Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
مجله جاماندگان- خدایان نجاتشان نمی‌دهند-قسمت بیست‌و‌دوم

«مائده‌ای از آسمان بی‌ستاره تهدید»

2011 January 30

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

ما سعی می‌کنیم تا با مرور تناقضات و شبهات دینی ادیان گوناگون و پرسش‌های منتقدان، بدون تعصب صیقل کنیم اندیشه‌هایمان را. بدون ترس از آن‌که در زیر این لایه‌های انباشته از گذر زمان آن‌چه که رخ می‌نماید، همانی نباشد که انتظارش را می‌کشیدیم، در ادامه پرسش‌هایی در مورد تناقضات قرآنی مورد ادعای منتقدان، نمونه هشتم آیه 286 سوره بقره است که می‌گوید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«خداوند هیچ‌کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند… (مومنان دعا می‌کنند که) پروردگارا… آن‌گونه که بر امت‌های پیش از ما تکلیف گران نهادی، بر ما تکلیف گران منه، و آن‌چه را که طاقت آن نداریم، بر ما تکلیف مکن…»‌

صدر و ذیل آیه آشکارا متناقضند. زیرا در صدر آیه ادعا می‌شود که خداوند بندگان را مافوق طاقت‌شان تکلیف نمی‌کند، اما در ادامه اعتراف می‌شود که خداوند برای امت‌های پیشین تکالیفی مقرر کرده که از حد طاقت و توانایی‌شان بیش‌تر بوده است. اگر تکلیف ما لایطاق قبیح و لذا از جانب خداوند محال است، دعای «پروردگارا آن‌چه را که طاقت نداریم، بر ما تکلیف مکن» چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این مانند آن است که دعا کنیم: خدایا بر ما ظلم مکن!؟ ممکن است استدلال شود در دعاهایی که پس از صدر آیه آمده است، سخن از تکلیف فوق طاقت نیست، بلکه سخن از سختی‌ها، مشکلات و مصائبی است که ممکن است گریبان‌گیر مومنان شود و تحمل آن‌ها بر مومنان دشوار یا ناممکن آید. اما در این صورت صدر و ذیل آیه کاملن بی‌ربط می‌شوند، و این خلاف قواعد فصاحت و بلاغت است، ضمن آن‌که طبق نص صریح قرآن هیچ امکانی جز به اراده الله مقدور نیست و الله هم اگر به اندازه توان توقع نماید «همان‌گونه که در آیه فوق آمده» رنج و زحمتی مافوق ایجاد نکرده، و  از آن‌جا که الله خدای همه زمان‌هاست و احتمالن گفتارش باید در تمامی ادوار یک‌سان و ثابت باشد نمی‌توانسته که در حق امت‌های پیشین بیش از توان‌شان توقع نماید و آن‌ها را در رنج و سختی قرار دهد.

در روز قیامت(هر‌کس) نتیجه  آن‌چه انجام داده است را به‌طور کامل می‌بیند

نمونه نهم این تناقضات آن است که بسیاری از آیات قرآن به ما اطمینان می‌دهند که در قیامت و در محکمه عدل الهی به کسی ظلم نمی‌شود. آیه 182 سوره آل عمران می‌گوید:

«خداوند (در روز قیامت) هرگز نسبت به بندگان خود ستم نمی‌کند»

این مضمون در آیه 51 سوره انفال و آیه 46 سوره فصلت نیز تکرار شده است. آیه 70 سوره زمر نیز تاکید می‌کند که:

«در روز قیامت(هر‌کس) نتیجه  آن‌چه انجام داده است را به‌طور کامل می‌بیند»

آیه 115 سوره هود می‌گوید:

«خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌‌کند.»

و این مضمون در آیه 195 سوره آل عمران نیز تکرار شده است. آیه 40 سوره نسا با صراحت بیش‌تری سخن می‌گوید:

«خداوند به اندازه ذره‌ای نیز ستم نمی‌کند و اگر حسنه‌ای( باشد و از کسی سر بزند، در روز قیامت)  به آن دو چندان پاداش می‌دهد.»

و  آیات 7 و 8 سوره زلزال نیز سخن آخر را می‌گویند:

«پس هرکس هم‌سنگ ذره‌ای عمل خیر انجام داده باشد (پاداش) آن را می‌بیند،  و هر کس هم‌سنگ ذره‌ای عمل ناشایست انجام داده باشد، (کیفر) آن را می‌بیند.»

تا این‌جا گویی هر‌کس «چه مومن و چه کافر یا مشرک» هر عمل خوبی انجام داده باشد، پاداش آن را در قیامت دریافت خواهد کرد «توجه کنید که در آیات فوق قید و شرطی نیامده است و این البته همان است که عدل اقتضا می‌کند» اما داستان به اینجا ختم نمی‌شود.

آیات دیگری نیز در قرآن وجود دارد که همه آیات قبلی را نقض می‌کند. آیه 40 سوره غافر «مومن» می‌گوید:

«هر‌کس بدی «گناه» کند، همانند گناهی که کرده است مجازات می‌شود و هرکس عمل صالحی انجام دهد، زن باشد یا مرد، در صورتی که مومن باشد، به بهشت وارد می‌شود»

جایی‌که سخن از مجازات و عذاب دادن به میان می‌آید، حکم الهی عام و کلی است و هرکس کار بدی کند «چه مومن و چه کافر» مجازات آن را می‌بیند، اما جایی‌که سخن از پاداش به میان ‌می‌آید، قید «به شرطی که مومن باشد» اضافه می‌شود. یعنی کفار و مشرکین و ملحدین هرچه اعمال صالح انجام می‌دهند، بی‌فایده است و در آخرت پاداشی نمی‌بینند، علاوه بر این، بسیاری از آیات قرآن سخن از حبط «نابود شدن» اعمال کافران و مشرکان به میان می‌آورند.

آیه 217 سوره بقره می‌گوید:

«… هر‌کسی از شما از دین خود (اسلام ) برگردد و کافر از دنیا برود، اعمالش در دنیا و آخرت ضایع و باطل شده و اهل جهنم خواهد بود و در آن جاودانه می‌‌ماند.»

یعنی ارتداد باعث می‌شود که همه کارهای خوبی که پیش «و یا حتا پس» از آن انجام داده‌ایم نابود شود و بی‌نتیجه بماند.

آیه 18 سوره ابراهیم نیز می‌گوید:

«داستان اعمال کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند، هم‌چون خاکستری است که در روز طوفانی، باد بر آن بوزد، که از آن‌چه به دست آورده‌اند، چیزی در دست ندارند…»

مطابق این آیه اعمال نیک کافران مانند خاکستری که درمعرض باد تند قرار گرفته باشد، نابود می‌شود و در روز قیامت سودی به آن‌ها نمی‌رساند.

آیه 88 سوره انعام‌، حتا شک کردن را هم موجب ضایع شدن اعمال نیک می‌داند:

«اگر شک بورزند، خداوند (اعمال  نیک) آن‌ها را نابود می‌سازد»

ده‌ها آیه دیگر در قرآن با صراحت اعلام می‌کنند که ارتداد و کفر و شرک و… باعث حبط اعمال می‌شود «مانند آیه 5 / مائده ، 147 / اعراف ، 19/ احزاب ، 32 و 28 و 9 / محمد و 17/ توبه، 2/ حجرات » و این علاوه بر آن‌که با عدل و رحمت الهی سازگار نیست، آیاتی را که در ابتدا آمد، نقض می‌کند.

