Saturday, 18 July 2015
27 October 2020
دایره‌ی شکسته

«نوای زنگ مرشد»

2011 January 16

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

ورزش زورخانه‌ای آداب و سنتی خاص دارد. آداب و سنتی که با تاسی از پهلوانان و دلاوران افسانه‌ای، خلق و خوی مردانگی و مروت و جوان‌مردی را در ورزش‌کاران بر می‌انگیزد یا نیرو می‌بخشد‌. این خصایل نیکو در قالب اشعار و داستان‌هایی به صورت آهنگین و به هم‌راهی «ضرب زورخانه» که مهم‌ترین ساز این نوع موسیقی است، برای تهییج ورزش‌کاران در هنگام ورزش از سوی «مرشد» خوانده می‌شود. ورزش‌کاران هماهنگ با موسیقی مرشد جست و خیر می‌کنند. مرشد زورخانه، حامل مهم‌ترین نقش در ورزش باستانی است. یک مرشد خوب، باید نوازنده‌ای چیره‌دست، خواننده‌ای خوب و به‌طور کامل آشنا و مسلط به آداب و رسوم زورخانه باشد. یک نوازنده و یا مرشد مسلط و توانا باید خصوصیاتی مانند هماهنگی شعر و ریتم و هنر تلفیق شعر و موسیقی، تسلط به ریتم و قواعد آن، دگرگونی آنی در اوزان حرکتی ورزش‌های متنوع و قدرت رهبری، استفاده از همه‌ی میدان و قابلیت‌های ضرب زورخانه را دارا باشد. در گود زورخانه تنها ریتم است که عواطف گوناگون و انسانی ورزش‌کاران را بازگو می‌کند‌. پای زدن و انواع حرکات زورخانه نظیر شنای پیچ، گورگه گرفتن، سنگ و چرخ و میل‌بازی و کباده کشیدن همه حکایت از سابقه‌ی دیرین این ورزش با موسیقی و ضرب‌های متنوع آن دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ملودی‌های موسیقی زورخانه در گذشته با سازهای مختلفی مانند ضرب، نی و سه تار انجام می‌شده،  ولی امروزه موسیقی زورخانه تنها شامل آواز به هم‌راهی ضرب زورخانه است و به‌طور غالب هر دو را مرشد اجرا می‌کند. ضرب یا طبل زورخانه‌، از نظر شکل شبیه به تنبک بزرگ موسیقی سنتی با صدایی بم‌تر و قوی‌تر است. بدنه‌ی ضرب یا طبل زورخانه از گل پخته و پوست آن هم مانند سایر ضرب‌ها از پوست آهو و مانند آن تهیه می‌شود.

به دلایل زیاد قدر مسلم این است که ایرانیان از دوران باستان تا بعد از اسلام، همیشه جاها و محل‌هایی برای انجام ورزش‌های سبک و پهلوانی خود داشته‌اند. تاریخ معلوم زورخانه با شکل و وضع کنونی آن از قرن هفتم است. هم‌چنین اطلاق ورزش باستانی به عملیات زورخانه‌ای به احتمال زیاد از نما و شمای عمومی آن برداشت شده . مثل شلوار چرمی‌ها و آیین‌های کشتی پهلوانی و اسباب و آلاتی مثل میل که به گرز، و کباده که به کمان‌، و سنگ که به سپر سربازان ایران در دوره‌ی باستان می‌ماند و هم طبل که وسیله‌ای برای تهییج سربازان در هنگام جنگ بوده است.

اشعار در موسیقی زورخانه، بیش‌تر حماسی است‌، اما بر حسب موضوع‌، از اشعاری در فضایل و رثای اولیا و انبیا دین و هم‌چنین اشعاری با موضوع‌های اخلاقی از دیوان شعرایی هم‌چون مولوی، سعدی، حافظ و شعرای معاصر نیز در این موسیقی استفاده می‌شود‌. موسیقی زورخانه از نظر فرم، مانند دیگر انواع موسیقی قدیم ایرانی، در چارچوب موسیقی ردیف دست‌گاهی و موسیقی محلی ایران جای می‌گیرد. ملودی و ریتم در موسیقی زورخانه با توجه به محتوای شعر، وزن شعر و حرکت ورزش‌کاران از میان گوشه‌های موسیقی ردیف یا موسیقی محلی ایران انتخاب و اجرا می‌شود .

محققان بسیاری‌، همه‌ی عناصر فرهنگی موثر در پیدایش آداب زورخانه را با بسیاری از نشانه‌های تاریخی فرهنگ ایرانی تطبیق داده‌اند و به همانندی‌ و نتایج قابل توجهی رسیده‌اند، جنگ افزارهای ایرانیان عهد باستان هم‌چون گرز و شمشیر و تیر و کمان و سپر و طبل به اشکال میل و کباده و سنگ و ضرب در آمده، گود چند ضلعی زورخانه به گود مقدس معابد مهری و معماری اماکن مذهبی ایرانیان کهن نسبت داده شده و آتش برافروخته پیش پای مرشد به نشانی از آتش معبد زرتشتیان تعبیر شده است تا ضرب زورخانه را که خود بی‌شباهت به آتش‌دان آتش‌کده‌ها نیست، با آن گرم کنند. محتوای آداب و تشریفات زورخانه از طرفی دیگر با آداب فتوت ایرانی عجین شده است. در این باره فتوت‌نامه‌های بسیاری هم‌چون فتوت‌نامه‌ی سلطانی «حسین واعظ کاشفی»، فتوت‌نامه‌های «شیخ شهاب‌الدین شهید»، و نیز رسالاتی در این باره از «عطار» و «امام فخررازی» و «عبدالرزاق کاشانی» و «علاالدوله سمنانی» و دیگران باقی مانده که منابعی بسیار غنی برای مطالعه‌ی زمینه‌های پیدایش محتوای آیینی و آداب رسمی سنت پهلوانی و ورزش باستانی است .

در زورخانه به نوازنده‌ی تنبک «مرشد» می‌گویند و او حین نوازندگی تنبک از اشعار حماسی و عرفانی در تهییج ورزش‌کاران استفاده می‌کند

در زورخانه به نوازنده‌ی تنبک «مرشد» می‌گویند و او حین نوازندگی تنبک از اشعار حماسی و عرفانی در تهییج ورزش‌کاران استفاده می‌کند‌. تنوع ریتم و زنگ مرشد حکایت از تغییر حرکت است و رعایت اصالت و سنت امری است که مرشد مجدانه به حفظ آن پایبند است. یک مرشد خوب بایستی تلفیق شعر و موسیقی را بداند و مناسب‌خوان باشد‌، تا با تسلطی که بر ریتم دارد بتواند از اشعار در جای خود استفاده کند. در زورخانه از اشعار «سعدی» به دلیل این‌که بیش‌تر بر محور تعلیم و تربیت و خود‌سازی است، استفاده‌ی زیادی می‌شود و هم‌چنین از حافظ و مولانا که مرشدان‌، بسیار به کار می‌بندند. به‌طور مشخص دو ساز از دو خانواده در اجرای موسیقی زورخانه حضور دارد: یکی «تنبک»‌، یا  ضرب زورخانه  از خانواده سازهای ممبرافون و دیگری «زنگ» از خانواده‌ی سازهای ایدیوفون‌.

در این میان «کباده» نیز گرچه ابزار حرکات آیینی زورخانه است اما به سبب نسبتی که صدای ناشی از اجرای حرکات ورزشی کباده با ساز و آواز مرشد پیدا می‌کند، می‌تواند در خانواده‌ی سازهای خودصدا یعنی ایدیوفون‌ها طبقه‌بندی شود. اما به هر روی ساز اصلی اجرای موسیقی زورخانه تنبک است‌. تنبک زورخانه از جمله سازهای پوستی و طبل‌های یک سو پوست است که بدنه‌ی آن از گل پخته ساخته می‌شود‌، اگرچه درگذشته نمونه‌های چوبی و فلزی آن نیز وجود داشته است‌. تنبک زورخانه رکن مهم مراسم ورزش زورخانه یا ورزش باستانی و بزرگ‌ترین پوست صدای یک طرفه، یک طرف باز از لحاظ اندازه در ایران است که با دست نواخته می‌شود.

تنبک زورخانه در قیاس با تنبک در اجرای موسیقی دست‌گاهی، دهانه‌ی بازتری دارد و نفیر آن نیز کوتاه‌تر و گلوی اتصال نفیر با بدنه اصلی، تنگ‌تر است. امروزه تنبک سفالی زورخانه را بیش‌تر در کارگاه‌های سفال‌گری یزد‌، همدان و اصفهان می‌سازند‌. ساخت تنبک سفالی زورخانه در این مناطق‌، با فهرستی که از پهلوانان سرشناس ایران از سده هفتم هجری تا کنون وجود دارد‌، قرابت مکانی پیدا کرده است‌، نام پهلوانانی هم‌چون پهلوان «فیله‌ی همدانی»‌، سده هفتم هجری‌، پهلوان «ندافی عراقی اصفهانی»، سده دهم، پهلوان «کبیر اصفهانی»، سده دوازده‌، پهلوان «عسگر یزدی»، سده سیزدهم، پهلوان «ابراهیم یزدی»، پهلوان «علی میرزای همدانی» می‌تواند نشانی از رواج بیش‌تر سنت زورخانه در این مناطق باشد.

زنگ زورخانه نیم‌کره‌ای فلزای است که در بالای سر مرشد آویزان می‌شود‌. مرشد گوی فلزی داخل نیم‌کره را به دست می‌گیرد و به بدنه داخلی زنگ می‌کوبد‌. زنگ در اجرای مرشد کارکردهای متعددی دارد که مهم‌ترین آن سلام زورخانه و شروع حرکات است‌. هم‌چنین در موعد تغییر ریتم و حرکات جدید  نواخته می‌شود‌. علاوه بر این زنگ را به نشانه احترام نیز می‌زنند، جایی که نام بزرگی برده می‌شود یا پهلوانی به زورخانه می‌آید یا «میاندار» و سایر ورزش‌کاران در گود اعلام «رخصت» می‌کنند و مرشد گاه با صدای زنگ «فرصت» را اعلام می‌کند. عده‌ای رسمیت یافتن زنگ در مراسم زورخانه را به پهلوان اکبر خراسانی در سده سیزدهم هجری نسبت می دهند.

مقام شعر والاست‌، زمانی یک مرشد می‌تواند در کارش موفق باشد که علاوه بر آگاهی و تسلط به ریتم از رموز آواز تا حدودی مطلع باشد و بتواند به درستی کلمات را ادا کند‌. نمونه‌ی اشعاری که در زورخانه‌ها رایج است از این قبیل‌اند.

مرده شدم‌، زنده شدم‌، گریه بدم‌، خنده شدم       دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

منابع:

انصاف‌پور، غلامرضا‌، تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه‌های اجتماعی زورخانه

نجفی تهرانی، فرامرز، ریتم‌های زورخانه‌ای

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , ,