Saturday, 18 July 2015
29 November 2020
کشتار چابهار توسط جنداله وعکس‌العمل بلوچ‌ها،

«کشتار به هر نحوی و از سوی هر گروهی محکوم است»

2010 December 16

این گزارش از مطالب ارسالی به رادیو کوچه است.

عبدالـستـار دوشوکی

کشتار فجیـع و ضد انسانی حدود چهل نفر بی‌گناه از جمله زن و کودک و زخمی شدن تعداد زیادی از هم‌وطنان عزادار در چابهار(١) توسط جنداله (۲)، یک‌بار دیگر جزم اندیشی بنیادگرایانه طالبانی و شیوه‌های ناپسند الــقـاعـده‌ای گروه جــنــداله را در زیر ذره بین قضاوت افکار عمومی قرار داده است. استدلال عقلانی و تصور منطقی و اسلامی ‌بر این پایه استوار بود که جنداله که خود را یک گروه اسلامی قلمداد می‌کند حرمت ایام شهادت نوه پیامبر اسلام را رعایت کند. اما شوربختانه این‌گونه نشد. جنداله همان کاری را کرد که ظاهرن در آن تـبـحر دارد و هم‌فکران و هم‌مسلکان آن‌ها در عراق و پاکستان مشغول آن هستند. تفکر القاعده‌ای نه به  نمازگزاران شیعه در حرم نوه‌های پیامبر اسلام در عراق رحم می‌کند و نه به نمازگزاران سنی در مساجد روستا‌های پیشاور پاکستان. و اینک این آتش کور تعصب و جنایت به زادگاه من چابهار نیز رسید. هیچ انسان با خرد و با وجدان آگاه هر‌گز نمی‌پذیرد که‌ قتل وخشونت عریان و اینک کشتار بی‌رحمانه و غیر‌انسانی عزادران بی‌گناه در چــابـهـار در راستای احقاق حقوق مردم بلوچ یا اهل سنت ایران باشد.  متاسفانه این اولین بار نیست که جنداله مرتکب چنین اعمالی می‌شود. من در روز چهارشنبه ٢٣ فروردین ۱۳۸۵ در مقاله‌ای در سایت بلوچ ٢٠٠٠ خطاب به مردم بلوچ، فعالان مدنی و نیروهای سیاسی بلوچ، کشتار و سر بریدن گروگان- اسیر توسط جنداله و پخش تصاویر آن از طریق تلویزیون‌های ماهواره‌ای را محکوم کردم، و از شخصیت‌ها و نیروهای سیاسی بلوچ درخواست نمودم تا مواضع خود را در مقابل شیوه‌های خشونت‌آمیز و غیر‌انسانی مبارزه برای کسب حقوق مردم بلوچ و اهل سنت به‌طور شفاف روشن سازند. و اینک مجددن درخواستم را تکرار می‌کنم.

علی‌رغم مخالفت‌ها و محکومیت‌های عملیات خشونت بار و مرگ‌آور جنداله در داخل بلوچستان، کشتار، سر بریدن‌ها، بمب‌گزاری‌ها، اسیر کــشی، عملیات انتحاری، و حتا ترور و شکنجه مظنونان به هم‌کاری با اداره اطلاعات جمهوری اسلامی  توسط گروه جنداله هم‌چنان ادامه دارد. به‌عنوان نمونه در ژوئن سال جاری جنداله یک معتاد نگون‌بخت و ضعیف‌الحال بلوچ  به نام صالح براهویی را به‌جرم «خبرکشی» برای اطلاعات استان، بعد از شکنجه و اعتراف‌گیری (۳) به‌طرز بسیار فجیعی، ظاهرن از طریق زنده سوزاندن، کشت و جسد سوخته شده او را در بیابان‌های اطراف ایران‌شهر رها نمود. از یک دیدگاه مقایسه‌ای این‌گونه روش‌های غیر‌انسانی جنداله ‌حتا با عمل‌کرد بقیه گروه‌های خشونت‌گرا و مسلح بلوچ در استان قابل مقایسه‌ نیست. به‌عنوان مثال هنگامی‌که دو مرد بلوچ که از طرف اطلاعات سپاه پاسداران ماموریت داشتند تا ملا کمال گورناکی (رهبر یک گروه مسلح بلوچ) را به قتل برسانند، توسط ملا‌ کمال دستگیر می‌شوند‌(۴). آن دو بعد از پند و اندرز و توبیخ آزاد می‌شوند. تفکر مذهبی و بنیادگرایانه جنداله نیز با اندیشه و برخورد مذهبی حنفی بلوچ‌ها کاملن فرق می‌کند. به‌عنوان مثال اوقات فراغت چریک‌های مسلح جنداله صرف اشباع عقاید بنیادگرایی و تلقین مذهبی جهادی می‌شود. در حالی‌که بقیه گروه‌های خشونت‌گرا و مسلح بلوچ دورنمای کاملن متفاوتی نسبت به اوقات فراغت و زندگی دارند. این ویدئو (۵) ستیزه جویان مسلح گروه عیدوک بامری را نشان می‌دهد که به رقص و آواز و پایکوبی مشغولند، عملی که از نظر بنیادگرایان گناه تلقی می‌شود.

