Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
مجله جاماندگان‌-‌خدایان نجات‌شان نمی‌دهند- قسمت بیست‌و‌یکم

«روایت روز نحس از بهترین خالق‌ها»

2011 January 28

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

ما در این نوشته‌ها سعی می‌کنیم، روایت کنیم، نقاط مورد ادعای منتقدانی را که انگشت بر روی آیاتی از قرآن گذاشته و آن‌را تناقضات می‌نامند، نمونه پنجم از این دست آیات را که برای رفع سوتفاهم، متدینین، به‌عنوان حامیان دین‌شان ملزم به پاسخ‌گویی هستند، مربوط به روایت قرآن از چگونگی عذاب قوم «عاد» است، آیات 19 و 20 سوره «قمر» می‌گوید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«ما در یک روز نحس، بر سر آنان به‌طور پیوسته، طوفانی سخت فرستادیم، (که) مردم را از جا می‌کند، گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه‌کن شده بودند.»

هم‌چنین آیه 25 سوره «احقاف»، «در ادامه آیات 21 تا 24» شدت طوفان را چنین توصیف می‌کند:

«(طوفان) همه چیز را به دستور پروردگارش نابود می‌کند. پس از طوفان چنان شد که جز خانه‌های‌شان چیزی دیده نمی‌شد…»

طبق این آیات، طوفان سختی که مردم را از جا می‌کند و همه‌چیز را نابود می‌کرد، در یک روز بر سر قوم عاد فرستاده شد و آن‌ها را قتل‌عام کرد، به گونه‌ای که پس از آن طوفان همه مردند و فقط خانه‌های آن‌ها باقی ماند. اما آیه 16 سوره فصلت می‌گوید:

«ما در روزهایی نحس بر سر آنان طوفانی سخت فرستادیم…»

و اما (قوم) عاد، به وسیله تندبادی توفنده و سرکش هلاک شدند، (که خدا) آن را هفت‌شب و هشت‌روز پیاپی بر آنان فرستاد..

و آیات 6 و 7 سوره حاقه می‌گویند:

«و اما (قوم) عاد، به وسیله تندبادی توفنده و سرکش هلاک شدند، (که خدا) آن را هفت‌شب و هشت‌روز پیاپی بر آنان فرستاد..»

منتقدان معتقدند که تناقض آشکار است. و مومنان ممکن است بگویند که آیه 19 سوره قمر فقط از آغاز طوفان سخن می‌گوید و معنای آن لزومن این نیست که کل حادثه در یک روز اتفاق افتاد. اما این توجیه با ظاهر آیه سازگار نیست و هیچ‌کدام از مترجمان برجسته قرآن نیز آیه را چنین ترجمه نکرده‌اند. باز ممکن است بگویند که در متن عربی صفت مستمر «به معنای پیوسته یا ادامه‌دار» آمده است و اگر آن را به واژه یوم «روز» برگردانیم به این نتیجه می‌رسیم که آیه از یوم مستمر «روز پیوسته یا ادامه‌دار»سخن می‌گوید و این می‌تواند دو معنی داشته باشد:‌

1- روزی که طول آن برابر با چند روز معمولی است.

2- چند روز متوالی.‌

و در هر دو صورت تناقض رفع می‌شود. اما اولن دلیل محکمی برای این مدعا «‌که مستمر صفت یوم است» نداریم و مفسران بزرگی مانند علامه طباطبایی «در المیزان» مستمر را وصف طوفان دانسته‌اند و مترجمان برجسته «مانند فولادوند» نیز آیه را بر همین مبنا ترجمه کرده‌اند و ثانین یوم مستمر «روز پیوسته یا ادامه‌دار» اصولن معنای محصلی ندارد و دو معنای مذکور در بالا را با هیچ دلیلی نمی‌توان به این عبارت نسبت داد. معنای اول با عقل ناسازگار است «‌آیا خداوند به‌مدت هشت‌روز کره زمین را از حرکت به دور خورشید بازداشت و نظم منظومه شمسی را برهم زد تا قوم عاد را مجازات کند؟» و دومی خلاف قواعد لغت عرب است «اصولن اگر منظور خداوند از عبارت یوم مستمر چند روز است، آیا استفاده از واژه ایام صحیح‌تر و به فصاحت و بلاغت نزدیک‌تر نیست؟»

اما در این‌جا مشکلات و تناقض‌های دیگری نیز به چشم می‌خورد.

