Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
با توجه افزایش تقاضای ال ان جی

«بازار پررونق ال ان جی و جای خالی ایران»

2009 October 20

پویا نعمت‌اللهی/ ادیا

در روزهای اخیراخبار زیادی درمورد افزایش تقاضای ال ان جی در محافل انرژی رد و بدل می‌شود یکی از برآوردهای مرتبط حاکی‌است که تا سال2013 شاهد افزایش شدید مصرف گاز طبیعی در جهان خواهیم‌بود و احتمالا کمبودهایی هم بدین وسیله در بازار رخ خواهد‌داد.

20091020-soc-LNG

میزان این کاهش را حدود 30 میلیون تن معادل 18 درصد مصرف سال گذشته برآورد نموده‌اند. این درحالی است که بیشتر کشورها ظرفیت‌های واردات گاز خود را ارتقا داده‌اند ولی درهرحال مقطع یادشده احتمال بروز عدم توازن بین عرضه و تقاضا وجود‌دارد. شرکت‌های «شل اکسون» و «توتال» هم به‌عنوان بازی‌گردانان اصلی حوزه ال‌ان‌جی مطرح هستند که این حاکی است که از سال 2010 بازار ال‌ان‌جی دچار رشد زیادی خواهدشد چرا که حدود 23 میلیون تن ظرفیت مایع‌سازی به حجم ظرفیت فعلی افزوده می‌گردد. (در یمن، قطر و پرو) هم‌چنین عرضه ال‌ان‌جی تا سال 2010 به رقم 413 میلیون تن می‌رسد که چیزی در حدود 15 درصد کل عرضه گاز در آن موقع است.

در این میان ال ان جی حدود 7.5 درصد حجم عرضه در سال گذشته را به خوداختصاص داده‌است.

از سال 2010 بازار ال‌ان‌جی دچار رشد زیادی خواهدشد چرا که حدود 23 میلیون تن ظرفیت مایع‌سازی به حجم ظرفیت فعلی افزوده می‌گردد

افزایش ظرفیت‌ها

کمپانی‌های نفتی رفتار عجیبی در این خصوص از خود نشان داده‌اند. به‌طوری که به جای افزایش ظرفیت تولید اقدام به افزایش ظرفیت واردات کرده‌اند. در یکی از گزارش‌ها ظرفیت مایع‌سازی دوباره از میزان حدود 355 میلیون‌تن در سال 2005 به مرز 937 میلیون در سال 2015 خواهدرسید. البته ظرفیت مایع‌سازی دوباره در آسیا دچار کاهش خواهد شد. کشورهای آلمان،کرواسی،قبرس،ایرلند،سوئد و هلند از هم‌اکنون ظرفیت‌های لازم برای واردات ال‌ان‌جی را تا 5 سال آینده تدارکات دیده‌اند.

در پنج‌سال گذشته فقط حدود 14 کشور بودند که ال ان جی را وارد می‌کردند اما در سال جاری این تعداد به 21 کشور رسیده‌است. پروژه‌های جدیدی در قطر یمن و اندونزی در سال آینده به مرحله بهره‌برداری می‌رسد. به‌طور‌کلی طبق برآوردهای به عمل‌آمده تا سال 2012 پروژه‌های دیگری هم به فاز عملیاتی می‌رسند که در تخفیف فشار تقاضا موثرند.درمورد ایران این احتمال شدت زیادی یافته که کشور نتواند از پتانسیل‌های خود در جهت عرضه ‌ ( LNGو اساسا گاز طبیعی و مشتقات مربوطه) به کشورهای متقاضی بهره‌بگیرد که شاید عدم وجود هم‌کاری و هم‌دلی بلندمدت هم مزید بر این علت باشد.

به طور کلی ایران ازچند ناحیه درخصوص این موضوع با چالش مواجه‌است؛ ناحیه اول به محیط سرمایه‌گذاری مربوط است. شرکت‌های نفتی به دنبال توسعه حوزه‌های بزرگ و غنی گازی هستند که این حوزه‌های عمدتا با محل مصرف فاصله زیادی دارند و در ثانی شرکت‌های فوق بر آن هستند تا ظرفیت عرضه ‌LNG را تا سال ۲۰۱۰ به نسبت ظرفیت موجود، حداقل ۵۰ درصد افزایش دهند، گو آن‌که نرخ تقاضای این فرآورده هم روند رو به رشدی را نشان می‌دهد. (مثلا‌ نرخ رشد تقاضای ‌LNG تقریبا دوبرابر نرخ رشد گاز طبیعی است)

ازسوی دیگر، محیط سرمایه‌گذاری در حوزه ‌LNG با ریسک سیاسی بالا‌ و سایر انواع ریسک‌ها روبه‌روست که عرضه بلندمدت و پایدار آن را با خطر مواجه می‌کند. کشورهایی که قصد تجارت و عرضه ‌LNG را دارند، می‌بایست به طرق گوناگون مانند معرفی رژیم‌های حقوقی و مالی دقیق و منعطف، به امر شفافیت و تسهیل امورات تجاری بپردازند.

محیط سرمایه‌گذاری در حوزه ‌LNG با ریسک سیاسی بالا‌ و سایر انواع ریسک‌ها روبه‌روست که عرضه بلندمدت و پایدار آن را با خطر مواجه می‌کند

هم‌چنین باید نسبت به مشخص‌کردن و اجرای سیستم‌های بهینه بازاریابی و شناخت دقیق بازارهای هدف(بالحاظ تولیدکنندگان رقیب و اولویت‌های موجود) اقدام نمود که اتفاقن شاید مشکل‌ترین و وقت‌گیرترین کار باشد. مثلن‌ این‌که آیا بازار را به شکل رقابتی تعریف کنند (تا امکان بهره‌مندی از تمامی نیروهای بازار فراهم شود) و یا این‌که صرفن حمل و نقل آن را رقابتی سازند. به طور عمومی و با توجه به اینکه هزینه‌های حمل و نقل حجم بار عمده‌ای را در قیمت تمام‌شده عرضه ‌LNG شامل می‌شود، قاعدتا لزوم طرح این‌گونه سوالا‌ت و حصول به یک قالب و ترکیب مناسب برای حضور در بازار، کاملا‌ احساس می‌شود، چرا که اغلب شرکت‌های تولیدکننده، به فکر افزایش ظرفیت خود هستند و مشکلا‌ت حمل و نقل برای آنان در اولویت‌های بعدی مطرح است. به هرحال اگر در بلندمدت نیرو‌های بازار نتوانند سرمایه‌گذاران را به سوی سرمایه‌گذاری بخش زیرساختی رهنمون سازند، آنگاه می‌بایستی تنظیم‌کنندگان بازار وارد عمل‌شده و متغیرهای مربوط به سوددهی و یا ایجاد رقابت را دستکاری کرده تا زمینه‌های لا‌زم پدیدآید.

در آینده استفاده از ‌LNG رو به تزاید می‌گذارد و بنابراین کشورمان با تکیه بر ذخایر گازی فراوان خود، بایستی تمام تلا‌ش و کوشش خود را برای تسهیل تجارت و فراهم‌آوردن شرایط توسعه بازار به نفع خود به کار نبرد، امری که ظاهرن چندان اولویتی در نزد سیاست‌گذاران نداشته و همه آن‌ها صرفن به ارایه توصیه‌های اخلا‌قی و یا مباحث آماری مشغولند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: