Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
دایره‌ی شکسته

«من همان مافیایی بودن را دوست دارم»

2011 January 30

مه‌شب‌ تاجیک/ رادیو کوچه

شاید برای هر کارگردانی این یک آرزو باشد که در طول زندگی هنری‌اش فیلمی بسازد که جاودانه شده و برای همیشه در تاریخ سینما ماندگار شود. «فرانسیس‌ فورد‌کاپولا» با فیلم‌های «پدر خوانده» این مهم را نه یک‌بار بلکه سه بار انجام داد. و هر فیلم پدرخوانده نه به‌تر که تکمیل کننده‌ی دیگری بودند. و حال اگر کاپولا بعد از پدرخوانده‌ها دیگر فیلمی هم نمی‌ساخت و همه عمر استراحت می‌کرد بازهم با این سه فیلم خود را جاودانه کرده و لذت و شوری را که دیدن یک فیلم خوب به آدم می‌دهد به تماشاگران چشانده بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رنگ مشکی و خون‌ریزی‌های برنامه‌ریزی شده با قساوت تمام، شاید بزرگ‌ترین نمادهایی باشند که دنیا مافیا را به آن می‌شناسد. مسایلی که پیش و بیش از همه وجودشان را مدیون ماریو پوزو و داستان پدرخوانده‌اش می‌دانند و سپس مدیون فرانسیس فوردکاپولا و پدرخوانده‌هایش. پیرمردی باکلاس، آرام، خون‌سرد، باشخصیت و در عین حال در مواقع لزوم قسی‌القلب و جنایت‌کار در لوای همان شخصیت با وقار نشانه‌هایی بوده است که به‌طور حتم دنیا برای آشنایی با آن خود را مدیون «ماریو پوزو» می‌داند. پدرخوانده نیز خارج از همین فضاسازی‌های او نیست. داستان یک پدرخوانده که دیگر دوست ندارد برای پول درآوردن خونی بریزد و از راه مواد مخدر و قاچاق ثروت‌مند شود. او دوست دارد مثل یک آمریکایی شده‌ی متمدن خود و خاندان مافیایی‌اش را به دست مدرنیسم بسپارد و از راه‌های مسالمت‌آمیز اما پردرآمد نوادگانش را تامین کند. تلاشی که شاید برای دست یافتنش حاضر باشد کلی از اعتبارش را خرج کند، اما شاید فکرش را هم نکند که همان نوادگان چندان علاقه‌ای به این نوع زندگی نداشته باشند. آن‌ها مافیایی بودن را با تمام خصوصیاتش دوست دارند و این چیزی است که خان بزرگ سیسیلی به هیچ وجه به آن علاقه ندارد.

«پدرخوانده» یا (The Godfather) فیلمی داستانی-جنایی و برنده‌ی جایزه اسکار به کارگردانی «فرانسیس ‌فورد‌کاپولا»، محصول سال ۱۹۷۲ کمپانی آمریکایی پارامونت است که بر اساس رمانی به همین نام از «ماریو پوزو» که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده‌ است

«پدرخوانده» یا (The Godfather) فیلمی داستانی-جنایی و برنده‌ی جایزه اسکار به کارگردانی «فرانسیس ‌فورد‌کاپولا»، محصول سال ۱۹۷۲ کمپانی آمریکایی پارامونت است که بر اساس رمانی به همین نام از «ماریو پوزو» که در سال ۱۹۶۹ نوشته شده، ساخته شده‌ است. فیلم‌نامه‌ی این اثر حاصل هم‌کاری مشترک فرانسیس فورد کاپولا و ماریو پوزو است. ماجرای فیلم بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می‌افتد و داستان فیلم درباره‌ی خانواده مافیایی «کورلیونه»است. در فیلم ستارگانی هم‌چون «مارلون براندو»، «آل پاچینو»، «رابرت دووال»، «دایان کیتن» و «جیمز کان» نقش‌آفرینی می‌کنند. این فیلم خیلی زود مورد توجه منتقدان و تماشاگران عام، نه تنها در ایالات متحده که در تمام نقاط جهان، قرار گرفت. چندی نگذشت که محبوبیتی بی‌نظیر کسب کرد تا آن‌جا که حال مقام دوم را در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر وب‌گاه «IMDB» دارد. به دلیل استقبال فوق‌العاده تماشاگران از این فیلم، دو سال بعد از اکران آن، قسمت دیگری از این فیلم به نام پدرخوانده، قسمت دوم و در سال ۱۹۹۰ نیز قسمت سوم این فیلم با نام پدرخوانده، قسمت سوم ساخته شد.

