Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
زخم- «قتل‌های خانوادگی»

«دست‌های مهربانی که گرمی زندگی را می‌ستانند»

2010 November 30

افشان برزگر/ رادیو کوچه

«قتل»، جنایتی است که در تمام جوامع اتفاق می‌افتد، اما آن‌چه به تلخی این جنایت می‌افزاید، آن است که قتل در امن و صمیمی‌ترین مکان دنیا یعنی «خانواده» اتفاق بیافتد و دست افراد خانواده به خون یک‌دیگر آغشته شود. پدیده‌ای وحشت‌ناک که در حال گسترش حتا در جوامع سنتی هم‌چون ایران است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«قتل‌های خانوادگی» به آن دسته از قتل‌هایی اطلاق می‌شود که قاتل و مقتول دارای وابستگی ژنتیکی و خونی باشند که قتل زن توسط شوهر و برعکس، قتل فرزندان توسط والدین و برعکس و قتل افراد درجه دو خانواده هم‌چون دایی، خاله، عمه، عمو، مادربزرگ، پدربزرگ و فرزندانشان در زمره این دسته از قتل‌ها قرار می‌گیرد.

بنا بر اعلام‌ سرهنگ «مصطفایی»، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی نیروی انتظامی ایران، حدود 30 درصد از قتل‌هایی که در نیمه نخست امسال در کشور به وقوع پیوسته، قتل‌های خانوادگی بوده است.

وی گفته که بیش‌ترین قتل‌های خانوادگی با 18 درصد مربوط به قتل زنان توسط شوهرانشان بوده است. البته حدود 65 درصد از قتل‌های خانوادگی بدون برنامه‌ریزی قبلی انجام شده و متهم قصد کشتن مقتول را نداشته است.

مصطفایی با بیان این‌که 47 درصد از قتل‌های خانوادگی نیمه نخست امسال با استفاده از سلاح سرد انجام شده، اعلام کرده است که علت حدود 36 درصد از قتل‌های خانوادگی ناشی از اختلافات خانوادگی و حدود 21 درصد دیگر به دلیل مسایل اخلاقی بوده است.

در حالی که معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی ناجا، نرخ سالیانه قتل‌های خانوادگی در هر یک صد هزار نفر را کم‌تر از یک نفر اعلام کرده و از طرف دیگر جانشین پلیس آگاهی نیروی انتظامی ایران خبر از کاهش چهار درصدی وقوع قتل‌های خانوادگی در سال جاری می‌دهد، اما کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی از افزایش و خشن‌تر شدن این دسته از قتل‌ها سخن به میان می‌آوردند، به‌طوری که دکتر «مجید ابهری»، متخصص علوم رفتاری و آسیب‌شناس اجتماعی که بر روی 1594 پرونده قتل‌های خانوادگی در ایران کار کرده، در گفت‌وگو با رادیو کوچه نسبت به خشن شدن قتل‌های خانوادگی در ایران هشدار می‌دهد و این را زنگ خطری برای مسوولان می‌داند تا پیش از همه‌گیر شدن این آسیب اجتماعی فکری به حال آن بیاندیشند.

وی با اشاره به نتایج تحقیقات خود می‌گوید: «حدود 30 درصد از قتل‌هایی که در کشور اتفاق می‌افتد، قتل‌های خانوادگی است که در 50 درصد پرونده‌ها، این قتل‌ها بدون برنامه ‌قبلی به وقوع پیوسته است که این امر نشان از کاهش آستانه تحمل افراد و سریع خشم‌گین شدن آن‌هاست.»

ابهری با بیان این‌که بیش‌تر پرونده‌های قتل‌های خانوادگی مربوط به قتل زن توسط شوهر و برعکس است، اظهار می‌کند: «در این دسته از پرونده‌ها که همسران یک‌دیگر را می‌کشند، سهم مردان در قتل زنانشان 80 درصد است و در 20 درصد از پرونده‌ها، زنان اقدام به قتل شوهرانشان کرده‌اند.»

وی مهم‌ترین علت قتل زنان توسط شوهرانشان را اعتیاد مردان به یکی از انواع مواد مخدر دانسته و عنوان می‌کند: «در جریان بررسی بر روی پرونده‌ها مشخص شد که 98 درصد مردانی که اقدام به کشتن همسرانشان کرده‌اند، به مواد مخدر اعتیاد داشته‌اند و تنها دو درصد آن‌ها سالم بوده‌اند.»

این استاد دانش‌گاه «شهید بهشتی» درباره انگیزه زنان برای قتل شوهرانشان نیز می‌گوید: «اعتیاد، ازدواج اجباری، توجه نشدن به نیازهای روحی و جنسی زنان و خیانت از مهم‌ترین انگیزه‌های زنان برای قتل همسرانشان بوده است. البته در 95 درصد از این دسته از قتل‌ها، زنان دارای روابط مخفی و پنهانی با شخص دیگری هستند و با مشارکت مرد دیگری اقدام به قتل شوهرانشان می کنند که حتا در بررسی پرونده‌های قتل دیده شده، زنان با اجیر کردن افاغنه و پرداخت حق‌الزحمه به آن‌ها، شوهران خود را به قتل رسانده‌اند.»

