اکسیر جوانی»

2010 November 16

مهشب تاجیک / رادیو کوچه

«ویکتورماری‌ هوگو» بزرگ‌ترین شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شاید بزرگ‌ترین شاعر در عرصه ادبیات فرانسه و نیز داستان‌نویس، درام‌نویس و ‌یکی از بنیان‌گذاران مکتب رومانتیسم، در بیست‌و‌ششم فوریه 1802متولد شد. وی سومین پسر کاپیتان «‌ژوزف لئوپولد سیگیسبو هوگو» ‌که بعدها به مقام ژنرالی نایل آمد و «سونی‌تره‌بوشه» بود. هوگو به شدت تحت نفوذ و تاثیر مادرش قرار داشت. مادر وی از سلطنت‌طلبان و از پیروان متعصب آزادی به شیوه‌ی ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع، توانست علاقه و محبت فرزندش را نسبت به خود برانگیزد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کودکی و جوانی را با برادران خود نزد مادر و در خانه‌ای در پاریس گذراند که خاطرات باغ‌چه بزرگش که هنوز حالت طبیعی و وحشی را حفظ کرده بود، در اشعار مشهورش دیده می‌شود. در سال 1811‌ مادر با سه پسرش به مادرید سفر کرد تا از شوهر که به مقام ژنرالی ارتش امپراتوری ارتقا یافته بود، دیدن کند. آنان تا سال 1813 در اسپانیا ماندند و در این سفر ذوق و قریحه‌ی ویکتور درباره رنگ‌های محلی و نقش‌های اسپانیایی و خصوصیت‌های این سرزمین بیدار گشت، اما ادراک او از عالم طبیعت که در تخیلاتش جای مهمی اشغال کرده بود، در پاریس رشد کرد و استعدادش بسیار زود در این شهر ظاهر شد. در چهارده سالگی در یادداشتش نوشته است «می‌خواهم شاتوبریان باشم یا هیچ.» هوگو پس از آن با عشق شدید و اسلوب معین به نویسندگی، شاعری، رمان‌نویسی و نقد هنری پرداخت. وی که از قریحه‌ی شاعری برخوردار بود، به این نکته پی برد که شعر حرفه‌ای است که باید ابتدا فنون آن را فراگرفت.

در سال 1814 به دستور پدر وارد پانسیون «کوردییر» شد و بخش مهم تحصیلات ابتدایی را در آن‌جا گذراند. تکالیف مدرسه مانع از مطالعه‌ی آثار معاصران، به ویژه شاتوبریان و نیز مانع از نگارش تصنیف‌های ادیبانه‌ی او نشد. سرودن شعر را با ترجمه اشعار ویرژیل آغاز کرد‌. شعر بلند «شادی مطالعه در لحظه‌لحظه حیات»، او را به جمع شاعران پیوند داد و در همین سال‌ها یعنی قبل از بیست سالگی نخستین قصه‌ی بلند خود، یعنی کتاب «Bug Jargal» را منتشر کرد و با انتشار این کتاب به جمع ادبا راه یافت. در سال 1822 با «آدل‌فوشه» دوست دوران کودکی خود، ازدواج کرد. در سال 1827 «درام کرمول» را نوشت و مقدمه‌ای مفصل برای آن آورد که خود کتابی مستقل بوده و اهمیت آن به مراتب فراتر از خود درام است.

در فوریه 1830 «ارنانی»  نوشته‌ی او در «کمدی‌فرانسز» (Comedie-Francaise) با اقبال عمومی بر صحنه آمد و افتخار هوگو مسلم و پیروزی رمانتیک بر کلاسیک قطعی شد. در همین سال دختر هوگو «آدل»  (Adele) به دنیا آمد‌. در سال‌های 1830 تا 1843 دوران پرثمر قریحه و ذوق هوگو در همه نوع اثر ادبی به شمار می‌آید. در قلمرو رمان‌نویسی، اولین رمان بزرگ او «نوتردام دو‌پاری» یا «گوژپشت نتردام» ( Notre   Dame de Paris ) در 1831 عرضه شد، رمانی که رستاخیز درخشان قرون وسطا و در عین حال داستان غم‌انگیز سرنوشت بشر بود. در سال 1845 از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد. انتخاب وی اعتراضات فراوانی را برانگیخت و به مدت سه ماه، درگیری‌هایی آغاز شد که سرانجام، به گوشه‌گیری هوگو انجامید و هوگو در انزوای تمام، شاه‌کار انسان‌دوستانه خود، «بینوایان» را به رشته تحریر درآورد. با وقوع انقلاب 1848 فترتی در قصه‌نویسی هوگو پیدا شد و به‌طور فعال وارد جریانات سیاسی شد.