درباره‌ی پدرخوانده باید گفت آن‌چه به این شاه‌کار کاپولا جذابیتی افزون از حد می‌دهد توجه شگفت‌انگیز او به جزییات است. چه در بازی‌گری، چه در فیلم‌نامه و چه در نورپردازی و طراحی صحنه‌ی بی‌نظیرش. فیلم‌نامه از نظر ایجاز یکی از نمونه‌های کم‌نظیر سینماست. برای نمونه سکانس مرگ و تشییع جنازه‌ی پدرخوانده و یا سکانس معروف تسویه حساب مایکل با رقبای پدر که از لحاظ بصری به تنهایی با یک فیلم برابری می‌کنند. پدرخوانده تجربه‌ای تکرارناپذیر در تاریخ سینماست که حاصل دست‌یابی به نوعی هماهنگی کامل و بی‌نظیر میان عناصر مختلف تولید است. این فیلم نمونه‌ی نادر یک اثر هنری‌ست که همه چیز آن کامل است، بدون آن‌که این کمال‌گرایی صورتی تصنعی و آزاردهنده به خود بگیرد. هیچ فیلمی را نمی‌توان یافت که از بستر جنایت، این همه زیبایی و لذت به مخاطب ارایه دهد.

کاپولا با قسمت دوم پدرخوانده نشان می‌دهد که ساخت پدرخوانده‌ی اول، اتفاقی نبوده است. قسمت دوم پدرخوانده نسبت به قسمت اول آن ساختاری کاملن مدرن‌تر دارد و به قول «سرجیو لیونه»ی فقید، کاپولا وقتی پدرخواند‌ه‌ی یک را می‌سازد قدری حواس‌پرت است اما با قسمت دوم است که او تسلط کاملش را به سینما نشان می‌دهد. در واقع با این فیلم بود که همان تعداد اندک افراد مردد هم به‌طور کامل قانع شدند که نابغه‌ی جدیدی ظهور کرده است. گرچه قسمت اول پدرخوانده پرفروش‌تر، مردمی‌تر و به‌طور کلی برای بیش‌تر سینمادوستان دوست‌داشتنی‌تر است، اما قسمت دوم نیز چنان که می‌بینیم در فهرست ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما از دیدگاه رای‌دهندگان سایت IMDB در رتبه سوم جای دارد.

در پدرخوانده، قسمت سوم، نمونه‌ای تکرارناپذیر از تجلی هنر فیلم و موسیقی است. شاید بتوان گفت ال ‌پاچینوی با تجربه‌ی پدرخوانده، قسمت سوم، بسیار با تجربه‌تر و حرفه‌ای‌تر از ال پاچینوی فیلم سرپیکو و قسمت‌های اول و دوم پدرخوانده، ایفای نقش کرده است. قسمت سوم پدرخوانده به نوعی نتیجه‌گیری و عاقبت تمام جریان‌های زیبایی است که در دو قسمت قبلی دیده‌ایم. هر سه قسمت پدرخوانده در نوع خود شاه‌کارهایی هستند تکرارناشدنی از اساتید سینما و در راس آنان «فرانسیس فورد کوپولا». سه‌گانه‌ی پدرخوانده در مجموع نامزد ۲۹ اسکار شد و ۹ اسکار را برد و نام و نشان مارلون براندو، ال پاچینو، جیمز کان، دایان کیتون، رابرت دنیرو، تالیا شایر، اندی گارسیا را برای همیشه در تاریخ سینما و اذهان تماشاگران ماندگار کرد.

موسیقی فیلم ساخته «نینو روتا» موسیقی‌دان ایتالیایی است که علاوه بر آهنگ‌سازی بعنوان یک رهبر ارکستر بزرگ نیز مشهور است. او در سال ۱۹۱۱ در میلان بدنیا آمد و در سال ۱۹۲۹ از کنسواتوار سیسل فارغ‌التحصیل شد. روتا طی سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲ در موسسه «کورتیس» فیلادلفیا در حال گذراندن دوره‌های تخصصی آهنگ‌سازی بود. او علاوه بر ساخت موسیقی برای بیش از ۱۵۰ فیلم، تعداد زیادی موسیقی اپرا، باله و کارهای ارکسترال را در کارنامه هنری خود دارد.

فیلم پدرخوانده پشت صحنه‌ی خیلی از مسایل مدرن آمریکا مثل سینما، هالیوود، ورزش، شرط‌بندی را نشان می‌دهد. فیلمی بسیار جذاب و پرکششی که شاید دیدنش ساعت‌ها خواننده را به دنیای پر هیاهوی پدرخوانده‌ها رهنمون سازد. داستان نسل آخر پدرخوانده‌های معروف و مشهور عالم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , ,