Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
دایره‌ی شکسته

«زن، مادرانگی و مادر شدن»

2010 December 26

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

«ژولیا کریستوا» نشانه‌شناس، فمینیست تئوریسین و روان‌کاوی با شهرت جهانی و در‌ عین حال نویسنده‌ای خلاق و مورد توجه است. او در سال 1941 در بلغارستان متولد شد و در سال 1965 به پاریس آمد، جایی که در زندگی روشن‌فکری آن‌ غرق شد. رمان او که مورد اقبال عمومی قرار گرفت به نام «سامورایی‌ها» روشن‌فکری آوانگارد پاریس را که او در آن زمان به آن تعلق داشت تجزیه و تحلیل می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

توجه به تلاش هنرمندانه، به‌‌ویژه در ادبیات و نقاشی همیشه ویژ‌‌گی‌‌ اصلی‌‌ نوشته‌‌های کریستوا بوده است، چرا که از نظر کریستوای روان‌کاو، میان تولید هنری و زند‌‌گی‌‌ فردی گسسستی وجود ندارد. هرچند که این یگانگی به این معنا نیست که اثر هنری تنها بازتابی است از نیت یا شخصیت هنرمند. با توجه به جان‌‌سختی‌‌ میراث ساختارگرایی و پساساختارگرایی موضع کریستوا شاید تعجب‌‌آور به‌‌نظر برسد. ژولیا کریستوا از پیش‌گامان پساساختارگرایی محسوب می‌‌شود. او به عنوان کسی که زمینه‌‌های مختلف و پراکنده‌‌ای هم‌چون نظریه روان‌کاوی، زبان‌‌شناسی، دین پژوهی، ادبیات آوانگارد و فلسفه را گرد هم آورده، یکی از نو‌آورترین و خلاق‌ترین متفکران زمانه‌‌ی ما است. کریستوا خودش را با نسل سوم فمنیست‌ها معرفی کرد آن‌هایی که به‌کل اندیشه‌های یک‌سان‌سازی هویت را و به‌ویژه مفهوم مرد و زن را به چالش کشیدند.

کریستوا می‌گوید که قاعده‌‌ی مادرانه قانون ماقبل قانون است، ماقبل قانون پدرانه

کریستوا می‌گوید که قاعده‌‌ی مادرانه قانون ماقبل قانون است، ماقبل قانون پدرانه. او خواهان یک گفتمان مادری نو است و اهمیت کار مادری را در شکل‌‌گیری ذهنیت و فرهنگ مطرح می‌‌کند. کریستوا در دعای حضرت مریم که با کلمات لاتین شروع می‌‌شود، که معنی‌‌اش مادر ایستاده است، در داستان‌های عشقی و مادری از دید بلینی و میل در زبان، استدلال می‌‌کند که ما گفتمان‌‌های مادری مناسب نداریم. دین، به‌خصوص مذهب کاتولیک که مادر را مقدس می‌‌کند، و علم که مقام مادر را تا حد طبیعت پایین می‌آورد تنها گفتمان‌های مادری موجود هستند.

تمایل به مادر شدن چیزی که نسل قبلی فیمینیست‌ها از خود بیگانه‌ شدن یا ارتجاعی بودن معنی می‌کنند تبدیل به الگویی برای نسل کنونی نشده است. با‌وجود این، برخی از زن‌ها که تعداد آن‌ها در حال افزایش است، مادر‌بودن را با کارهای تخصصی خود سازگار یافته‌اند. این ناشی از بهبود شرایط زندگی مثل افزایش‌ مهدکودک‌ها و شیرخوار‌گاه‌ها، فعالیت مشارکتی بیش‌تر مردها در زندگی خانوادگی و خیلی چیزهای دیگر نیز است. از این گذشته این را دریافته‌اند که مادر بودن برای اندوختن تجربه‌‌ی زنانه حیاتی است، چیزی که لذت‌ و اندوه فراوانی دارد. این گرایش در بالاترین حد خود بین مادرهای لزبین یا در بین مادرهای مجردی که کارکرد پدرانه را رد می‌کنند، قابل مشاهده است. اگر مادر فقط موضوعی در خدمت این فرآیند است به لحاظی که او هیچ کنترلی روی این فرآیند ندارد، هویت او و به دنبال آن هویت کودکی که تشخص خود را از او می‌گیرد به عنوان یک فردیت مورد تهدید واقع می‌شود. از طرف دیگر اگر به مادر به عنوان خدمت‌گزار این فرآیند نگاه شود و پس از آن، او خدمت‌گزار روند اجتماعی و بیولوژیکی تلقی شود، هویت او و هم‌چنین هویت کودک او به عنوان یک سوژه‌ی مورد بحث یک‌باره علیه این تهدید قرار می‌گیرد. علم نمی‌تواند برای این شکاف درونی در بدن مادرانه دلیل موجهی بیاورد.

کریستوا، با اصرار بر این که تن مادرانه بین طبیعت و فرهنگ عمل می‌‌کند، می‌‌کوشد کلیشه‌‌هایی را که مادری را به حد طبیعت پایین می‌‌آورند خنثا کند. حتا اگر مادر سوژه یا عامل بارداری یا تولد فرزند خود نباشد، او هرگز از این که در اصل یک سوژه سخن‌گو باشد باز نمی‌ایستد. در واقع، کریستوا بدن مادرانه را با دو در یکی بودن یا دیگری درونش، به عنوان الگویی برای تمامی روابط ذهنی به کار می‌برد. مانند تن مادرانه، هر کدام از ما آن چیزی است که کریستوا یک سوژه در فرآیند می‌‌نامد. ما در مقام سوژه‌های در فرآیند همواره با دیگری درون‌‌مان مذاکره و مصالحه می‌‌کنیم، این یعنی بازگشت سرکوب شده. مانند تن مادرانه، ما هیچ‌گاه به‌طور کامل سوژه‌‌های تجربه‌‌ی خود نیستیم. برخی فمینیست‌‌ها مفهومی را که کریستوا از سوژه در فرآیند دارد بدیلی مفید برای مفاهیم سنتی یک سوژه‌ی مستقل یکپارچه دانسته‌‌اند.

وی استدلال کرد که دو نوع مباحثه از مادر بودگی که در حال حاضر در دسترس است یعنی مباحثه‌ی علمی و مباحثه‌ی مسیحی، برای توضیح دادن مادرانگی کافی نیست. علم، مادر بودن را به عنوان یک امر طبیعی و در‌ نتیجه فرآیند اجتماعی و فرآیند بیولوژیکال توضیح می‌دهد، اما تا این‌جا مادر در کجای این فرآیند و پروسه واقع می‌شود؟ او هدف موضوعی این فرآیند است یا فقط موضوعی در خدمت آن؟ اگر مادر فقط موضوعی در خدمت این فرآیند است به لحاظی که او هیچ کنترلی روی این فرآیند ندارد، هویت او و به دنبال آن هویت کودکی که تشخص خود را از او می‌گیرد به عنوان یک فردیت مورد تهدید واقع می‌شود. از طرف دیگر اگر به مادر به عنوان خدمت‌گزار این فرآیند نگاه شود و پس از آن، او خدمت‌گزار روند اجتماعی و بیولوژیکی تلقی گردد، هویت او و به دنبال آن هویت کودک او به عنوان یک سوژه مورد بحث یک‌باره علیه این تهدید قرار می‌گیرد. علم نمی‌تواند برای این شکاف درونی در بدن مادرانه دلیل موجهی بیاورد.

در «قصه‌ی عشق» کریستوا نه تنها کارکرد پدرانگی بلکه کارکرد مادرانگی را به شکل پیچیده‌ای شرح می‌دهد. برخلاف فروید و لاکان، که جنبه اکتساب و اجتماعی‌شدگی زبان را به کارکرد پدرانگی نسبت می‌دهند و کارکرد مادرانگی را به عنوان چیزی فراتر از ابژه‌ی اولیه و ابژه نیمه‌تمام نادیده می‌گیرند، کریستوا استادانه کارکرد مادرانگی را شرح می‌دهد و بیان می‌کند. او پا‌فشاری می‌کند که قاعده و ساختاری بین بدن مادرانه و ارتباط کودک با آن بدن وجود دارد. قبل از آن که قانون پدرانه جای‌گیر شود جنین موضوع قواعد مادرانه است که آن را «قانون پیش از قانون» می‌خواند. این زمانی است که در رحم، جنین با بدن مادر در فرآیند تبادلی قرار می‌گیرد که به وسیله خود آن بدن تنظیم شده است. بعد از تولد نیز مبادلات دیگری بین بدن مادر و جنین وجود دارد. مادر به هر آن‌چه از بدن نوزاد خارج می‌شود و هر آن‌چه داخل می‌رود نظارت می‌کند. پایه و اساس اکتساب و اجتماعی‌شدگی زبان تا جایی‌که به خارج از مقررات و قانون گسترش یابد در کارکرد مادرانه قبل از قانون روان‌کاوی اجدادی پدرانه قرار می‌گیرد. او می‌گوید: «اگر مادرانگی محکومیتی اختیاری باشد این سیر به تعهدی نیز نیازمند است که بدون مازوخیسم و بدون نابود کردن عاطفی، عقلانی و شخصیت ویژه کسی باشد.»

بارداری یک کار شاق دراماتیک است. شکافتن بدن، تقسیم و هم‌زیستی خود و دیگری، غریزه و آگاهی، فیزیولوژی و قوه‌ی ناطقه. این چالش بنیادین برای هویت، با یک فانتزی خودبازدارندگی نارسیستیک رضایت‌مندی از خود هم‌راه می‌شود. بارداری نوعی رسمی شدن، اجتماعی شدن و روان‌پریشی طبیعی است. از طرف دیگر وارد شدن کودک، مادر را به هزارتوی یک تجربه نایاب ره‌نمون می‌کند، دوست داشتن به‌خاطر یک شخص دیگر، در مقابل دوست داشتن به‌خاطر خود.

منابع: «نیمه تاریک» درباره کریستوا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,