Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
مجله جاماندگان- خدایان نجاتشان نمی‌دهند- قسمت یازدهم

«الله، خدای اشتراکی و پیر»

2011 January 18

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

یکی دیگر از پرسش‌های منتقدان به قرآن و چالش‌های متدینین ارزش ادبی قرآن است، «تئودور نلدکه»، پدر علم مطالعات قرآنی در اروپا، ضمن قابل ارزش شمردن بلاغی قرآن، قرآن را از نظر زیباحسیک به هیچ روی اثر تراز اولی به حساب نمی‌آورد. از نظر نلدکه محمد به هیچ‌وجه در سبک استاد نیست و این تعصب مسلمانان است که یک تولید معیوب ادبی را تا حد شاه‌کاری بی‌بدیل بالا برده‌اند. از نظر نلدکه اگر قرآن بی‌نقص از آب در آمده بود حقن آن را می‌شد معجزه شمرد. چون تا پیش از قرآن اثر قابلی در نثر عربی تولید نشده بود و هرچه بود به شعر بود. از این رو از دید یک ناباور بر محمد نمی‌توان خرده گرفت که چرا نثری که تولید کرده معیوب است چرا که کارهای آغازین هیچ‌وقت بی‌نقص نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نلدکه در این عقیده تنها نیست. بیش‌تر مستشرقان تا اواسط قرن بیستم، نظیر نیکلسن و شوالی، همانند نلدکه قرآن را از نظر ادبی بی‌دقت، پراشتباه، ناقص و ملال آور می‌دانستند. به گفته استفان وایلد، استاد دانش‌گاه بن، این‌گونه قضاوت‌ها از متن ادبی قرآن عمومن هم توسط اعراب مسیحی و هم محققان مسلمان رد می‌شوند. انتساب «قطعه، قطعه بودن» و «عدم پیوستگی» متن قرآن در نوشتارهای مستشرقین بعدی تا به امروز نیز تکرار شده‌است.

خرافات جاهلی موجود در قرآن نیز موجب انتقاداتی است که بایستی متدینین و علمای دینی آن را پاسخ گویند، از قرآن انتقاد شده‌ است که بر اوهام و خرافات عرب جاهلی صحه گذاشته‌است. دو نمونه در این‌جا قابل ذکر است. یکی اعتقاد به جن و دیگری سحر و چشم‌زخم

نلدکه معتقد است داستان‌های قرآن که برای عبرت آورده شده از نظر ادبی چنگی به دل نمی‌زند. شخصیت‌های پیامبرانش کپی‌برداری از شخصیت محمد است و همه به سان محمد سخن می‌گویند و با مخالفان مشابهی طرف‌اند. حتا در جایی نوح قوم خود را از پرستش خدایان باطلی نهی می‌کند «با ذکر نام این خدایان» که خدایانی‌اند که عرب‌های زمان محمد می‌پرستیدند نه خدایان قوم نوح پس عجیب نیست که در نزد مشرکان قریش این قصه‌ها به اندازه داستان‌های رستم و اسفندیار جالب نبود. داستان‌های اخیر را «نذربن حارث» با مکیان باز می‌گفت و آن‌ها را در سفرهای تجاری‌اش به ایران آموخته بود. محمد به قدری از رقابت پیش آمده با نذر خشم‌گین بود که هنگامی که نذر در جنگ بدر اسیر شد به وی رحم نکرد و او را کشت، در حالی که در موارد دیگر هم‌وطنانش را بخشوده بود.

از دشواری‌های دیگر متدینین پاسخ‌گویی به صحت تاریخی مطالب قرآن است. چرا که امروزه میان مسلمانان و مورخان غربی اتفاق نظر هست که آن‌چه به عنوان قرآن در دست است تقریبن همان کلامی است که از سوی پیامبر اسلام بیان شده است. البته در این‌که آن‌چه در قرآن است همه آن چیزی ‌است که پیامبر به عنوان قرآن بر مسلمانان خوانده ‌است، اختلاف‌ نظر بیش‌تر است.

