Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
پس‌نشینی تند

«کاپیتالیسم را سرزنش نکنید»

2011 January 18

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

«کاپیتالیسم» روشی است که در آن وسایل عمده تولید، به کمک سرمایه‌های شخصی فراهم شده و اموال به مالکیت صاحبان سرمایه باقی می‌ماند. در کاپیتالیسم کارگران به عنوان روزمزد، اجیر صاحبان سرمایه‌اند، و تمام قدرت مالی در دست اشخاص معدودی در جامعه خواهد بود. در مقابل کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و لنینیسم و استالینیسم قرار دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اقتصاد سرمایه‌داری در عمل بین قرون ۱۶ و ۱۹ میلادی در انگلیس به تدریج رسمی شد. با وجود این‌که برخی ویژگی‌های این نظام در دوران خیلی گذشته نیز دیده می‌شود، شکل‌های ابتدایی سرمایه‌داری تجاری در اواخر قرون وسطا شکوفا شد. سرمایه‌داری از پایان دوره فئودالیسم در دنیای غرب نظام غالب بوده است. به تدریج این نظام از انگلیس به سراسر اروپا گسترش یافته، مرزهای سیاسی و فرهنگی را در نوردید. در قرون 19 و 20 میلادی سرمایه‌داری ابزار غالب، ولی نه انحصاری، صنعتی شدن را در دنیا فراهم آورده است.

سرمایه‌داری یا کاپیتالیسم (Capitalism) ، نظام اقتصادی‌ای است که با انقلاب صنعتی نخست در اروپای غربی و آمریکا پدید آمد و سپس به کشورهای غیر‌غربی نیز راه یافته و در آن‌ها رشد کرده است.

سرمایه‌داری یا کاپیتالیسم (Capitalism) ، نظام اقتصادی‌ای است که با انقلاب صنعتی نخست در اروپای غربی و آمریکا پدید آمد و سپس به کشورهای غیر‌غربی نیز راه یافته و در آن‌ها رشد کرده است

در این نظام، از نظر ابزارهای تولید، وسایل مکانیکی، ماشین، به جای نیروی کار انسان و حیوان در شیوه‌های ساده‌تر تولید، نقش درجه اول دارد و بخش عمده‌ای از نظام زندگی اجتماعی، برگرد ضروریات تولید صنعتی سامان می‌یابد و از نظر حقوقی، بخش عمده فعالیت اقتصادی، به ویژه مالکیت و سرمایه‌گذاری برای تولید کالا در دست افراد و موسسه‌های خصوصی و غیر‌دولتی است، که از راه رقابت اقتصادی در جهت کسب سود رهبری می‌شوند. عنوان کاپیتالیسم را بیش‌تر سوسیالیست‌ها و به‌خصوص مارکسیست‌ها رواج دادند و مراد آن‌ها از آن سیستمی است که در آن مالکیت خصوصی سرمایه تعیین‌کننده چهره اقتصادی و سیاسی آن و هم‌چنین پدید‌آورنده نوعی نظم اجتماعی خاص است، که در آن طبقه‌ی حاکم، که سرمایه‌داری یا بورژوازی نامیده می‌شود، از نیروی تولیدی جامعه به سود خود بهره‌گیری می‌کند. این سود از راه کم‌تر پرداختن به کارگران به دست می‌آید، یعنی کم‌تر از مبلغی که، به نظر سوسیالیست‌ها تمام ارزش تولید کارگران است. اما مبلغی که پرداخت می‌شود برابر است با ارزش نیروی کار کارگر در شرایط مالکیت خصوصی، ابزار‌های تولید و بازار کار.