آیه 25 سوره احقاف از طرفی می‌گوید: «شدت طوفان به حدی بود که همه‌چیز را نابود می‌کرد «و البته اگر قرار باشد که عذاب الهی به‌صورت طوفان نازل شود، طبیعی است که چنین خواهد بود. زیرا در غیر این‌صورت، مردمی که در خانه‌های‌شان پناه گرفته‌اند، جان سالم به‌‌در می‌برند و این یعنی نقض‌ غرض از سوی خداوند» و از طرفی «در ادامه» می‌گوید: «پس از پایان طوفان، خانه‌های مردم برجا بود. اولن چه‌طور ممکن است طوفانی که همه‌چیز را نابود می‌کند،‌ حریف خانه‌های مردم عاد نشود؟ مگر خانه‌های مردم  جزو همه چیز نبودند؟ آیا این تناقض نیست؟ چه‌طور ممکن است چنین طوفانی، یک شبانه‌روز «بنا به آیه 25 سوره احقاف» و یا هفت شبانه‌روز «بنا به آیه 7 سوره حاقه» به‌طور پیوسته و مداوم بوزد و در پایان، خانه‌ها «حتا اگر از سنگ و سخره باشند» سالم بمانند؟ دومن اگر خانه‌ها سالم مانده باشند، مردمی هم که در آن‌ها پناه گرفته‌اند سالم می‌مانند؟ ممکن است بگویید طوفان مذکور حاوی گازی کشنده بود و ماندن در خانه نمی‌توانست آن ها را نجات دهد. اما اگر خدا می‌خواست  قوم عاد را با گاز خفه کند چه نیازی به طوفانی بود که همه چیز از جمله گیاهان و درختان و حیوانات بی‌گناه را از جا کنده و نابود کند؟ یک باد یا طوفان معمولی حاوی گازی که فقط برای انسان کشنده باشد برای مجازات آن‌ها کافی بود.

از این‌ها گذشته، در آیات مورد بحث نکته پرسش‌برانگیزی وجود دارد و آن این‌که آیا لازم بود طوفان مذکور «با قدرت و شدتی که در این آیات توصیف شده است» هفت شبانه‌روز به‌طور پیوسته بوزد تا قوم عاد را تارومار کند؟

نمونه ششم از این آیات،  آیه 62 سوره «زمر» می‌گوید خدا خالق همه چیز است…

اما آیه 125 سوره صافات، خداوند را «بهترین خالق‌ها» معرفی می‌کند:

«آیا بعل را می‌پرستید و بهترین خالق‌ها را وامی‌گذارید؟»

باز هم تناقض آشکار است. زیرا طبق آیه اول، خالق همه‌چیز، خداست و به عبارت بهتر: «در جهان فقط یک خالق وجود دارد،» اما آیه دوم می‌گوید: «به غیر از خدا هم موجوداتی هستند که چیزهایی خلق می‌کنند، ولی خدا در خلق کردن، از آن‌ها برتر است و بهتر عمل می‌کند و این با گزاره «خالق همه چیز، خداست» تناقض دارد‌.»

البته در این‌جا یک نکته دیگر نیز قابل تامل است. یک بمب اتمی را در نظر بگیرید. از آن‌جا که این بمب، بالاخره یک «شیی = چیز» است، مطابق آیه 62 سوره زمر (که می‌گوید: «خدا خالق همه چیز است») خالق آن، خداست نه سازندگان آن. اما این سخن چه معنای معقولی می‌تواند داشته باشد؟ برای واژه «خلق کردن» چه معنایی می‌توان در نظر گرفت که مطابق آن، خدا خالق بمب اتمی است نه انسان؟ هر معنایی که برای «خلق کردن» در نظر بگیرید، خواهید دید که مطابق آن، یکی از دو آیه مورد بحث دچار مشکل می‌شود.

نمونه هفتم یکی از آیات بسیار زیبا و پر معنای قرآن، آیه 134 سوره بقره است:

«آن جماعت را روزگار سپری شد، آن‌چه آن‌ها کردند، از آن آن‌هاست و آن‌چه شما می‌کنید، از آن شماست، و شما را به‌خاطر اعمال آن‌ها مورد سوال و مواخذه قرار نمی‌دهند.»

مطابق این آیه، هر کس مسوول اعمال خودش است نه اعمالی که گذشتگان یا دیگران انجام داده‌اند و این قاعده‌ای است عقلی، اخلاقی و وجدانی که جای هیچ چون و چرایی ندارد. اما خود قرآن به این قاعده پایبند نمی‌ماند و در بسیاری از موارد، خصوصن در برخورد با یهودی‌ها، مخالفان خود را به‌خاطر اعمالی که گذشتگان‌شان مرتکب شده‌اند مورد سرزنش و ملامت قرار می‌دهد. آیه 87 سوره «بقره» خطاب به یهودیان می‌گوید:

و چون به آنان گفته شود:‌ به آن‌چه خدا نازل کرده ایمان بیاورید، می‌گویند: ‌»ما به آن‌چه بر (پیامبر) خودمان نازل شده ایمان می‌آوریم، و غیر آن را… انکار می‌کنند.

«و همانا به «موسا» کتاب (تورات) را دادیم و پس از او پیامبران را پشت سر هم فرستادیم و به «عیسا‌بن‌مریم» معجزه‌های آشکار بخشیدیم و او را با روح‌القدس تایید کردیم، (پس چرا) هرگاه پیامبری چیزی را که خوش‌آیند شما نبود برای‌تان آورد، کبر ورزیدند و گروهی را دروغ‌گو خواندید و گروهی را کشتید؟»

آیه 91 سوره بقره نیز می‌گوید:

«و چون به آنان گفته شود:‌ به آن‌چه خدا نازل کرده ایمان بیاورید، می‌گویند: ‌»ما به آن‌چه بر (پیامبر) خودمان نازل شده ایمان می‌آوریم، و غیر آن را… انکار می‌کنند.» بگو: «اگر مومن بودید، پس چرا پیش از این، پیامبران خدا را می‌کشتید؟»

آیه 183 سوره «آل‌عمران» نیز می‌گوید:

(به آنان)بگو:‌ «قطعن پیش از من،‌ پیامبرانی بودند که دلایل آشکار را با آن‌چه گفتید، برای شما آوردند. اگر راست می‌گویید، پس چرا آنان را کشتید؟»

آیه 59 سوره اسرا نیز علت عدم ارایه معجزه از طرف خدا و برای مخاطبان پیامبر اسلام را می‌گوید:

«و (چیزی) ما را از فرستادن معجزات (برای شما امت پیامبر اسلام) باز نداشت جز این‌که پیشینیان، آن‌ها را به دروغ گرفتند، و (به‌عنوان مثال) به ثمود ماده شتر دادیم که (پدیده‌ای) روشن‌گر بود، ولی به آن ستم کردند…»

یعنی خداوند به این دلیل به پیامبر اسلام معجزه نمی‌دهد که در گذشته‌های دور برای هر امتی که معجزه فرستاد، آن امت قدر آن معجزه را ندانستند و آن را تکذیب کردند. به عبارت دیگر امت پیامبر باید چوب گناهان قوم نوح و ثمود و عاد و… را بخورد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,