هدف از اشاره به رفتار این دو گروه مسلح و خشونت‌گرای بلوچ تایید مستقیم و یا تلویحی عمل‌کرد خشونت‌آمیز آن‌ها نیست بلکه صرفن تطبیقی و مقایسه نسبی آن‌ها با عمل‌کرد جنداله در دایره فرهنگ گروه‌های خشونت‌گرا در بلوچستان می‌باشد. زیرا من شخصن با هر نوع خشونت‌گرایی مخالفم، و آن را زیان‌آور می‌دانم. جنگ‌جویان القا‌ شده- جنداله، بر طبق گفته‌ها و نوشته‌های متعدد خودشان و به‌خصوص بیانیه مجمع علمای جنبش مقاومت جنداله (۶)، برای «جهاد و شهادت» می‌جنگند. در این بیانیه طویل و حائز اهمیت که در اواخر تیرماه ۱۳۸۹ صادر شد، جنداله با استناد به فتوای بیش از دو هزار عالم و مفتی ِ بنیادگرا، اهل تشیع را کافر مطلق دانسته. بیانیه خطاب به مولوی‌های اهل سنت بلوچ که ریختن خون شیعه را حرام دانسته‌اند آن‌ها را به‌دلیل انکار جهاد بر علیه شیعیان، نادان و جاهل قلمداد می‌کند، و تاکید می‌کند: «علمای اسلام در طول تاریخ فتوای کفر رفض و تشیع را داده‌اند و الان چند مولوی نمی‌توانند به زور کافران را مسلمان بنامند.» ظاهرن بر اساس این‌گونه به اصطلاح فتواها متعصبین بنیادگرا و مرگ پرست سلفی است که جنداله و هم‌مسلکانش در زاهدان، چابهار، پاکستان، اقغانستان و عراق «بهشت» را با کشتار انسان‌های بی‌گناه می‌خرند.‌

عملیات مرگ‌بار گذشته جنداله علاوه بر انعکاس وسیع در رسانه‌های فارسی زبان و بین‌المللی‌، توجه جهانیان را نیز به‌سوی مسایل بلوچستان و مظالم و تبعیضات گسترده در آن منطقه جلب نمود. شوربختانه اکثریت بلوچ های برون‌مرزی، علی‌رغم مخالفت با شیوه‌های خشونت‌آمیز، جنبه- «جلب توجه تبلیغاتی» پدیده جنداله را مثبت ارزیابی می‌کنند، و متاسفانه برخی از سازمان های سیاسی بلوچ نیز با چشم پوشی و تجاهل از ماهیت ایدئولوژیکی و اهداف استراتژیکی و دراز مدت خشونت عریان و علی‌رغم تجربه‌های تلخ پاکستان، افغانستان، چچن، مراکش، سومالی، یمن، عراق، و به‌خصوص تجربه تشکیل امارت اسلامی کردستان (۷) توسط گروه جهادی جندالاسلام و توحید اسلامی و اجرای حد و تعزیر به سبک طالبان، غوطه‌ور در مـلـغـمـه‌ای از برداشت‌های ناقص از منظر توجیه خشونت با خشونت، و تاکید یک‌جانبه بر علل موجود در بلوچستان، عوارض مطلق‌اندیشی- بنیادگرایانه سلفی- جـهـادی و زیان آور «معلول مهلک» را نادیده پنداشته و به دیده اغماض گرفته‌اند. از سوی دیگر نیز  اعدام‌های دست جمعی بلوچ‌ها در ملا‌عام (۸)، تحقیر، تبعیض،  سرکوب و ترور مقابل به مثل حکومت در بلوچستان و حس انتقام‌جویی بلوچی  نیز باعث موضع‌گیری‌های متعصبانه و تک بـعدی شده است. این نوع موضع‌گیری‌های غیر‌شفاف و ظاهرن دو پهلو توسط نیروهای سیاسی بلوچ در برون‌مرز باعث شده است تا تعداد کثیری از هم‌وطنان تصور کنند که فعالان و سازمان‌های بلوچی به‌جای تاکید و اصرار بر مواضع انسانی خشونت‌گریز و تقبیح آدم‌کشی و کشتار دست‌جمعی‌، با موضع‌گیری‌های دوپهلو به نوعی خشونت و کشتار غیر‌انسانی جنداله را توجیه می‌کنند. تبعیض، سرکوب و اعدام‌ها توسط جمهوری اسلامی هرگز نمی‌تواند و تحت هیچ شرایطی نباید هیچ‌گونه توجیه‌ای برای کشتار انسان‌های بی‌گناه شیعه و سنی باشد.

تجربه گروه سلفی ـ جهادی جندالاسلام و توحید اسلامی در کردستان که در ابتدا با تکیه بر ناسیونالیسم کـردی و بنیادگرایی مذهبی موفق به جذب نیروهای جوان کـرد شدند، فراروی ما است. شعار محوری آن‌ها نیز همانند جنداله «یــا شــریــعـت یــا شــهـادت» بود (۹). در نتیجه سازمان‌ها و نیروهای سیاسی بلوچ باید به دور از تعصب کورکورانه، تجاهل فرقه‌گرایانه و یا «سیاست بازی»، و با استناد به منشور جهانی حقوق بشر، دمکراسی کثرت گرا، سکولاریسم، اصل انسان‌مداری و نفی خشونت به‌عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر، مواضع خود را مشخصن و بدون ابهام در مقابل خشونت  و کشتار‌های به اصطلاح «شرعی» ِ جنداله و عملیات مرگ‌بار آن روشن سازند. باید به جهانیان نشان داد که بمب‌گزاری و کشتار دست‌جمعی و جزم‌اندیشی مذهبی  و مرگ‌آفرینی و مرگ پرستی هیچ‌گونه جای‌گاهی در فرهنگ و مذهب حنفی بلوچ‌ها ندارد، و کشتار انسان‌ها تحت هیچ شرایطی و توسط هیچ حکومت و یا گروهی قابل توجیه نیست و منفور و محکوم می‌باشد. معتمدین و سران عشایر و طوایف بلوچ، به‌هم‌راه علمای اهل سنت بلوچ از جمله مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی و اخیرن نیز سی تن از اعضای هیت علمی و اساتید برجسته بلوچ از دانش‌گاه‌های سیستان و بلوچستان، خشونت‌های جنداله را محکوم کردند و از جنداله خواستند تا دست از مبارزه خشونت‌آمیز بردارد. جمهوری اسلامی و به‌خصوص دولت احمدی‌نژاد و طرف‌داران افراطی آن در بلوچستان حداکثر بهره‌برداری را از ترویج «دوجانبه» خشونت در بلوچستان برده و می‌برند. بلوچستان به یک منطقه کاملن نظامی امنیتی تبدیل شده است. ترویج و تشدید تسلسل دایره‌وار خشونت توسط جنداله از یک سو، و جمهوری اسلامی از سوی دیگر، نه تنها باعث افزایش سرکوب و میلیتاریزه شدن استان شده است، بلکه متاسفانه جمهوری اسلامی موفق شده است تا قشر‌هایی از مردم بلوچ را به عنوان بسیج عشایری مسلح نموده تا بلوچ را در مقابل بلوچ قرار دهد. ظاهرن جمهوری اسلامی در این ترفند خویش کام‌یاب شده است، زیرا جنداله اخیرن با انتشار اسامی نوزده تن از بلوچ‌های متهم به داشتن ارتباط با بسیج عشایری، آن‌ها را تهدید به مرگ کرده است(۱۰).  این دقیقن همان مطلوبی می‌باشد که رژیم در پی آن است.

قرآن می‌فرمایند: «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ اَوْ فَسَادٍ فِی الْاَرْضِ، فَکَاَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیْعًا (سوره مائده، آیه ۳۲)» هر کسی انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته. به‌راستی در مورد قتل عام حدود چهل نفر شیعه و سنی امروز صبح در چابهار و پیش از آن کشتار بسیاری از قربانیان شیعه و سنی دیگر از جمله کودکان فقیر و نظاره‌گر و پیرمردان حصیرباف بلوچ در بمب‌گزاری  منطقه پیشین باید پرسید: «بـأی ذنـب قـتـلـت؟» بلوچستان قربانی خشونت است، و بازتولید هرچه بیش‌تر خشونت راه چاره آن نیست. نیروهای سیاسی بلوچ باید مشخصن اعلام کنند که توجیه، تایید، تقدیس و ترویج خشونت، بمب‌گزاری و کشتار انسان‌های بی‌گناه و انتقام‌جویی عریان در شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین اشکال متصور آن توسط جمهوری اسلامی و جنـداله در بلوچستان بازتولیدی جز خشونت ندارد و شدیدن محکوم است. خشونت و کشتار‌های ضد‌انسانی جنداله نظیر آن‌چه که امروز در چابهار رخ داد نفرت و انزجار هر انسان با وجدانی را بر می‌انگیزد و آن را شدیدن تقبیح و محکوم می‌کند.

عــبــدالــســتـار دوشـــوکـی

مرکز مطالعات بلوچستان ـ لـنـدن

چهارشنبه ٢۴ آذر ۱۳۸۹

doshoki@gmail.com

1 ـ http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1210990

2 ـ http://www.junbish.blogspot.com /

3 ـ http://www.youtube.com/watch?v=RkjdhSTN50s

4 ـ http://www.youtube.com/watch?v=1oeP7QKFoKo&feature=related

5 ـ http://www.youtube.com/watch?v=YVNlZWtN_Io&feature=related

http://taptan313.blogspot.com/2010/07/blog-post_5780.html -6

http://kurdishperspective.com/readuser.php?id=2572

8- http://www.youtube.com/verify_age?next_url=http%3A//www.youtube.com/watch%3Fv%3DvnDxREhpmLE

http://shohada111.blogspot.com/2010/12/blog-post_474.html -9

10-   http://www.baluchrights.com/modules/farsi/article.php?storyid=5

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,