در قلمرو شعر چهار دیوان به این ترتیب انتشار داد «برگ‌های پاییز» (Les Feuilles d’Automne)‌، «سرودهای سپیده‌دم» (Les Chants du Crepuscule)‌، «نداهای درونی» (Les Voix interieures) و «پرتوها و سایه‌ها» (Les Rayons et les Ombres). هوگو در این دیوان‌ها از احساس‌های درونی، تفکرات و هیجان‌های شخصی و اندیشه‌هایش درباره تاثیر شاعر و سرنوشت بشر، تجسم و توصیف طبیعتی که خود تماشاگر آن بوده و عشق «ژولیت درویه»(Juliette Drouet) که با وجود کار شدید و مداوم ادبی و سیاسی تا دم مرگ ادامه داشته و مانند آن سخن گفته است و بیان کلاسیک را با تخیلات رمانتیسم پیوند کرده که گاه با فصاحت فراوان نمودار شده و گاه با سادگی کامل. در زمینه‌ی نمایش‌نامه او نمایش‌نامه‌ی منظوم «روی بلاس»(Ruy Blas) را انتشار داد که در درجه‌ای عالی قرار داشت و به موقعیت سیاسی و اخلاقی هوگو بستگی می‌یافت و کینه‌ی او را به «سنت‌بوو» ( Sainte Beuve)‌، منتقد نام‌دار که از لحاظ سیاسی و خانوادگی رقیب او به شمار می‌آمد. زیرا در این سال‌ها مادام هوگو معشوقه سنت‌بوو شده بود.

در 1868 همسر هوگو در بروکسل درگذشت. هوگو در پنج سپتامبر 1870 به پاریس بازگشت و به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شد، اما استعفای خود را تقدیم داشت و بعدها در سال 1876 به سمت سناتوری پاریس برگزیده شد و هنگامی که از حکومت جدید نیز سرخوردگی یافت، به خانه‌ی خود در تبعیدگاه سابقش بازگشت. یک سال آن‌جا ماند، در سیاست کم‌تر دخالت کرد و وقت خود را بیش‌تر به نوشتن گذراند و آثاری را که در دوره‌ی تبعید ناتمام گذارده بود، به پایان رساند. آثار این دوره عبارت است از «سال وحشت‌زا»( L’Annee Terrible)‌، «نود و سه»(Ouatre-Vingt-Treize)‌، آخرین سلسله از افسانه «قرون»، «هنر پدربزرگ بودن»( L’Art d’etre grand-pere)‌، شامل اشعاری که از وجود دو نواده‌اش ژورژ و ژان الهام گرفته است که در آخرین سال‌های زندگی موجب تسکین خاطر شاعر در برابر مصیبت از دست دادن فرزندانش بوده‌اند، «داستان یک جنایت»( Histoire d’un crime)‌، ادعانامه‌ای بر ضد «ناپلئون سوم»، «ادیان و دین»(Religions et Religion)‌،‌ «الاغ»(L’Ane) و مانند آن. در منظومه‌ی ادیان و دین هوگو خداپرستی عرفانی را که در بشر وجود دارد، در برابر تعبیر و تفسیرهای خاصی که تمدن‌های گوناگون از دین به عمل می‌آورد، قرار داده و در منظومه الاغ با حدت و حرارت فراوان از روش‌های مختلف فلسفی انتقاد کرده است. در سال 1881«چهار نفخه‌ی روح» (Les Quarre Vents de l’Esprit ) را منتشر کرد. هوگو مظهر درخشان ملت جمهوری‌خواه بود. خطابه‌هایش در موارد مختلف انعکاس وسیعی به هم‌راه داشت و هر روز بر افتخار او افزوده می‌گشت. پاریس سال‌روز هشتاد سالگی او را به‌طور رسمی جشن گرفت. هوگو در بیست و دوم ماه مه 1885 درگذشت و دولت، اول جون را عزای ملی اعلام کرد. تابوتش در زیر طاق نصرت پاریس برای ادای احترام ملت گذارده شد و پس‌ از آن در «پانتئون»(Pantheon)‌‌، مقبره‌ی بزرگان به خاک سپرده شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,