وی بیان می‌کند: «‌هم‌چنین در پنچ درصد از قتل‌های خانوادگی زنان با هم‌کاری فرزندانشان، اقدام به کشتن همسرانشان کرده‌اند که اکثر انگیزه قتل در این روش نیز اعتیاد پدر بوده است.»

ابهری درباره قتل فرزندان توسط والدین و برعکس نیز می‌گوید: «30 درصد از پرونده‌های قتل‌های خانوادگی نیز مربوط به این دسته از قتل‌هاست که در اغلب پرونده‌های قتل فرزندان توسط والدین، پدران قاتل بوده و تنها در دو پرونده مادران اقدام به کشتن فرزندان خود کرده بودند.»

وی با بیان این‌که در بررسی پرونده‌های قتل فرزندان توسط والدین، کودکان دو تا 20 ساله مقتول بوده‌اند، اظهار می‌کند: «در این پرونده‌ها توزیع جنسیتی فرزندان هم تقریبن یک‌سان بوده و به گونه‌ای نبوده که به‌طور مثال دختران بیش‌تر از پسران توسط والدین خود به قتل برسند.»

این آسیب‌شناس مسایل اجتماعی عنوان می‌کند: «‌هم‌چنین در پرونده‌های مورد تحقیق 27 تا 29 مورد قتل‌های فرزندان توسط نامادری‌ها و در اغلب موارد با روش شکنجه صورت گرفته است و تنها متهم یک پرونده قتل، ناپدری بوده است.»

وی ادامه می‌دهد: «‌در 20 درصد از پرونده‌های قتل‌های خانوادگی، والدین به دست فرزندانشان به قتل می‌رسند که 100 درصد این قتل‌ها توسط پسران که همگی آن‌ها نیز معتاد بوده‌اند، انجام شده است که درگیری بر سر تامین هزینه مواد مخدر و یا توهم پس از مصرف قرص‌های روان‌گردان از دلایل درگیری و در نهایت قتل والدین بوده، به‌طوری که در یک پرونده نوجوان 17 ساله پس از مصرف قرص روان گردان، پدر خود را یک «گوسفند» دیده و سپس اقدام به بریدن سر وی کرده است.»

ابهری درباره قتل خواهران به دست برادران و برعکس نیز می‌گوید: «این دسته از قتل‌ها نیز 17 درصد از قتل‌های خانوادگی را تشکیل می‌دهند که در 100 درصد موارد، این برادران هستند که اقدام به کشتن خواهرانشان می‌کنند که انگیزه اکثر این قتل‌ها نیز ناموسی است.»

به گفته وی، 10 درصد قتل‌های خانوادگی نیز مربوط به قتل اعضای درجه دو خانواده هم‌چون عمه، دایی، خاله، عمو و … می‌شود که دلیل اغلب این دسته از قتل‌ها نیز اعتیاد به مواد مخدر و روان‌گردان‌ها است.

این محقق با بیان این‌که 98 درصد از قتل‌های خانوادگی در خانه اتفاق می‌افتد، می‌گوید: «این دسته از قتل‌ها بیش‌تر در طول روز اتفاق می‌افتد و قاتلان پس از ارتکاب به قتل، جنازه‌ها را به خارج از خانه منتقل می‌کنند.»

وی استان تهران را در وقوع قتل‌های خانوادگی رکورددار دانسته و اعلام می‌کند: «بعد از تهران، استان‌های خوزستان و کردستان قرار دارند، این در حالی است که استان یزد و سپس استان آذربایجان شرقی شاهد وقوع کم‌ترین قتل‌های خانوادگی بوده‌اند.»

به اعتقاد ابهری، روند رو به رشد مهاجرت به تهران و عجین نشدن خرده فرهنگ‌های میهمان با میزبان باعث شده که تعداد قتل‌های خانوادگی در تهران بیش‌تر از استان‌های دیگر کشور باشد.

وی با بیان‌این که در بررسی پرونده‌های قتل‌های خانوادگی هیچ ارتباط منطقی میان وضعیت مالی با قتل‌ها دیده نشده است، بیان می‌کند: «هم‌چنین محل وقوع قتل‌ها نیز به لحاظ جغرافیایی شهرها به محلات و مناطق خاص اختصاص نداشت و قتل‌ها در شمال، جنوب، مرکز و شرق و غرب شهرها اتفاق افتاده است.»

این متخصص علوم رفتاری و آسیب‌شناس اجتماعی با هشدار نسبت به کاهش سن قاتلان، اظهار می‌کند: «در پرونده‌های قتل های خانوادگی به قاتلان 16 ساله نیز برخورد کردیم که در یکی از موارد، قاتل 16 ساله اقدام به برادرکشی کرده بود.»

وی می گوید: «‌در 87 درصد قتل‌های خانوادگی، قاتلان از سلاح سرد برای قتل استفاده کرده‌اند که استفاده از دارو، سموم شیمیایی، پرت کردن از بلندی، اسلحه گرم و دار‌زدن در رتبه‌های بعدی قرار دارد.»