سوره «فاتحه» امروزه در صدر قرآن جای گرفته ‌است. محتوای این سوره تمامن دعایی است و آکنده از راز و نیاز با خدا است. پس از نظر منتقدان کلام خدا نیست، وانگهی کلام کسی ‌است که با خدا سخن می‌گوید. برای نمونه در بندهایی از سوره آمده‌ است «تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. به راه راست هدایت‌مان کن.» این سوره در شماری از نسخه‌های قرآن نبود. مثلن عبداله بن مسعود از کاتبان وحی و حافظان قرآن این سوره و دو سوره معوذتین را کلام خدا نمی‌دانست، تفصیل ماجرا این‌که بر اساس برخی روایات هنگام تدوین قرآن اختلافی بین صحابه در مورد این‌که آیا سوره فاتحه از اول قرار بوده که در مصحف قرآن قرار بگیرد یا نه رخ داد‌. عبداله بن مسعود با قرار دادن سوره فاتحه «و دو سوره معوذتین» در مصحف مخالف بود. زیرا می‌گفت که سوره فاتحه به هیچ جای خاصی از قرآن تعلق ندارد و اگر بخواهد آن را در مصحف قرار دهد باید آن را در اول هر بخش از قرآن تکرار کند. برخی از دانش‌وران با این استدلال که این سوره با لفظ «قل» شروع نمی‌شود آن را متعلق به قرآن ندانسته‌اند.

خرافات جاهلی موجود در قرآن نیز موجب انتقاداتی است که بایستی متدینین و علمای دینی آن را پاسخ گویند، از قرآن انتقاد شده‌ است که بر اوهام و خرافات عرب جاهلی صحه گذاشته‌است. «دو نمونه در این‌جا قابل ذکر است. یکی اعتقاد به جن و دیگری سحر و چشم‌زخم.»

«علی دشتی» در 23 سال می‌نویسد: «جای شگفت نیست که عرب‌های قرن ششم میلادی بهره‌ای کافی از اوهام داشته باشند. ولی شگفت این است که هر دو موضوع در قرآن منعکس شده باشد. آن هم به صورت ایجابی و مانند یک امر واقع، به‌ ویژه موضوع جن ممکن است برای باورمندان عقل‌گرا هضمش دشوار باشد. در قرآن بیش از ده بار به جنیان اشاره شده‌ است. و حتا سوره‌ای به این نام در قرآن هست. پس نمی‌توان به آسانی با تاویل و توجیه قضیه را فیصله داد. مثلن در آیه ۲۸ سوره جن گفته شده‌ که چند نفر از جنیان پس از شنیدن بندهایی از قرآن به قدری متاثر شدند که اسلام آوردند». علی دشتی با ذکر این مورد و چند مورد مشابه می‌گوید: «آیا آمدن این مطالب «در کتابی که آن را کلام خدا می‌گویند» آن هم از طرف شخصی که بر ضد خرافات و عادات جاهلانه قوم خود قیام کرده و در مقام اصلاح فکر و اخلاق آن‌ها بر آمده ‌است موجب تامل و حیرت نمی‌شود؟»

حفظ رسوم اعراب در قرآن نیز از نگاه منتقدان پنهان نمانده و باید توسط متدینین پاسخ گفته شود، در میان قبایل اعراب و قریش رسومی وجود داشت که محمد نیز بعدن دقیقن همان رسوم را در اسلام اجرا کرد. این‌ها به این شرح است:

– عبدالمطلب خون‌بها را صد شتر قرار داد و الله نیز زیر این حکم را امضا کرده‌است.

– صدقه دادن یک پنجم از مالی که یافت می‌شود، الله نیز گفت‌: که بدانید آن‌چه غنیمت به چنگ آورید یک پنجم آن مال خداست.

– عدم ازدواج با زن پدر. الله نیز فرمود زنانی را که پدرتان گرفته شما نگیرید.

– طواف کعبه نزد قریش تعداد مشخصی نداشت، عبدالمطلب دستور داد هفت مرتبه دور کعبه بگردند، الله نیز در قرآن همین حکم را قرار داد.

