Saturday, 18 July 2015
24 September 2020
مجله جاماندگان-خدایان نجاتشان نمی‌دهند-قسمت بیست‌و‌سوم

«مشکوک‌ترین راه آسمان»

2011 January 31

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

منتقدان در کشاکش با متدینین بر سر آسمانی بودن قرآن هم‌چنان درگیرند، اشارات بسیار کلی از دلایل منتقدان به این ترتیب است، آیه 82 سوره نسا برای اثبات آسمانی بودن قرآن به عدم وجود اختلاف و تناقض در این کتاب اشاره کرده است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«آیا در (معانی) قرآن نمی‌اندیشند؟ اگر (این کتاب) از جانب غیر‌خدا بود، قطعن در آن اختلاف بسیار می‌یافتند.»

اما آن‌ها می‌گویند این دلیل از دو جهت مخدوش است: اولن با هیچ دلیل علمی یا فلسفی نمی‌توان اثبات کرد که اگر بشری عادی با اتکا به اندیشه‌ها و تجارب خود کتابی بنویسد، آن کتاب حتمن مشتمل بر تناقض و تخالف ـ آن هم به تعداد فراوان ـ خواهد شد. بنابراین حتا اگر فرض کنیم که در قرآن هیچ‌گونه تناقض‌‌گویی وجود ندارد، باز هم آسمانی بودن آن اثبات نمی‌شود، دومن در این آیه طوری از قرآن سخن رفته است که گویی در آن هیچ تناقضی وجود ندارد، در حالی که ‌تاملی اندک در معانی آیات قرآن آشکار خواهد کرد که در این کتاب ده‌ها بار تناقض‌‌گویی شده است و همین نشان می‌دهد که قرآن نمی‌تواند کلام خدا باشد.

ضعف و ناتوانی دلیل فوق در اثبات آسمانی بودن قرآن آشکار است. برای همین، عده‌ای از عالمان اسلام سعی کرده‌اند تا با ارایه تقریر روشن‌تر و کامل‌تری از این دلیل، شکل منطقی‌تری به آن بدهند. در این تقریر جدید، ابتدا گفته می‌شود که ویژگی‌های انسان «مانند تکامل تدریجی، خطاپذیری، تاثیر‌پذیری و …» هر یک موجب پیدایش تفاوت و ناسازگاری در آثار بشری «خصوصن آثار فکری و معرفتی» می‌شود:

انسان دارای تکامل تدریجی است، این تکامل به‌طور طبیعی، تفاوت محسوسی را در دستاوردهای انسان در طول زمان به دنبال دارد، تاثیرپذیری و خطاپذیری انسان نیز نقش مهمی در پیدایش اختلاف در آثار انسان دارد. تحول مداوم شرایط بیرونی و درونی انسان، و تعدد و تنوع عوامل موثر سبب می‌شود که انسان آثار ناهماهنگ و احیانن متضادی را پدید آورد، خطاپذیری انسان نیز موجب می‌شود انسان با پی‌بردن به اشتباهات خویش، گفته پیشین خود را نقض کند تفاوت در استعدادها و محدودیت در کسب کمالات نیز فراوانی زمینه‌های اختلاف را به هم‌راه دارد.

سپس، با بیان ویژگی‌های قرآن و نحوه نزول آن، نتیجه مورد نظر متدینین این‌گونه گرفته می‌شود:

انسان دارای تکامل تدریجی است، این تکامل به‌طور طبیعی، تفاوت محسوسی را در دستاوردهای انسان در طول زمان به دنبال دارد، تاثیرپذیری و خطاپذیری انسان نیز نقش مهمی در پیدایش اختلاف در آثار انسان دارد

شرایط، اوضاع و احوال و مدت زمان نزول و برخی ویژگی‌های قرآن مجید به‌گونه‌ای است که با زمینه‌ها و ویژگی‌های اختلاف برانگیز انسان تطابق دارد. از سویی، قرآن طی 23 سال بر پیامبر نازل شده  که آثار تکامل تدریجی (در صورت بشری بودن) باید در آن مشاهده شود. پیامبر طی 23 سال در شرایط و اوضاع و احوال فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیار متفاوت و فراز و نشیب‌ها و تحولات بسیار ناهمگونی قرار داشت، هم‌چنین آیات قرآن در سفر و حضر، در جنگ و صلح، در شرایط عادی و بحرانی بر پیامبر نازل شده است، بنابراین روشن می‌شود که آوردن کتابی با این ویژگی‌ها از سوی یک انسان با آن ویژگی‌های جدایی‌ناپذیر و اختلاف آفرین، ملازم با پدید آمدن ناهماهنگی زیاد خواهد بود اما با این همه بین آیات قرآن چه از نظر بیان و چه در بعد محتوا، هماهنگی کاملی برقرار است و این نشان معجزه بودن و از سوی خدا بودن آن است.

اما با همه این توضیحات، نه تنها مشکلی حل نمی‌شود، بلکه مشکلات جدیدتری هم به وجود می‌آید:

1  – درست است که انسان ویژگی‌های مذکور را دارد، اما آیا این بدان معناست که تمام عقاید او در طول زمان مرتبن تغییر می‌کند و به ضد یا نقیض خود تبدیل می‌شود؟ پاسخ متدینین منفی است. ممکن است بسیاری از (و حتا همه) اعتقادات انسان در طول دوره‌ای خاص (و حتا تا آخر عمر) ثابت بماند. بنابراین محال نیست که شخصی در طول 23 سال در موضوعات مختلف اظهار عقیده کرده و در عین حال هیچ‌گاه دچار تناقض‌گویی نشده باشد.

2  – ممکن است آدمی در اثر گذشت زمان و تکامل علمی و معرفتی، بعضی از نظراتش تغییر کند ولی به دلایل خاصی (مثلن رعایت بعضی مصالح) تغییر عقیده خود را ابراز و اظهار نکند و حتا در عمل نیز به مقتضای عقاید قبلی عمل کند. بنابراین عدم وجود تناقض در گفتار و کردار کسی (حتا در طول 23 سال) چیزی را اثبات نمی‌کند.

3  – در استدلال فوق به دو نکته مهم توجه نشده است:

الف. بین دو یا چند گزاره که از طرفی موضوعات مختلف دارد و از طرفی دیگر، همه یا بعضی از آن‌ها کاذبند، نه تضادی وجود دارد و نه تناقضی. به عبارت دیگر ممکن است کتابی در طول 23 سال و در اوضاع و شرایط مختلف و فراز و نشیب‌های بی‌شمار نوشته شده و حاوی موضوعات مختلف و متنوعی بوده و در عین حال بسیاری از مطالب آن نیز خلاف واقع یا خلاف اخلاق باشد. در این صورت عدم وجود تضاد یا تناقض در این کتاب چیزی را اثبات نمی‌کند.

ب. ممکن است کتابی در طول 23 سال «و در شرایطی که گفته شد» نوشته شود، و مشتمل بر موضوعات و مطالب هماهنگ و مرتبط با هم باشد و تناقضی هم در آن یافت نشود، اما محتوای آن، مطالبی سطحی و بی‌ارزش و یا لغو و بیهوده باشد. در این صورت، عدم وجود ناهماهنگی و تناقض در این کتاب چیزی را اثبات نمی‌کند.

معنای دو نکته فوق این است که صرف عدم وجود تناقض در قرآن برای اثبات مطلوب کافی نیست. ارزش معرفتی، اخلاقی و کاربردی محتوای یک کتاب، جای‌گاه و اهمیت آن را تعیین می‌کند. فرض کنیم بین آیات قرآن هماهنگی کامل برقرار است و هیچ تناقضی در آن وجود ندارد، اما اگر محتوای آن شامل مطالب خلاف واقع، خلاف اخلاق و یا سطحی و بی‌ارزش باشد، این هماهنگی و عدم تناقض چه ارزشی دارد ؟

4  –  به راستی چه معنایی از واژه‌های «هماهنگی»، «تناقض»، «تضاد»، «اختلاف» و «تفاوت» مورد نظر است که بر مبنای آن گفته می‌شود: «بین آیات قرآن چه از نظر بیان و چه در بعد محتوا هماهنگی کامل برقرار است و هیچ اختلاف و تضاد و تناقضی در آن‌ها وجود ندارد»؟ اگر منتقد مدعی شود که اتفاقن پرتناقض‌ترین و ناهماهنگ‌ترین کتابی که در عمرم خوانده‌ام همین قرآن است، به او چه باید گفت؟

همان‌طور که پیش از این گفته شد، به لحاظ منطقی مقدمات بکار رفته در یک دلیل عقلی باید قطعی و مسلم و یا حداقل مورد قبول طرف مقابل باشد. در برهان مورد بحث، گزاره «بین آیات قرآن چه از نظر بیان و چه در بعد محتوا هماهنگی کامل برقرار است و هیچ اختلاف و تضاد و تناقضی در آن‌ها وجود ندارد» به عنوان اولین مقدمه به‌کار رفته است. پیداست که مخالفان اسلام و قرآن، یا این گزاره را کاذب می‌دانند و به شدت آن را رد می‌کنند و یا حداقل در آن تردید می‌افکنند و دلیل می‌طلبند. پس ابتدا باید درستی این گزاره به روشی عقلی و منطقی اثبات شود. اما آیا این کار امکان‌پذیر است؟ گویا عالمان اسلام مدعی هستند که از سه راه می‌توان این گزاره را اثبات کرد. راه اول این است که:

در قالب یک برهان و به صورت کلی، هماهنگ بودن کل آیات قرآن با یک‌دیگر به اثبات رسد به این بیان که هدف از نزول قرآن، هدایت بشر به سوی سعادت نهایی او با به‌ترین شیوه است و ناهماهنگی و اختلاف در آیات، با این هدف سازگار نیست و از آن‌جا که نقض غرض با حکمت خداوند سازگاری ندارد، پس خداوند قرآن را به‌ گونه‌ای کاملن هماهنگ نازل کرده است، این برهان، آشکارا برای مومنان به قرآن اقامه شده است، نه برای مخالفان و منکران. چرا که نازل شدن قرآن توسط الله را مفروض و مسلم گرفته و این یعنی مصادره به مطلوب و اما راه دوم:

و دوم آن‌که با استناد به برخی از اوصاف قرآن، هماهنگی آیات قرآن را نتیجه‌گیری کنیم. به عنوان مثال، به استناد صفاتی نظیر مثانی و متشابه هماهنگی کل آیات قرآن را استفاده کنیم یا با استناد به صفاتی نظیر حق و صدق که به‌طور مطلق بر قرآن اطلاق شده، نتیجه بگیریم که هیچ مطلب باطل و نادرستی در قرآن نیست و از آن‌جا که حقایق با هم اختلاف و ناهماهنگی ندارند، هماهنگی کل آیات با یک‌دیگر به اثبات می رسد.

معنای دلیل فوق این است که چون قرآن برای خود اوصافی مانند مثانی، متشابه، حق و صدق قائل شده و لازمه این اوصاف، هماهنگی کامل بین آیات قرآن و عدم وجود خطا و تضاد و تناقض در آن است، پس گزاره مورد بحث اثبات می‌شود، این دلیل نیز آشکارا فقط به درد مومنان می‌خورد نه مخالفان و منکران. اما مومنان چه نیازی به این ادله دارند؟

البته متدینین طراز اولی مانند آقای «جوادی آملی» نیز برای اثبات اعجاز قرآن از طریق اشاره به هماهنگی آیات قرآن چنین استدلال کرده‌اند:

مقدمه اول: قرآن در طول 23 سال و در مکان‌ها و زمان‌ها و حالت‌ها و شرایط متفاوت نازل شده است.

مقدمه دوم: شما هر‌چه که در قرآن تدبر و تفحص کنید، نه تنها اختلافی در آن نمی‌بینید، بلکه سراسر آن را هماهنگ‌تر و منسجم‌تر می‌یابید بنابراین قرآن قطعن معجزه است.

استدلال ایشان نیز دو اشکال عمده دارد، اول آن‌که مقدمه دوم آن مشکوک و بلکه «از نظر منتقدان» واضح‌البطلان است. دوم آن‌که حتا اگر هر دو مقدمه این استدلال درست باشند، «به دلایلی که پیش از این آمد» به هیچ وجه گزاره «قرآن قطعن معجزه است» از آن‌ها استنتاج نمی‌شود. معلوم نیست ایشان چگونه و با استناد به کدام قواعد منطقی از آن دو مقدمه چنین نتیجه‌ای را «آن هم با قطعیت» گرفته‌اند؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,