Saturday, 18 July 2015
26 October 2020

«از هنر و از خنجر»

2011 February 05

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

پ. مهرکوهی

بچه که بودیم چه حالی می‌کردیم با فیلم قیصر، و چه اوجی می‌گرفت شورکودکانه و نوجوانانه‌ی ما هنگامی که قیصر پاشنه‌های کفش‌هایش را بالا می‌کشید، درست آن‌گاه، در زمان بالا کشیدن پاشنه‌های پاپوش‌هایش بود که سینما یک‌دست با قیصر یکی می‌شد و همه سوت و دست می‌زدند. سوت بلبلی، سوت فلفلی، همه جور.

ما بچه‌های از توپ‌خونه به پایین، سر انگشت‌های اشاره و شست را به هم می‌چسباندیم و در دهان فرو برده و یک جور سوت می‌زدیم. لات‌‌ها هم لب پایین را زیر دندان‌های پایینی فرو می‌کردند و لب بالایی را یک جوری بالا می‌کشیدند و به گونه‌ی دیگری سوت می‌زدند. بچه‌های پیچ شیمیران به بالا هم شاید لب و لوچه‌ها شان را به گونه‌ی دیگری گرد می‌کردند و غنچه‌ای سوت می‌زدند. همه سوت می‌زدیم و درست در زیر چشم‌های ساواک شاه یک انقلابی می‌شد تو سینما که نگو. پس از انقلاب اسلامی بود که فهمیدیم که فیلم قیصر تنها یک فیلم درباره‌ی غیرت بچه‌های پایین شهر نبوده بلکه ندای اعتراض آن‌هایی هم که خودشان را اندیشه‌ورز می‌دانستند نیز بوده است و فیلم‌سازش هم علی‌ شریعتی را شبی آهسته به سینما برده بوده است و او نیز پس از دیدن فیلم گفته است: «دست مریزاد که با قیصرت به شاه گفته‌ای نه. پس از انقلاب اسلامیمان بود که دانستیم سینمای موج نو ما به مانک (‌معنی) رنگی نو و لعابی تازه زدن به همه‌ی آن چیز‌هایی بوده که در رگ و پوست ما ریشه‌ای دیر پای داشته است.

و باز پس از انقلاب اسلامیمان بود که فهمیدیم که منصور آق‌منگول همان شاه بوده که می‌خواسته است به سنت‌های ما تجاوز کند و قیصر هم یک شخصیت نمادین بوده که به کین‌خواهی ‌ سنت‌ها بر خواسته بوده است.

و باز پس از انقلاب اسلامیمان بود که فهمیدیم که منصور آق‌منگول همان شاه بوده که می‌خواسته است به سنت‌های ما تجاوز کند و قیصر هم یک شخصیت نمادین بوده که به کین‌خواهی ‌ سنت‌ها بر خواسته بوده است. قیصر یعنی شاه و قیصر به‌راستی شاه راستین ما بود و هست. پرسشواره‌ی قیصر بسیار فرای کین‌خواهی از آ‌ن‌که برادرم کشت و به قلب پاک فاطی خنجر تجاوز فرو کرد می‌باشد. ولی منصور آق‌منگول‌ها چه؟ آن‌ها اگر بخواهند به سنت‌های ما تجاوز کنند و در برابر شاه‌ سنت‌ها بایستند راه به جایی مگر دوزخی که ما برایشان به پا می‌کنیم نخواهند برد.

و این سنت‌های ارزش‌مند چنان در خاورمیانه گسترده و فراگیر است و چنان ما را به هم پیوند می‌دهد که نگو. در گزارش‌ها آمده بود که مردی عراقی پس از آن‌که پی‌برده دخترش از هموندان القائده بوده و می‌خواسته در یک یورش ‌خود‌انفجاری شرکت کند او را کشته است. با شنیدن این خبر به راستی حال کردم و به غیرت آن مرد آفرین‌ها گفتم. او با به انجام‌رسانی‌ قانون به دست خویش هم آب‌روی خویش نگاه داشت و هم ناموس خویش و نگذاشت دست نیرو‌های امنیتی به دخترش برسد.

از آن گذشته، وی در یکی دو دهه ی پیش هم خواهر خود را به گمان دل‌باختن به مردی به سزای گناه خود رسانده بوده است. به راستی هر مرد سنت‌مداری با شنیدن چنین خبر‌هایی به خود می‌بالد و بیش‌تر ایمان می‌آورد که دوران مردانگی‌های قیصرگونه هنوز به پابان نرسیده است. آه قیصر! نمی‌دانم این‌گونه خبر‌ها هم به گوش برادر ارجمندمان آقای کیمیایی رسیده و می‌رسد و راستی امروزه او چه کار می‌کند؟ من اگر جا ی او بودم دوربین و فیلم‌بردار و چند تا از بچه‌های خوب را بر می‌داشتم و می‌بردم عراق تا در این زمینه هم بتوانیم به برادران عراقیمان با ساختن چند فیلم قیصری کمکی کرده باشیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,