اما تناقض‌گویی‌های قرآن در موضوع معاد و قیامت به این‌جا ختم نمی‌شود. دیدیم که آیه 40 سوره غافر «مومن» می‌گفت:

«هر که بدی (گناه) کند، جز به مثل آن کیفر نمی‌یابد»

و این مدعا در آیه 27 سوره یونس و آیه 160 سوره انعام نیز تکرار شده است. اما الله همین وعده را نیز در چند جای دیگر فراموش می‌کند.

آیات 73 تا 75 سوره اسرا «خطاب به پیامبر» می‌گویند:

«و چیزی نمانده بود که تو را از آن‌چه به سوی تو وحی کرده‌ایم گم‌راه کنند تا غیر آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند، و اگر تو را استوار نمی‌‌داشتیم‌، قطعن نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی، در آن صورت‌، حتمن تو را دو برابر در (زندگی) دنیا (و دو برابر) پس از (مرگ) عذاب  می‌چشاندیم و آن‌گاه در برابر ما برای خود یاوری نمی‌یافتی»

یعنی اگر پیامبر کمی به کفار یا مشرکین متمایل شود، در دنیا و آخرت «دو برابر» عذاب می‌شود. آیه 30 سوره احزاب هم «خطاب به همسران پیامبر» می‌‌گوید:

«ای همسران پیامبر‌، هرکس از شما کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است.»

یعنی بر خدا آسان است که وعده‌‌های خود را فراموش کند و عدالت را زیر پا بگذارد، اما از این‌ها شگفت‌انگیز‌تر، داستان حواریون عیسا است.

به آیات 112 تا 115 سوره مائده بنگرید:

«حواریون به عیسا می‌گویند: از خدایت بخواه تا از آسمان مائده‌ای برای ما بفرستد. عیسا نیز از خدا درخواست مائده آسمانی می‌کند و خدا در پاسخ می‌گوید:… من آن مائده را برای شما می‌‏فرستم، ولی هر که از شما پس از آن کافر شود، چنان عذابش می‌کنم که هیچ‌یک از مردم جهان را آن چنان عذاب نکرده باشم»

ولی مگر قرار نبود که عذاب الهی، «مثل» و یا «متناسب» با گناه باشد؟ آیا کافرشدن حواریون «حتا اگر پس از دیدن نشانه‌های خدا و تمام شدن حجت بر آن‌ها باشد» از جنایت‌های جانیان به نام تاریخ بدتر است که آن‌ها هرگز در دنیا مجازات نشدند؟

تناقض باز هم ادامه می‌یابد. آیه 114 سوره هود می‌‌گوید:

«کارهای خوب شما، کارهای بدتان را نابود می‌کند»

مطابق این آیه «حداقل بعضی از» اعمال نیک ما در این دنیا باعث می‌شود که اعمال بدی که درگذشته انجام داده‌ایم، نابود شوند و در قیامت مورد محاسبه قرار نگیرند.

این مضمون در آیات متعددی از قرآن  و با تعابیر مختلف تکرار شده است. ( مانند آیه 5/ فتح، 7 / عنکبوت، 271 / بقره، 195 / آل عمران، 31 / نساء، 65 و 12، تغابن ) و این نیز با آیاتی که در ابتدای این بحث آمد، در تناقض است، و بالاخره این‌که مطابق آیه 65 سوره مائده اگر اهل‌کتاب به اسلام ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، همه گناهان قبلی‌شان بخشیده می‌شود و حتا مطابق آیه 70 سوره فرقان‌، گناهان قبلی‌شان تبدیل به حسنه «کار نیک» می‌شود، اما مطابق آیه 217 سوره بقره «که پیش از این آمد» هرکس از اسلام برگردد، تمام اعمال نیکویی که پیش از آن انجام داده‌است، نابود و بی‌نتیجه می‌شود‌ و آیا این آیات و تناقضات درون‌شان و آن‌چه که گواه آن تاریخ مکتوب است می‌تواند توسط منتقد بی‌تعصب پذیرفته شود و عدل الهی نامیده شود؟ و البته وظیفه پاسخ‌گویی بر دوش متدینین است .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,