Saturday, 18 July 2015
24 September 2020
نقدی بر اتاق خبر،

«بررسی و تحلیل برنامه اتاق خبر از تلویزیون من و تو ۱»

2010 December 18

آن‌چه در این بخش می‌آیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

شاهین بوستانی

منبع: سایت شاهین بوستانی

ایده  «اتاق خبر» در اصل برای یک کانال تلویزیونی که می‌خواهد نسل جوان را به خود جلب کند، ایده خوبی است. ولی این اتاق خبر در تلویزیون من و تو در همین حد باقی می‌ماند و هیچ کار خلاقانه‌ای برای برقرار کردن ارتباط با بیننده مورد نظرش در آن اتفاق نمی‌افتد. در این برنامه، عده‌ای به اصطلاح «خبرنگار» یا شاید در این مورد بهتر بشود گفت «خبر جمع کن»، خبرها را برای هم می‌خوانند؛ نه این‌که تعریف یا بازگو کنند بلکه می‌خوانند، و یا شاید بهتر باید گفت «فریاد می‌کنند». چرا؟ این دیگر مشخص نیست. دلیل این وضعیت را شاید باید در «گنگی» این برنامه و اهداف آن جستجو کرد.

این گنگی و سردرگمی کاملن در سبک برنامه مشهود است: «تهیه‌کنندگان برنامه  تلاش می‌کنند تا با استفاده از دوربین‌های روی دست و وارد کردن تکان‌های عمدی بر آن‌ها  احساس تحرک و پویایی یک برنامه فی‌البداهه بدون سناریو را به‌طور مصنوعی به بینندگان منتقل کنند. اما محتوای برنامه و شیوه اجرای خبرنگاران با فی‌البداهه بودن برنامه هم‌خوانی ندارد و  این یک مشکل اساسی است که نیازمند پرورش ایده خام اتاق خبر است.»

برنامه «اتاق خبر» می‌خواهد این حس را منتقل کند که به  بیننده تلویزیون این فرصت را داده است تا درقلب ارتباطات لحظات آخر تنظیم خبرها قرار بگیرد. به همین دلیل فی‌البداهه بودن حرکات دوربین  قابل توجیه می‌شود. البته  استفاده از این تکنیک زمانی مشکل ایجاد نمی‌کرد که آن‌چه که در جلوی دوربین اتفاق می‌افتاد واقعن این احساس را به بیننده منتقل می‌کرد که در همان زمان که  مجریان به‌طور طبیعی داشتند خبرها را برای اولین بار برای هم‌دیگر بازگو می‌کردند، دوربین هم برنامه را ضبط می‌کرد. اما متاسفانه این اتفاق نیفتاده است.

حتا خود مجریان برنامه دچار سردرگمی هستند و نمی‌دانند که آیا دارند خبرها را برای هم تحلیل می‌کنند، یا مشغول بازگو کردن‌ زوایای دیگری از خبر برای هم‌کاران خود هستند، و یا این‌که در حال اجرای برنامه خبر به شکل کلاسیک برای بینندگان  تلویزیون در خانه هستند. از آن‌جا که‌ مجریان گاه به زبان محاوره‌ای صحبت می‌کنند و گاه به‌صورت ادیبانه خبر را فریاد می‌زنند، آدم اصلن متوجه نمی‌شود که چه لزومی به این کار در آن اتاق کوچک خبر است. ضمنن بیننده شک می‌کند که شاید آن‌ها در حال تمرین اجرای ‌اخباری هستند که قرار است بعدن جلوی دوربین‌های استودیو پخش خبر آن را به‌طور زنده برای بینندگان اجرا کنند.  هیچ چیز ‌اصلن روشن نیست و بیننده‌ کاملن گیج می‌شود و به‌طور مدام در حال حدس زدن است. حرکات دوربین هم به این سردرگمی دامن می‌زند. این‌ها همه دست‌به‌دست هم می‌دهند و مانع این می‌شود که بیننده اساسن روی محتوای خبر تمرکز  کند، در حالی که  همه ماجرای برنامه همین محتوای خبر است.

مجریان جوان اتاق خبر هیچ نقشی در مشکل اصلی این برنامه ندارند بلکه این تیم تهیه‌کننده است که  به اندازه کافی در این مورد اندیشه و تحقیق  نکرده  و ایده اتاق خبر را به‌خوبی پرورش نداده است. برای پرورش بهتر این ایده، تهیه‌کنندگان می‌توانستند از نمونه‌های خوب فیلم‌هایی بهره بگیرند که در آن‌ها از تکنیک‌های فی‌البداهگی و مستند‌سازی هم‌زمان به‌خوبی استفاده شده است. از میان این دسته فیلم‌ها می توان به  «‌office» که از کانال 2 بی‌بی‌سی و «Drop  the Dead Donkey»‌ که از کانال 4 انگلیس پخش می‌شوند، اشاره کرد. ناموفق بودن برنامه «اتاق خبر» نشان‌دهنده بی‌تجربگی تیم برنامه‌ساز در تولید برنامه‌های تلویزیونی است چرا که آن‌ها ظاهر شکل را گرفته‌اند بدون این‌که کاملن درک کنند که چرا  و در چه شرایطی از این  سبک استفاده می‌شود و چگونه‌ باید آن را عملی کرد.  این مشکل در مجموعه تلویزیونی «آکادمی موسیقی گوگوش» کم‌تر دیده می‌شود چرا که  یک شرکت تلویزیونی با تجربه تهیه‌کننده آن است.

مشکل دیگر  برنامه اتاق خبر این است که  به‌ندرت از تصویر و گرافیک در آن استفاده می‌شود در حالی که استفاده از این المان‌ها برای قابل هضم‌تر کردن خبر تلویزیونی حایز اهمیت است. حتا در زمانی هم که تصاویری از این برنامه پخش می‌شود، بیننده هم‌چنان سر‌درگم است که این تصاویر از کجا پخش می‌شوند. البته در اجرای کلاسیکی خبر این اشکال  نیست در حالی که در اتاق خبر این موضوع غیر‌قابل توجیه است. اگر شکل برنامه به این گونه تعریف شده باشد ‌که مجریان با خطاب قرار دادن یک‌دیگر  به نقل خبر و یا تحلیل آن بپردازند و بینندگان ناظر باشند، آن گاه درهنگام نمایش تصویر این سوال پیش می‌آید «آیا مجریان، این تصاویر  را به هم‌دیگر هم نشان می‌دهند؟».  البته این‌چنین به‌نظر نمی‌رسد که آن‌ها تصاویر را به هم نشان بدهند و خود این هم به گیجی بیننده اضافه می‌کند. این گیجی که حاصل ترکیبی از المان‌هایی است که در این مقاله مطرح شده است، برای بیننده  تلویزیونی برنامه اتاق خبر نامشخص است که از کجا منشا‌ گرفته است.

در شکل فعلی‌ برنامه اتاق خبر بیننده هیچ نوع ارتباطی  با مجریان  برقرار نمی‌کند و با آن‌ها احساس نزدیکی ندارد. بیننده نمی‌داند که مجریان چه کسی هستند، چه تخصصی دارند و آیا اساسن می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد یا نه. در یک برنامه خبری، مهم‌ترین اصل این است که بیننده با مجری خبر احساس نزدیکی کند زیرا بدون آن‌ بیننده اخبار را با شک و تردید دریافت می‌کند. این مشکل برنامه اتاق خبر از آن‌جا ناشی می‌شود که تمام دیالوگ‌های گویندگان با هم  قابل تعویض‌اند، هر کسی می‌تواند جای‌گزین فرد دیگری شود و گوینده دیالوگ یک نفردیگری باشد بدون این‌که در کل قضیه تفاوتی ایجاد شود. از شکل اجرای برنامه‌ این‌طور به‌نظر می‌رسد که‌ سردبیر ‌اتاق خبر‌ پس از نوشتن سناریو آن را بین مجریان تقسیم کرده و هر خطی از آن را به یک گوینده یا بازیگر داده است تا اجرا کنند. اما این موضوع  با شکل اجرا در تضاد ‌است، چرا ‌که این شکل برنامه درصدد القای چیز دیگری به ببیننده است. در این شکل، باید شخصیت هر مجری با خبر یا نوع تحلیلی که برای دیگر دوستان خبرنگارش تعریف می‌کند به بیننده منتقل شود. از طرف دیگر بیننده هیچ اعتمادی به مجریان برنامه نمی‌کند زیرا آن‌ها هیچ سند تصویری برای گفته‌هایشان ارایه نمی‌دهند. این یک اصل اساسی در برنامه‌های خبری است که مجریان اعتماد بینندگان را به خبری که می‌دهند جلب کنند.

به‌عنوان نمونه در برنامه‌های کلاسیک خبری، مجری، خبری مبنی بر مثلن ‌انفجار در بغداد‌ می‌دهد و تصاویری هم از آن انفجار  نشان می‌دهد. در همان حال تصویر خبرنگار در محل ویژه آن حادثه نشان داده می‌شود که این انفجار را گزارش می‌دهد. سپس مجری خبر در استودیو با خبرنگار اختصاصی خودشان در بغداد گفت‌وگویی می‌کند. همه این‌ها دست‌به‌دست هم می‌دهند تا به مجری برنامه، خبر گزارش داده شده و خبرنگار حاضر در محل وقوع حادثه اعتبار بدهد. این‌گونه است که بیننده با مجری خبر تا آن حدی احساس نزدیکی می‌کند که انگار خودش در وسط خبر ومحل وقوع انفجار در بغداد بوده است.

با این توضیحات دیگر باید روشن شده باشد که چرا در مقاله قبلی تحت عنوان گامی به سوی یک تلویزیون مستقل‌ نوشته بودم که شکل فعلی برنامه ‌اتاق خبر‌ به گونه‌ای است که به‌نظر می‌رسد که اخبار آن دست دوم و سوم هستند. در واقع در شکل فعلی، هیچ خبرنگاری در صحنه‌ای که خبر در آن اتفاق می‌افتد، وجود ندارد. هم‌چنین  برای بازتر کردن خبر و انتقال هر چه سریع‌تر آن به بیننده، به اندازه کافی عکس، گرافیک و تصویر نشان داده نمی‌شود، و این یکی دیگر از کمبودهای اساسی ‌اتاق خبر‌ است.

البته کاملن واضح است که پشت ایده برنامه‌ اتاق خبر‌ تهیه یک برنامه خبری ارزان قیمت بوده است و تهیه تصاویر زنده یا استفاده از فیلم‌های گرفته شده توسط دیگر رسانه‌های خبری خیلی گران تمام می‌شود. اما با همین وضعیت هم هنوز این امکان وجود دارد که ‌‌اتاق خبر‌ به برنامه بهتری  تبدیل شود ولی‌ باید در شکل، شیوه اجرا و استفاده از المان‌های جدید تغییرات اساسی صورت بگیرد. از مهم‌ترین این تغییرات قابل اجرا، می‌توان به استفاده بیش‌تر از تصویر برای سندیت و اعتباردادن بیش‌تر به خبر اشاره کرد که این خود می‌تواند باعث شود که مجریان خبر برای تایید خبر سایر مجریان،  بیهوده این همه سر تکان ندهند که گاه بسیار مصنوعی و خنده‌دار می‌شوند.

هم‌چنین ‌صفحات تاریخ‌ این برنامه اگر که به‌صورت جدا از برنامه ‌اتاق خبر‌ اجرا شود، می‌تواند یک برنامه  ارزش‌مند و جذاب باشد ولی در شکل فعلی، بین خبر و صفحات تاریخ هیچ ارتباطی دیده نمی‌شود، به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که  این بخش از برنامه ‌اتاق خبر‌ حذف شود. به همین ترتیب، تحلیل سردبیر بهتر است که از برنامه اتاق خبر جدا شده و در بخش خاص خودش‌ گنجانده شود، چرا که  تحلیل‌های مجریان برنامه در لا‌به‌لای گزارش‌های خبری به نوعی تحلیل سردبیر است تا گویندگان برنامه‌، این دوباره کاری، اضافی به‌نظر می‌رسد، ضمن این که با سبک برنامه هم اصلن جور در نمی‌آید.

هر چند ‌در‌ هفته‌های اخیر‌ با انتقاداتی که به برنامه شده است، در برنامه ‌اتاق خبر‌ تغییرات مثبتی صورت گرفته ولی هنوز در اجرا ناپخته و شتاب‌زده به‌نظر می‌رسد که خود مشکلات جدید دیگری ایجاد کرده است و باعث شده است که برنامه از نظر اجرایی و تصویری خسته کننده شود، هر چند این مشکل از اول هم وجود داشت اما قبلن به دلیل نماهای بسته و قطع سریع تصاویر، کم‌تر خود را نمایان می‌کرد، اما حالا مثل روز عریان شده و باید کاری برای آن کرد.

در پایان شاید بتوان این نکته را نیز اضافه کرد که اگر به‌طور کلی برنامه ‌اتاق خبر‌ تظاهر نکند که یک برنامه خبری است و گلچینی است از اخبار دیگر جراید و رسانه‌ها، مشکل ‌اتاق خبر‌‌ کم‌تر  خود را نشان می‌دهد.

لندن –  دسامبر 2010

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Bahram
    1

    کاملا با نویسنده موافق هستم