Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
دنیای نفت

«دکل حفاری و هرچه در اوست»

2011 February 02

نیلوفر دهنی / رادیو کوچه

تاپ درایو که می‌چرخد، لوله‌ها و مته حفاری هم می‌چرخد، صدای کرکننده آن نمی‌گذارد حرف‌ها و صحبت‌های کسی را که برایم درباره ویژگی‌های این دست‌گاه توضیح می‌دهد درست بشنوم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

فقط می‌شنوم که می‌گوید: «تاپ درایو یک تکنولوژی جدید است که در این دست‌گاه حفاری به‌کاررفته است.»

این‌بار برای‌تان از حفاری چاه‌های نفت می‌گوییم. برنامه این هفته و هفته آینده دنیای نفت گزارشی زنده از یک دکل حفاری‌ است. امروز با عملیات حفاری آشنا می‌شوید و هفته آینده برای‌تان از شغلی می‌گوییم که کم‌تر کسی با آن آشنایی دارد.

حفاری چیست؟

کندن چاه و رسیدن به هدف را «حفاری» می‌گویند. حفاری یکی از کارهای پیچیده و گران و طاقت‌فرسا و تخصصی در صنعت نفت به‌شمار می‌رود. هر کاری که قبل از حفاری انجام شود در صورتی که عمل حفاری به‌درستی انجام نگیرد بی‌فایده است.

بنابراین در صنعت نفت به حفاری خیلی اهمیت داده می‌شود. حفاران تا پیش از شروع حفاری فقط با تخیل و فرضیات مختلف لایه‌ها و عمق‌ها را تعیین می‌کنند ولی در حفاری به همه این‌ها دست می‌یابند. زمین‌شناس، مهندس راه و ساختمان، حفار و … همه دست به دست هم می‌دهند تا حفاری به‌طور مداوم انجام شود. چون هزینه دکل و لوازم حفاری خیلی گران است و معمولن اجاره می‌شود بنابراین برای دست‌یابی به نتیجه به‌تر و سریع‌تر حفاری در سه نوبت و  24 ساعته انجام می‌شود.

تعیین محل حفاری نیز مهم است.  به عنوان مثال فاصله آن از مناطق مسکونی، چاه‌های مجاور، فشار قوی برق و ….. که این‌ها همه تخصصی ویژه خود دارند. بعد از تعیین محل، مهندس راه و ساختمان اقدام به نصب کردن وسایل مورد نیاز، اتاق‌ها، جاده و … می‌کند سپس دکل به منطقه آورده می‌شود و عمل به‌طور 24 ساعته انجام می‌شود. مهم‌ترین وسیله برای شروع حفاری دکل حفاری ا‌ست. این دکل ابتدا به‌صورت جدا از هم به محل آورده می‌شود‌. سپس آن را در محل سر هم کرده و آماده حفاری می‌کنند .

این‌جا روی یکی از دست‌گاه‌های حفاری که تازه بازسازی شده و قرار است به زودی به دریا و روی سکو منتقل شود، در فاصله کمی از اسکله ایستاده‌ایم.

از مته‌های در حال چرخیدن فاصله می‌گیریم. راهنمایم توضیح می‌دهد: «با استفاده از این مکانیسم جدید به جای یک مته‌، 3 تا با هم می‌چرخد. پس زمان کار شما به یک سوم تقلیل می‌یابد و سرعت کار 3 برابر می‌شود.»

تاپ درایور بالای لوله‌ها قرار می‌گیرد و لوله‌ها به آن وصل می‌شوند. پایین‌ترین قسمت هم همان جایی است که  مته به آن وصل می‌شود و به وسیله آن دست‌گاه شروع به دوران و کندن زمین می‌کند. طول مته‌ها هم بستگی به عمق چاه دارد. برای آن‌که بتوانند به اعماق پایین‌تر بروند لوله‌های 12 متری را با هم پیچ می‌کنند. قبلن لوله‌ها را یکی یکی باز یا بسته می‌کردند اما الان 3 تا 3 تا به هم می‌بندند و با این کار سرعت حفاری افزایش می‌یابد. این کار قبلن توسط کارگرها انجام می‌شد که اصطلاحن به آن‌ها گردن کلفت‌ها می‌گفتند. چون کار بسیار سخت و طاقت‌فرسایی است. اما اکنون همه این کارها مکانیکال و هیدرولیک است. سرعت و دقت کار بیش‌تر شده و خطر جانی پرسنل هم به حداقل می‌رسد.

بسکت چیست؟

برای رسیدن به جایی که تاپ درایو به مته‌ها پیچ می‌شود 30 تا پله باریک و بدون شیب را طی کرده‌ایم تا به آن‌جا رسیده‌ایم. قبلش هم فاصله 15-20 متری ساحل تا دکل را با بسکت طی می‌کنیم. و آیا می‌دانید بسکت چیست؟

اگر هم نمی‌دانید بسکت چیست حتمن اصطلاح پارک بچه را شنیده‌اید. همان‌هایی که بچه‌ها را وقتی غیر‌قابل کنترل می‌شوند توی آن می‌گذارند. فرق این دو تا با هم در این است که شما توی بسکت سکو به جای داخل آن رفتن باید بیرون از آن بایستید و طناب‌های دورش را محکم در دست بگیرید. بعد با یک جرثقیل از توی ساحل بلند می‌شوید، چند متری از سطح آب فاصله می‌گیرید و روی دکل نشانده می‌شوید. اما راستش را بخواهید از آن بالا دریا و آب و خورشید را تماشا کردن و به دور دست نگریستن خیلی جذاب است.

برگردیم نزدیک مته‌ها، هرچند صدای چرخیدن آن‌ها گوش‌خراش است.

در اصطلاح حفاری به اتاقک سرحفار اصطلاحن «داگ هاوس» می‌گویند. دلیل عجیبی دارد. سر حفار باید آدم جدی و خشکی، البته توی کار باشد تا بتواند روی این کارهای سخت نظارت کند.

همه عملیات حفاری  از اتاق سرحفار کنترل می‌شود. سر حفار، حرف آخر را روی دکل حفاری می‌زند.

به عقیده نفتی‌ها داگ هاوس را آمریکایی‌ها باب کرده‌اند. مربوط به دکل‌های خشکی است و برای این به اتاقک سر حفار چنین نامی داده بودند که سقفش درست شبیه لانه سگ شیب‌‌‌دار بود. خیلی وقت هم هست که دیگر این اصطلاح نه در خشکی و نه توی آب مصطلح نیست. نام درست آن همان (Driller Cabin) یا «اتاق حفار» است.

اتاق سر حفار در واقع محل کنترل حفرچاه است. یعنی هر کاری که برای کندن چاه قرار است انجام شود از آن‌جا کنترل می‌شود. در واقع این‌جا اتاق کنترل حفاری چاه است. کنترل درون چاهی و حفر چاه و تکمیل آن از این‌جا کنترل می‌شود.

در اتاقک حفاری شیفت کاری هر 12 ساعت یک بار عوض می‌شود.

از سر حفار این دکل می‌پرسم: «سخت‌ترین کار در مراحل تولید و استخراج نفت چیست؟»

می‌گوید: «شاید نشود سخت‌ترین کار در صنعت نفت را مشخص کرد. آن‌قدر همه کارها به هم مرتبط هستند که یکی اگر کار نکند بقیه هم دچار مشکل می‌شوند.»

دوباره سراغ همان کسی که داشت در مورد اصطلاح داگ هاوس به کسی می‌گفت می‌روم. از کارکنان حفاری نیست. از او می پرسم باز هم از این اصطلاحات می‌داند که برایم بگوید؟ اشاره می‌کند به سطح شیب‌داری که از آن‌جا تا پایین پله‌ها کشیده شده است: «لوله‌ها‌ی حفاری را از این بالا هل می‌دهند تا پایین بیفتد. لوله‌ای که از توی چاه بیرون کشیده می‌شود تا زمانی که نوبت آن بشود برای این‌که توی چاه برود باید تمیز بشود یا گاهی چاه در حال سیمان کاری شدن است و به این لوله‌ها نیازی نیست. بنابراین لوله‌ای که توی چاه رفته الان مورد احتیاج نیست و برای این‌که از این بالا به جایی دیگر منتقل شود از این سطح شیب‌دار برای فرستادن آن استفاده می‌کنند. خیلی وقت‌ها این لوله‌های سنگین که با سرعت زیاد از بالا پرت می‌شوند باعث کشته‌شدن کارگرها می‌شدند. البته ‌این مربوط به خیلی قبل است. وقتی که ایمنی هنوز زیاد جدی گرفته نمی‌شد. این سطح شیب‌دار که خیلی‌ها با آن کشته می‌شدند را ( widow maker ) یا «بیوه‌ساز» می‌گفتند. کارگرها کشته می‌شدند و زن‌ها بیوه می‌شدند.»

اما باز او برای این سطح هم توضیح دیگری دارد: «به این سطح (V Door) یا اصطلاحن «دروازه وی شکل» می‌گویند.» در واقع یک جورهایی شبیه حرف وی در زبان لاتین است.

« از این‌جا لوله‌ها را بالا می‌آورند و برای حفاری اضافه می‌کنند. طول این لوله‌ها حدود 9 متر و 30 سانتی‌متر است.»

قبل از پایین رفتن از همان 30 پله تنگ و باریک و شیب‌دار یکی که لباس مخصوص حفاری پوشیده و خودش را استاد‌کار دست‌گاه حفاری معرفی می‌کند، برایم از سختی‌های این شغل می‌گوید: «کلن شرایط کار ما سخت است. 14 روز بیرون از خانه در شرایط بسیار سخت کار می‌کنیم. گرما و سرما، برف و باران و رگبار در کار ما نباید خلل ایجاد کند.»

انتخاب واژه‌هایش نشان می‌دهد که اهل جنوب است: «برف بیاید، مته باید تاب بخورد. باران بیاید یا یخ‌بندان شود هم مته حفاری باید تاب بخورد.»

« سبلان، شیراز، تبریز، همه ایران را که بگردید دکل حفاری هست.»

از او هم می‌پرسم: « سخت‌ترین کار در حفاری چیست؟»

«حفاری کار سبکی ندارد. همه کارش سخت است. یعنی وزنه سبکش 75 کیلو است. حالا حساب کنید… .»

گرما و سرما، سکوت و سروصدا در کنار هم  موتورخانه و در کنار آن اتاق برق پایین‌ترین قسمت‌های یک دکل حفاری هستند که البته آن‌ها هم روی پایه‌های آن قرار می‌گیرند.

توی موتورخانه صدا آن‌قدر زیاد است که برای شنیدن صدای یک‌دیگر مجبوریم فریاد بزنیم. البته اگر بشود طاقت آورد و توی آن گرمای وحشت‌ناک ایستاد. توی موتورخانه همیشه یک نفر کار می‌کند و مواظب موتورهای اتوماتیک آن که به‌طور شبانه‌روزی کار می‌کنند، هست. دما در آن‌جا در حالت نرمال 50 درجه است و توی تابستان به 60 درجه هم می‌رسد. توی موتورخانه 5 تا موتور هست که دمای طبیعی هرکدام شان 85 درجه است. این موتورها با هم که کار می‌کنند دمای کلی موتورخانه هم بالا می‌رود.

در عوض اتاق برق خنک و آرام و بی سروصدا است. یکی از مهندس‌های آن‌جا توضیح می‌دهد:  «اتاق برق به ACR Room معروف است. 5 تا ژنراتور دارد. برق 600 ولت از ژنراتورها وارد آن می‌شود و به برق DC تبدیل می‌شود.»

«مهم‌ترین کار در اتاق برق حفاظت از موتورها و سیستم برق دکل است. اصطلاحی هست توی صنعت نفت و حفاری به نام waiting، وقتی هم شرایط برای انجام کار مهیا است و پرسنل هم آماده به کار هستند ولی دست‌گاه به دلایل خاصی از مدار خارج می‌شود. در چنین شرایطی هزینه زیادی به شرکت تحمیل می‌شود به همین دلیل حفاظت از موتورها و سیستم برق آن‌جا از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.»

«سیستمی که به تازگی برای ما آورده‌اند مبتنی بر طراحی‌های PLC است. قبلن طراحی آن مربوط به یک شرکت انگلیسی بود که تقریبن قدیمی ولی در نوع خود کارا بود. دست‌گاه قبلی که بیش از 30 سال کار کرده بود و کارایی خود را هم از دست داده بود مبتنی بر سیستم Reletechnic بود. اما اکنون سیستم‌های PLC جای‌گزین آن شده‌اند که کارهای حفاظت را بسیار دقیق‌تر انجام می‌دهند.»

از او هم می‌پرسم:  «سخت‌ترین کار توی صنعت حفاری چیست؟»

کار در حفاری همه‌اش سخت است

«کلن کار حفار بسیار سنگین است. کل این مجموعه یک هدف را دنبال می‌کند و آن حفاری و رسیدن به نفت است. بنابراین هرکاری در این‌جا از حساسیت خاصی برخوردار است تا دچار waiting یا معطلی در کار نشویم. هرچند به نظرم کار عملیات از همه مشکل‌تر است. چند وقت پیش یک حادثه‌ای در یکی از دکل‌ها پیش آمد که یکی از چاه‌ها فوران کرد. این نشان می‌دهد که کارعملیات بسیار سنگین و حساس است. البته کار تعمیرات هم در نوع خود بسیار پیچیده است. گاه مشکلاتی پیش می‌آید که سبب می‌شود بچه‌ها چندین شبانه‌روز در همین شرایط بیدار بمانند تا سیستم را راه اندازی مجدد کنند و دست‌گاه از حالت shut down  خارج شود.

با توجه به این‌که ولتاژ تولیدی در واحد برق چیزی حدود 600 ولت است که در ترانس‌ها با 480 تا تبدیل می‌شود و باز با توجه به آن ولتاژ بالا استفاده از وسایل ایمنی بسیار مهم است. هرچند به نظر می‌رسد هوشیاری پرسنل اتاق برق هم بسیار مهم است چون به نظر می‌رسد اگر این ولتاژ بالا با کسی برخورد کند مشکلاتی جدی برای او به وجود می‌آورد.»

موقع رفتن از دکل با همان بسکت‌ها از دکل بان درباره کارش می‌پرسم: «ما آن بالا هستیم. گاهی هم پایین می‌آییم برای کشیدن لوله‌ها، زدن لوله‌ها، وقتی می‌خواهیم حفاری کنیم، هرکاری لازم باشد انجام می‌دهیم. اگر اشکلاتی باشد ما به حفار خبر می‌دهیم و حفار هم دست‌گاه را خاموش می‌کند تا کار را انجام بدهیم. بعد وقتی که درست کردیم اطلاع می‌دهیم تا دست‌گاه را روشن کنند.»

از او هم می‌پرسم:  «سخت‌ترین کار در حفاری چیست؟»

با لهجه کردی پاسخ می‌دهد: «کار در حفاری همه‌اش سخت است.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. شیما
    1

    سلام فایله لینکش خرابه. میشه درستشو برام بفرستی؟
    ممنون