– عبدالمطلب آب چاه زمزم را وقف حاجیان کرد و اسم آن را «سقایه‌الحجان» «آب‌دان حاجیان» گذاشت. خداوند نیز در قرآن همین کار را کرد.

ضمنن داستان‌های تاریخی غیر‌عادی قرآن نیز جز لیست پاسخ‌گویی‌های دشوار مومنان است، عدم تطابق داستان‌های تاریخی قرآن «زنده ماندن ابراهیم در آتش، داستان قوم لوط، داستان قوم ثمود، داستان زاده شدن عیسای فاقد پدر و سخن گفتن او به محض تولد و…» با یافته‌های فعلی علوم تجربی، از موارد تعارض علم و قرآن است. علوم تجربی بر اساس یافته‌های حاضر از تحلیل برخی داستان‌های تاریخی ناتوانند. البته مومنان تمام داستان‌های غیرقابل توجیه از نظر عقلی را معجزات خداوند قلمداد می‌کنند. هم‌چنین مفسرانی که نمی‌خواهند شاهد عدم تطابق فرآورده‌های وحدانی با یافته‌های انسانی باشند، داستان‌های قرآن را اسطوره‌ای- نمادین به شمار می‌آورند تا مسئله حل شود. به نظر آن‌ها قرآن، از اسطوره‌های رایج زمانه برای اهداف تربیتی استفاده کرده‌است، برخی از داستان‌های تاریخی مطرح شده در قرآن بدین شرح است:

طوفان نوح

جریان طوفان نوح این‌گونه نقد شده که این مدعا با یافته‌های علمی اثبات نشده ‌است. مطابق این یافته‌ها، عمر زمین بیش از پنج میلیارد سال است و زمان پیدایش حیات کم‌تر از یک میلیارد سال پس از پیدایش زمین است. طوفان نوح یکی از اسطوره‌های آدمیان اولیه بوده ‌است. در یافته‌های حفاری ۱۹۳۴ قدیمی‌ترین کتاب دینی-مذهبی بشر، گیلگمش، که متعلق به پنج هزار سال قبل است به دست آمد. در این کتاب از طوفان جهانی یاد شده است، طوفان آن زمان (که بر اثر بارش باران تمام جهان زیر آب رود)، این‌که از تمامی حیوانات موجود در زمین یک جفت نر و ماده داخل کشتی شود و هم‌چنین عمر نوح، از مصادیق عدم مطابقت داده‌های وحدانی با یافته‌های تاریخی‌- تجربی انسانی است‌. مفسران دینی گاه با برخی حدس‌های علمی و گاه با توسل به معجزه این موارد را پاسخ داده‌اند.

البته دو زمین‌شناس آمریکایی به نام‌های «ویلیام ریان»(William Ryan) و «والتر پیتمن» (Walter Pitman) در سال ۱۹۹۸ شواهد جدیدی کشف و منتشر کردند مبنی بر این‌که دریای سرخ در ابتدا یک دریاچه کوچک‌تر از اندازه فعلی و با آب شیرین بوده ‌است. در حدود ۷۵۰۰ سال پیش به دنبال آخرین دوره یخ‌بندان و با گرم شدن ناگهانی زمین سطح جهانی آب دریاها به حدی می‌رسد که دریای مدیترانه سر ریز شده و کانالی با سرعت چندین برابر آبشار نیاگارا به دریای سیاه ایجاد می‌شود که باعث بالا آمدن آب دریای سیاه با سرعت ۱۵ سانتی‌متر در روز ـ کل بالا آمدن ۱۵۵ متر ـ و آب‌گرفتگی ۲۰ کیلومتر از ساحل دریای سیاه ـ به مساحت ۱۵۰٬۰۰۰ کیلومترمربع ـ و از بین بردن تمدن اطراف دریای سیاه می‌شود. این دو این اتفاق را همان طوفان نوح دانسته کتابی در این مورد نوشته‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,