اقتصاددانان غیرمارکسیست، سرمایه‌داری را سیستمی می‌دانند که در آن تولید میان عوامل تولید یعنی کار، زمین، سرمایه، بر حسب تولیدگری نهایی آن‌ها توزیع می‌شود و در نتیجه، نظامی است عادلانه. این نظریه، مالکیت خصوصی وسایل تولید را مشروع و منبع تولید می‌داند، برخلاف مارکسیست‌ها که کار را تنها منبع ارزش می‌شمارند، در نتیجه، سود سرمایه را برداشت نامشروع از تولید، به زیان جامعه و به نفع طبقه سرمایه‌دار می‌دانند. سرمایه‌داری، چنان که از کاربرد کلمه بر می‌آید، اغلب به معنای نظامی است که در آن مالکان سرمایه‌های بزرگ وجود دارند و واحدهای بزرگ تولیدی و سرمایه‌ای مانند بانک‌ها به آنان تعلق دارد. بنابراین، جامعه‌ای را که در آن عمده صنایع در دست تولید‌کنندگان کوچک باشد، که «مارکس» آنان را خرده بورژوازی می‌نامد و از بورژوازی جدا می‌کند، به دشواری می‌توان سرمایه‌داری نامید. سرمایه‌داری، به عنوان ایدئولوژی، پشتیبان نابرابری‌های درآمد و ثروت است، و این نابرابری را ناشی از مقدار کمکی می‌داند که افراد با صرف انرژی و منابع خود یعنی کار، زمین، سرمایه به جریان تولید می‌کنند، و به همان نسبت از آن بهره‌مند می‌شوند.

سرمایه‌داری، هوادار لیبرالیسم اقتصادی است و بازار آزاد اقتصادی را که در آن همه تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان آزادانه و با امکان انتخاب با هم روبه‌رو شوند، شرط لازم نمایان شدن توان‌مندی‌های تولیدی و پیش‌رفت اقتصادی می‌داند. در کلی‌ترین حالت، نظام سرمایه‌داری را می‌توان به دو دسته‌ی نظام سرمایه‌داری دولتی، هم‌چون اتحاد جماهیر‌شوروی پس از 1927 و یا چین کنونی و نظام سرمایه‌داری غیرمتمرکز، غیردولتی هم‌چون ایالات متحده‌ی‌آمریکا تقسیم کرد. برخی از انتقاداتی که به این نظام می‌شود عبارتند از: توزیع ناکارآمد و ناعادلانه پول و قدرت، گرایش به انحصارطلبی بازار، امپریالیسم و شکل‌های مختلف استثمار فرهنگی و اقتصادی، پدیده‌هایی مانند از خود بیگانگی فرهنگی، نابرابری، بی‌کاری و بی‌ثباتی اقتصادی.

منتقدان براین باورند که ترکیب تجارت آزاد و دارایی‌های خصوصی سرمایه‌داران، در ذات خود منجر به ساختارهای انحصارطلب می‌شود. مباحث اقتصاد سیاسی به مطالعه‌ی این موضوع می‌پردازد که نظام سرمایه‌داری تا چه اندازه مسوول استثمار اقتصادی، جنگ‌های امپریالیستی، استعمارگرایانه و ضدانقلابی، هم‌چنین سرکوب کارگران، اتحادیه‌های صنفی و نسل‌کشی است و موجب ایجاد اختلاف عمیق طبقاتی می‌شود. در سوی دیگر مدافعان این نوع از سیستم‌های اقتصادی بر این باورند که با ابزارهای محدودکننده، هم‌چون انواع و اقسام مالیات‌ها که بر درآمدهای سرمایه‌‌داران بزرگ و کالاهای مصرفی در چنین جوامعی اعمال می‌شود، بخشی فراوانی از سود این سیستم در امور عام‌المنفعه و رفاهی هزینه می‌گردد، که نتیجه‌ی مثبت آن بر زندگی طبقات پایین بسیار چشم‌گیر است. به هر حال نباید فراموش کرد که هر کدام از سیستم‌های سیاسی و اقتصادی چپ و راست بدون اشکال و ایراد نیستند و با گذشت سالیان دراز کامل‌تر می‌شوند. جالب این‌جاست که در دهه‌های اخیر موفقیت بیش‌تر نصیب روش‌های سیاسی و اقتصادی شده است، که منشی میانه داشته و وام‌دار هر دو گروه اقتصادهای آزاد و کنترلی بوده‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,