هرچند همه، چه مسوولان، کارشناسان و جامعه می‌دانند که قتل اعضای خانواده توسط یک‌دیگر پیامی جز اوج فشارها و مشکلات اجتماعی بر افراد جامعه ندارد

این استاد دانش‌گاه شهید بهشتی با هشدار نسبت به خشن‌شدن قتل‌های خانوادگی عنوان می‌کند: «در بررسی پروند‌های قتل‌های خانوادگی سنگ‌دلی و قساوت قاتلان کاملن بارز است، به‌طوری که در 97 درصد موارد افراد به طرز فجیع به قتل رسیده‌اند.»

وی می‌گوید: «در اغلب این دسته از قتل‌ها، قاتلان اقدام به مثله‌کردن جنازه و یا آتش‌زدن آن می‌کنند، به‌طوری که در یک پرونده زنی جسد شوهر خود را 164 تکه کرده بود که این موضوع از اوج نفرت و خشونت یک فرد حکایت دارد.»

ابهری عنوان می‌کند: «‌شیوع چنین روش‌هایی در قتل‌های خانوادگی که تعداد آن‌ها کم هم نیست، بسیار هشداردهنده و جدی بوده و نشان‌دهنده از بین رفتن قبح گناهان و جرایم در جامعه است.»

هر چند به اعتقاد دکتر ابهری و سایر کارشناسان حوزه آسیب‌های اجتماعی، عوامل گوناگونی هم‌چون فقر فرهنگی و اقتصادی، تضعیف سلامت روان در جامعه، بی‌کاری، اعتیاد، سو‌ظن، خیانت، پایبند‌نبودن به اصول اخلاقی، مسایل اجتماعی و سیاسی، تعصبات نابجا و پوسیده، امید نداشتن به آینده، کاهش آستانه تحمل، شکاف میان نسل‌ها، شکست‌های عشقی، توقعات نابجا و ترویج خشونت از طریق پخش اخبار و فیلم‌های خشن در وقوع قتل‌های خانوادگی نقش کلیدی دارند، اما باید پرسید نقش مسوولان برای حفظ حریم خانواده و جلوگیری از وقوع چنین جنایت‌هایی در این مکان امن چیست؟

هرچند پلیس ایران به عنوان دست‌گاه برقرارکننده امنیت در کشور از تعداد قتل‌های خانوادگی در کشور ابراز نگرانی کرده و دلیل افزایش این دسته از قتل‌ها را تسلط نداشتن نیروهای امنیتی و پلیس بر فضای داخلی خانواده‌ها می‌داند، اما به نظر می‌رسد، مشکل از جای دیگر است و سیستم تصمیم گیری کشور در زمینه «پیش‌گیری قبل از درمان» دارای ضعف‌های اساسی است، به‌طوری که صاحب نظران مباحث آسیب‌های اجتماعی معتقدند که ضعف و خلا قانونی، فضا را برای بروز خشونت در خانواده‌ها فراهم کرده است، به‌طوری که نبود قوانین و مقررات مشخص و فقدان حمایت‌های قضایی لازم باعث شده که درگیری‌های بسیار سطحی و کوچک به قتل منتهی شود، در حالی که مسوولان و قانون‌گذاران باید هزینه‌های انجام خشونت در خانواده‌ها را افزایش دهند، تا افراد به دلیل ترس از عقوبت خود، به‌راحتی دست به جنایت نزنند.

هم‌چنین ضعف فرهنگی و نبود کنترل‌های اجتماعی به ویژه در برخی خرده فرهنگ‌ها و اقوام باعث شده که مردان به بهانه‌های نخ‌نما شده هم‌چون «دفاع از آبرو» و «غیرت» اقدام به قتل اعضای خانواده،  به خصوص دختران و زنان کنند، بنابراین در صورتی که مراجع قضایی و کیفری برای پایان دادن به این «رسم» وارد میدان نشوند، این چرخه معیوب هم‌چنان ادامه می‌یابد.

البته در رابطه با قتل‌های خانوادگی مقوله فرهنگ‌سازی نقش بسزایی در کاهش این آسیب اجتماعی در کشور دارد، اما از آن‌جا که فرهنگ‌سازی کاری سخت و زمان بر است، معمولن این امر مهم و حیاتی مورد توجه مسوولان قرار نمی‌گیرد و اساسن به دست فراموشی سپرده شده است.

هرچند همه، چه مسوولان، کارشناسان و جامعه می‌دانند که قتل اعضای خانواده توسط یک‌دیگر پیامی جز اوج فشارها و مشکلات اجتماعی بر افراد جامعه ندارد و در منظر عمومی قتل به دست افراد غریبه در کوچه و خیابان بسیار قابل قبول‌تر از قتل در محیط خانواده است، پس چرا مسوولان و دست‌اندکاران هم‌چنان دست روی دست گذاشته و این زنگ خطر را که سال‌هاست نواخته شده است را نمی‌شنوند؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,