Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
مجله جاماندگان-خدایان نجاتشان نمی‌دهند-قسمت دهم

«الله، خدای اشتراکی و پیر»

2011 January 18

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

متدینین امروزی دین اسلام که پرتعدادتر از گذشته هم‌چنان برای حل کوچک‌ترین مسایل‌شان با قرآن مشورت می‌کنند، آن‌گاه که تحصیل‌کرده باشند، دچار معضلاتی دو چندان می‌شوند، ارتباطات گسترده اجتماعی از سویی و سوالات مکرر در دنیای مجازی از سوی دیگر، آن متدینینی را که دغدغه حفظ میراث دینی‌شان را دارند، دچار تضاد می‌کند، این گروه دین‌دار در جدال با مدعاهای تاریخی و مستندات دارای پشتوانه مجبورند یکی از چهار شیوه متداول را برگزینند که هر کدام از این چهار روش خود عواقب غیر قابل پیش‌بینی و خطرناکی را در پی دارد:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

1)در صدد استدلال و توجیه برآیند و برای هر پاسخی دلیلی استعاری داشته باشند و عدم انطباق تاریخی و علمی را به کاستی دانش بشری ارجاع دهند.

2) نسبت به منتقدان حالت تدافعی گرفته و آن‌ها را مرتد و مغرض بنامند.

3) در نهایت کوششی زاهدانه ذهن خود را معطوف به پارسایی کرده و بین خود و منتقدان فاصله ایجاد نمایند تا دین‌شان مصون بماند.

4) از دین و باورهایی که ریشه در اعماق وجودشان گسترده، بگذرند.

بزرگ‌ترین مشکلی که این گروه از دین‌داران صادق با آن روبه‌رویند، سوالاتی در مورد قرآن است، آن کتابی  که بر طبق باور مسلمانان در تمامی مذاهب منشعب معجزه بوده و اشکالی بر آن وارد نیست، «ابی هریره» از محمد پیامبر اسلام  روایت می‌کند‌ جدال در قرآن کفر است، جدالی که منتقدان اکنون با گذر از تابوهای سنتی از آن گذشته‌اند، «علی میرفطروس» با استناد به حدیث فوق از محمد و هم‌چنین آیات قرآن می‌گوید‌: «دوران خلافت عمر آن‌چنان سخت و پرخشونت بود که کسی جرات کوچک‌ترین اعتراضی نداشت. در این دوره نیز شکنجه و سرکوب کسانی که به اسلام و آیت قرآن اعتراض یا تردید داشتند رواج داشت به‌طوری که در زمان عمر حتا گفت‌وگو از تفسیر قرآن نیز ناروا بود.»

حال برای شناخت بیش‌تر دلایل ذکر‌شده از سوی منتقدان و چالش مومنان به اسلام، به چند نمونه که دارای پشتوانه تاریخی، علمی و با ذکر منبع قرآنی هستند، اشاره خواهیم کرد.

یکی از این پرسش‌ها در مورد ناسخ و منسوخ بودن آیات قرآن است،

البته این معضل، حتا در زمان پیامبری محمد هم وجود داشت، به‌طوری که قرآن در جواب طعنه‌زنان می‌گوید:

«‌هر آیه‌ای را نسخ کنیم یا آن را به فراموشى بسپاریم بهتر از آن یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست.»

سوره بقره ، آیه 106

چون آیه‌ای را به جاى آیه دیگر بیاوریم و خدا به آن‌چه به‌تدریج نازل مى‏کند داناتر است مى‏گویند جز این نیست که تو دروغ‏بافى (نه) بلکه بیش‌تر آنان نمى‏دانند. بگو آن را روح‌القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا کسانى را که ایمان آورده‏اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است.

سوره نحل ، آیه‌های 101 و 102

ابن وراق در این‌باره می‌گوید‌: «می‌بینیم که تئوری نسخ آیه، چگونه دانش‌مندان و نویسندگان را از گرفتاری‌های وابسته به تضادها و نا‌هم‌گونی‌های متون قرآن نجات می‌دهد‌.» با این وجود متن و روان آیه‌های مکی و مدنی و تفاوت آشکارشان با یک‌دیگر نمی‌تواند مدافعان اسلام را به‌گونه کامل به ساحل نجات برساند‌. زیر آیه‌های مکی که در آغاز ادعای پیامبری محمد نازل شده، همه حکایت از بردباری و شکیبایی و تحمل اندیشه‌ها و کردار دیگران را دارد و آیه‌های مدنی که در زمان فرمان‌روایی محمد نازل شده، همه از کشتن و نابود کردن و گردن‌زدن و قطع عضو سخن می‌گوید. بدین ترتیب، آیه‌هایی که کشتن و نابود کردن «برای مثال، آیه 5 سوره توبه‌» را فرمان می‌دهند، آیه‌هایی را که با مضمون بردباری و صبر و تحمل اندیشه‌ها و کردار دیگران را پند می‌دهد را نسخ می‌کند.

علی دشتی در کتاب ۲۳ سال معجزه بودن قرآن را از دو جنبه لفظ و محتوا قابل بررسی دانسته‌ است. به این دو جنبه اصطلاحن اعجاز لفظی و اعجاز محتوایی می‌گویند. بسیاری دانش‌وران سده‌های آغازین پس از اسلام به اعجاز لفظی قرآن قایل نبودند. بلکه ادعای اعجاز لفظی قرآن با گذشت زمان و افزایش تعصب‌ها مطرح شد. مثلن ابراهیم نظام، یکی از این افراد، در نفی اعجاز لفظی قرآن می‌گوید «نظم قرآن و کیفیت ترکیب جمله‌های آن معجزه نیست و سایر بندگان خدا می‌توانند نظیر یا حتا بهتر از آن بیاورند.» در همین راستا ابوالعلا معری مترسل بزرگ عرب منشئات خود را برتر از قرآن دانسته است. به‌علاوه عربی‌دانان تاکنون بیش از صد مورد خطاهای صرفی و نحوی در قرآن نشان داده‌اند و شارحان و مفسران را به تاویل و توجیه واداشته‌اند .

به گفته لستر هنگامی که یک خواننده آشنا به نوشتارهای ابراهیمی قرآن را می‌خواند در می‌یابد که درون‌مایه آن عمومن همان مطالب و داستان‌هایی است که در آن نوشتارها آمده‌است، بنابراین مطالب قرآن از نوشتارهای عادی کلیمی‌ها که جنبه وحی نداشته به کرات در قرآن به‌کار رفته ‌است

اثبات اعجاز محتوایی قرآن از اعجاز لفظی هم مشکل‌تر است. چرا که مطلب چشم‌گیر تازه‌ای که دیگران نگفته باشند یا دستور اخلاقی نابی که بدیع جلوه کند در قرآن نیامده ‌است. داستان‌هایش اغلب از داستان‌های یهودیان و ترسایان اخذ شده‌است و همین انتقادی بود که خود دشمنان محمد هم در مکه در آن زمان به وی کردند و داستان‌های قرآن را اساطیرالاولین خواندند. چندان که یکی از مخالفان محمد در مقام انتقاد از وی گفت که قصه‌هایی از اسفندیار می‌داند که از داستان‌های محمد دلکش‌تر است. حتا احکام و شرایعی که در قرآن آمده‌است همه در دین‌های دیگر سابقه ‌دارد یا ادامه آداب و سنن عرب جاهلی‌است. «جز زکات و جهاد. این دو را معلول تشکیل حکومت از سوی محمد دانسته‌اند زیرا بدون لشکر و پول کار چنان حکومتی پیش نمی‌رفت» تعدادی از این احکام و شرایع با گذشت زمان تغییر کرده است و حتا به فراخور حال ‌و روز محمد حکم‌های متضاد صادر شده است. این حکم‌های متضاد برای مسایل واحد در فقه اسلامی با عنوان ناسخ و منسوخ مطرح است. مسئله ناسخ و منسوخ از وجوهی‌ است که منتقدان در اثبات بشری بودن قرآن بر می‌شمرند.

هم‌چنین درون‌مایه قرآن نیز یکی از این پرسش‌های مشکل‌ساز است، به گفته لستر هنگامی که یک خواننده آشنا به نوشتارهای ابراهیمی قرآن را می‌خواند در می‌یابد که درون‌مایه آن عمومن همان مطالب و داستان‌هایی است که در آن نوشتارها آمده‌است، بنابراین مطالب قرآن از نوشتارهای عادی کلیمی‌ها که جنبه وحی نداشته به کرات در قرآن به‌کار رفته ‌است. وین معتقد است کتاب قرآن سرشار از اشتباهات و تناقضات تاریخی و علمی است. علاوه بر آن اله و کتاب خدا بعضن و یا عمومن برخی رفتارهای ناپسند هم‌چون نیرنگ، فریب و حیله‌گری،دروغ‌گویی، دزدی، ، برده‌داری، تجاوز جنسی، زجر، شکنجه و تروریسم را مجاز می‌شمارد.

چارلز تری می‌نویسد بدون تردید می‌توان گفت نخستین اثری که از خواندن قرآن در ذهن خواننده آن می‌نشیند آنست که محمد، اصول و موازین اسلام را از یهودیان حجاز آموخته است. اصول و احکامی که برگه‌های ابتدایی قرآن را پرکرده است عبارتند از روز قیامت، بهشت و دوزخ، کتاب آسمانی، وحی به وسیله فرشته، مزایای پیروی از امور مذهبی و غیره که بگونه‌ای کامل از نوشتارهای مقدس کلیمی‌ها و یهودیان گرفته شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. فرنگیس
    1

    ادامه بدید ، تاثیر رادیو شما در یک فرهنگ شنیداری_ خطابه ای بیش از نوشتن است این مجموعه تون رو خیلی دوست دارم و ای کاش که تحلیل های مردم شناسی ابن رواق رو هم بسط بدین