Saturday, 18 July 2015
30 November 2020
مجله جاماندگان- خدایان نجاتشان نمی‌دهند-‌قسمت سوم

«الله، خدای اشتراکی و پیر»

2011 January 10

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در ادامه سلسله برنامه‌های خدایان نجاتشان نمی‌دهند، پس از بررسی شرایط متدینین به ادیان «هندو» و «مسیحیت»، اکنون به بررسی دین‌داران مسلمان خواهیم پرداخت، اما از آن‌جا که مخاطبین این برنامه‌ها اکثریت مسلمانان هستند، در ابتدا بهتر آن‌ است که ما زمانی را به چگونگی و چرایی شکل‌گیری این دین اختصاص دهیم، ضمن آن‌که سعی خواهد شد اکثریت منابع این نوشتار  از کتب و روایات مستدل و مورد قبول مسلمانان شیعه مذهب اخذ شود، علت آن‌که ما به تاریخ‌چه کوتاهی از اقوام مسلمان شده می‌پردازیم، شناخت عمق تدین آن‌ها و میزان اهمیت این دین برای ماندگاری‌شان است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دین اسلام در شبه‌جزیره عربستان تولد یافت، آگاهی ما در مورد عرب باده‌نشین  عمدتن از دو منبع استخراج شده است :

1- تعداد معینی از اشعار باقی مانده از شعرای آن دوران که در اصالت آن شک است.

2- تفسیرهای این اشعار و ضرب‌المثل‌های عربی قدیمی که توسط پژوهش‌گران از قرن دوم پیش از اسلام گردآوری شده و شامل سنن متداول عرب درباب روی‌دادهای ادوار پیش از اسلام است.

شبه‌جزیره عربستان از محرومیت جغرافیایی رنج می‌برد، به‌طور عمومی بایر و خشک بود و این مشکل، کشاورزی را جز در جوار واحه‌ها و چشمه‌سارها، دشوار می‌کرد، بنابراین شهرها و دیارها در عربستان موقعیتی پراکنده و دور از هم داشتند و در بین آن‌ها دو شهر مکه و مدینه شهرهای مهم عربستان محسوب می‌شدند. زندگی اجتماعی برای زنده ماندن در شرایط صحرا الزام بود، بدون یاری یک‌دیگر و تشکیل قبیله، محیط ناملایم و شرایط سخت زندگی در صحرا حیات انسانی را غیر‌ممکن می‌ساخت. نیاز به هم‌بستگی و اتحاد افراد به‌عنوان یک گروه، موجبات تشکیل قبیله را فراهم می‌ساخت و این گروه‌های قبیله‌ای بر اساس وابستگی‌های خونی و قوم و خویشی تشکیل می‌شد.

مردم عربستان یا کوچ‌نشین و یا ساکن یک ناحیه بودند. گروه اول به‌صورت مداوم در تلاش برای یافتن آب و چراگاه برای حیوانات‌شان بوده، در حالی که گروه دوم با تکیه بر تجارت و یا کشاورزی امرار معاش و گذران زندگی می‌کردند

مردم عربستان یا کوچ‌نشین و یا ساکن یک ناحیه بودند. گروه اول به‌صورت مداوم در تلاش برای یافتن آب و چراگاه برای حیوانات‌شان بوده، در حالی که گروه دوم با تکیه بر تجارت و یا کشاورزی امرار معاش و گذران زندگی می‌کردند. به‌دلیل شرایط سخت زندگی، کوچ‌نشینان برای ادامه زندگی تا حدی مجبور به یورش به کاروان‌ها و واحه‌های اطراف بوده و بنابراین از منظر آنان این‌گونه غارت‌ها و چپاول‌گری‌ها، تبه‌کاری به‌حساب نمی‌آمد. مدینه به صورت عمده یک مرکز کشاورزی بود، در حالی که مکه یک مرکز مهم تجاری برای بسیاری از قبایل اطراف محسوب می‌شد. هم‌راهی و حفاظت کاروان‌ها، مشارکت در تامین معیشت و بازارهای مکاره، برای بدویان با اهمیت‌تر از هرچیز بود، آن‌جا که کاروان‌ها، مال‌التجاره‌ها را می‌آوردند و این امکان را برای صحرانوردان به وجود می‌آوردند که بسیاری از کالاهایی را که در صحرا تولید نمی‌شد به‌دست آورند. در مجموع، اقتصاد بدوی در عربستان پیش از اسلام، مانند اکنون به دور از خود‌کفایی و خود‌بسندی بود.

امور مربوط به یک قبیله معمولن در یک انجمن که همه اعضای قبیله در آن حضور داشتند رتق و فتق می‌شد. امکان اظهار‌نظر برای همه وجود داشت، اما سخنان فردی که اقتدارش به رسمیت شناخته شده بود از اعتبار بیش‌تری برخوردار بود. رهبر یا رییس قبیله، سید، با بیعت افراد انجمن با او منصوب می‌شد. او معمولن از خانواده شرافت‌مندی بود، اما هیچ قانونی در باب ارشدیت «نخست زادگی» وجود نداشت. در شرایط سخت صحرا، این یک اصل بود که رهبر می‌بایست شخصن به‌طور موثر قادر به رهبری باشد و افراد پایین مرتبه نمی‌توانستند به این عمل مبادرت ورزند.

سید وظایف معینی داشت، به خصوص این که روابط قبیله یا طایفه «خود را» با قبیله یا طایفه دیگر محترم بدارد. او می‌توانست برای مجاورت با قبیله دیگر پیمان ببندد و نیز مسوول پرداخت فدیه اسیران و خون‌بهای مقتولان بود. او معمولن ادعای پذیرایی از بیگانگان را داشت و از او انتظار می‌رفت تا به فقرای قبیله خود انفاق نماید. در عوض این وظایف، او از حق ویژه‌ای برای دریافت یک چهارم غنایم به دست آمده در جنگ‌ها برخوددار بود. مشاجره‌های میان اعضای یک گروه معمولن به سیدشان ارجاع داده می‌شد. مشاجره‌های میان اعضای گروه که با سید مشترک نبود معمولن منجر به جنگ می‌شد، اما در برخی مواقع به یک داور ارجاع داده می‌شد.

در قسمت‌های مختلف عربستان یک یا دو مرد یافت می‌شدند که از نظر دانایی و بی‌طرفی برجسته بودند و به‌طور مدام از آن‌ها درخواست حکمیت می‌شد. هر قبیله، صرف‌نظر از تسلیم داوطلبانه به تصمیم یک داور و جدا از عضویت در پیمان اتحاد قبایل، یک واحد سیاسی مستقل به شمار می‌آمد. گاهی سید یک قبیله قدرت‌مند از راه قدرت شخصی و نیز از طریق دلاوری نظامی خود بر تعدادی از قبایل دیگر تسلط می‌یافت و در نتیجه، آن‌ها با او متحد می‌شدند و دستوراتش را اجرا می‌کردند. اما با از میان رفتن شخصیت قدرت‌مند، این اتحاد از هم می‌پاشید و انزجار چهره می‌کردند.

بدویانی که نیازمند موفقیت در زندگی سخت صحرا بودند خصوصیاتی را تحسین می‌کردند: وفاداری به گروه، خویشاوندی و آمادگی برای یاری‌رساندن به خویشاوند علیه بیگانه، در هر فرصت، جای‌گاه والایی داشت. این بود که پای‌مردی و جوان‌مردی به هم می‌پیوست و شجاعت در نبرد، صبوری در مصیبت، پافشاری در انتقام، حمایت از ضعفا و مبارزه با اقویا را معنا می‌بخشید، یک شاعر، توانایی زیادی در القا شایستگی به قبیله‌اش و یا تضعیف روحیه دشمن داشت. شاعران در عربستان پیش از اسلام به احتمال از قدرتی بیش از جراید روزگار معاصر برخوردار بوده‌اند. اعراب، درباره آن‌ها چیزهای فوق طبیعی و جادویی احساس می‌کردند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,