Saturday, 18 July 2015
23 October 2020
مجله جاماندگان-سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت پنجم

«‌ترس ما، نان ملا‌»

2011 February 14

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از زمان صفویان تاکنون آن‌چه مشخص است، آنست که «آخوندها» را به گونه کلی به دو گروه می‌توان تقسیم کرد: «آخوندهای درجه اول که فقیه و مجتهدند و به امور فقهی و اجتهاد می‌پردازند و آخوندهای گروه دوم که به روضه‌خوانی، زیارت‌نامه‌خوانی و یا پیش‌نمازی اشتغال می‌ورزند و منابع درآمدی‌شان از راه‌هایی مانند حق امام٬ نماز و روزه فروشی٬ زکات و غیره است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه قبلی طریقه نفوذ آن‌ها به دربار صفویه و استفاده دو جانبه را تا آن‌جا گفتیم که «شاه اسماعیل صفوی»٬ چون برای پادشاهی در ایران مشروعیتی نداشت٬ از این‌رو به شیعه‌گری متوصل شد و قدرت سیاسی‌اش را با نیروی مذهبی ترکیب کرد تا بتواند بر ایران فرمان‌روایی کند و از دگر سو٬ شیعه‌گری را در برابر سنی‌گری دشمن دیرین این کشور یعنی امپراتوری عثمانی به‌کار گرفت. شاه اسماعیل صفوی در اجرای هدف خود و پس از او سایر شاهان صفوی٬ گروهی از ملایان شیعه مذهب را برای آموزش دادن اصول مذهب شیعه‌گری و رواج آن در ایران از «جبل آمل» لبنان «مرکز شیعه‌گری آن زمان در خاورمیانه» «بحرین» و «حله عراق» با ایران وارد کردند. مهم‌ترین این ملاهای وارداتی عبارت بودند از‌: «محقق اول «شیخ علی کرکی»٬ «شیخ لطف اله میسی٬» که مسجد او در اصفهان هنوز شهرت دارد٬ «شیخ حسین بن عبدالصمد»٬ «پدر شیخ بهایی»٬‌ خود «شیخ بهایی»٬ و «شیخ علی منشا٬» «میر غیاث‌الدین منصور شیرازی٬» «میرداماد»٬ «ملا محمد تقی مجلسی» و پسرش «ملا محمد باقر مجلسی».

پس از آن‌که ملایان وارداتی جای خود را در ساختار حکومت پادشاهان صفوی استوار کردند٬ به تدریج برای خود سازمان و سلسله مراتبی به‌وجود آوردند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از: «شیخ السلام که به وسیله شاه منصوب می‌شد٬ «ملا باشی»٬‌ امام جمعه٬ ‌پیش نماز٬ ‌قاضی، معلم و پادشاهان صفوی برای استوار کردن جای‌گاه سیاسی خود به ملایان قدرت زیادی دادند.»

کتاب انقلاب اسلام در صفحه ۳۲ می‌نویسد٬ «‌یکی از ملایان دربار شاه اسماعیل صفوی نوشته است: کشتن یک سنی که باید او را سگ نامید با ثواب کشتن پنج کافر حربی برابر است. نکاح سنی درست نیست. خون سنیان مباح و مال‌شان حلال است. واجب است٬ شکم زنان حامله سنی شکافته شود و بچه ذکور آن‌ها با نیزه کشته شود……..».

«فرنودسار» اسلام نیز در جلد ۱۳ صفحه ۲۶۲ می‌نویسد: «‌هنگامی که افغان‌ها با ایران حمله کردند٬ به جای این‌که ملایان از قدرت خود٬ دست‌کم برای نگه‌داری حکومت مذهبی که نگه‌بان حقوق و مزایای آن‌ها بود٬ بهره‌برداری کنند و برای رفع حمله افغان‌ها دست به اقدامی بزنند٬ اظهار داشتند٬ ‌کار آن‌ها تنها اشتغال به امور مذهبی است و کم و بیش تمام علمای برجسته شیعه‌گری میدان را برای تاخت و تاز افغان‌ها خالی کردند و بسیاری از آن‌ها رهسپار نجف شدند‌.»

این افراد برای مدت طولانی پس از سقوط صفویان در زمان حضور افغان‌ها و افشاریه بی‌رنگ می‌شوند، اما در زمان قاجاریه به‌صورت شگفت‌انگیزی شاهد حضور آن‌ها تاکنون هستیم .

برای مثال باید از دوران قاجاریه به روایت آخوند «مظفرالدین‌شاه» توجه کرد: «آخوند مقرب مظفر الدین شاه که بسیار نیز به وی معتقد بوده است. به گفته تاریخ‌نویسان واقعن مردی زبردست بوده که توانسته دل از شاه ببرد و در کسوت روحانیت برای خود دکان درست کرده و ثروتی به هم زند.»

داستان نقل شده به شرح زیر است :«هر وقت هوا بنای رعد و برق را می‌گذاشت شاه فورن در قعر اطاق پستویی که به هیچ‌جا روزنه نداشت و تاریک بود مخفی‌شده، عقب سید بحرینی و پسرهایش می‌فرستاد و از ترس زیر عبای سید بحرینی قرار می‌گرفت و دست به دامان آن‌ها می‌شد، اله و لبیک می‌گفت، آن‌ها یاجدا یاجدا می‌گفتند و شاه مثل همان ابر بهاری گریه می‌کرد و مشغول نذورات و بخشش می‌شد.»

تاج‌السلطنه، «دختر ناصرالدین شاه» در خاطرات‌اش درباره باورهای مظفرالدین شاه و نقش سید حسین بحرینی، روحانی مورد اعتماد شاه قاجار می‌نویسد: «این برادر عزیز من از رعد و برق٬ خیلی ترس‌ناک و معتقد به جن و پری و موهومات بوده است و این سید (بحرینی) در زمان انقلاب هوا و تیرگی رعد و برق البته باید در حضور باشد و شروع به خواندن اسم اعظم و آیات نماید و به اصطلاح در مقابل طبیعت واقع باشد‌. مبادا خدای نخواسته صدمه به وجود مبارک اعلی‌حضرت همایونی وارد شود و به مناسبت همین خدمت بزرگی که نسبت به اعلی‌حضرت می‌کرد فوق‌العاده دارای مرحمت و حقوق گزافی بود.»

عین‌السلطنه، ابعاد جالب و کم‌تر گفته شده‌ای را از ترس عجیب و غریب مظفرالدین‌شاه و بهره‌مندی سید بحرینی از مرحمت شاهانه و مواهب ملوکانه بازگو می‌کند: «… خودش می‌گفت (در سفر اروپا) راه آهن هر وقت از تونل می‌گذشت، من دمر زیر نیمکت‌ها می‌افتادم و جلوی چشم خودم را با دست‌مال می‌گرفتم گوش خود را با انگشت می‌گرفتم تا رد شود و من نصفه عمر می‌شدم. وقتی که از پل رودخانه عبور می‌کرد همین کارم بود. امان از وقتی که کشتی خواستم بنشینم و انگلیس بروم تمام تنم می‌لرزید، هوش نداشتم در یکی از اطاق‌های کوچک آن‌قدر دمر روی زمین افتادم تا کشتی به ساحل رسید.

هر وقت در تهران رعد و برق می‌شد یا باد شدید می‌آمد تمام سکنه تهران متذکر شده به هم می‌گفتند ها بخت رو به سید آورد، چه‌قدر پول بگیرد

یک روز در اسب‌دوانی تهران میان چادر نشسته بود که نظام دفیله می‌کرد ابری در آسمان پیدا شد و یک غرشی کرد. هنوز هم این مطلب به مردم درست معلوم نشده بود شاه فی‌الجمله تکانی خورد. صدای دوم شاه تکان شدیدتری به خود داد جمعی که از واقعه مسبوق بودند فورن گفتند نقلی نیست می‌گذرد. رنگ از روی شاه پریده بود. باز آسمان صدا کرد این دفعه شاه از روی صندلی برخاست مثل دیوانه‌ها به این سمت و آن سمت چادر نگاه می‌کرد تا پناهی بجوید. باز نزدیک‌اش رفته و قدری آرامش کردند. مردم همه به هم‌دیگر نگریسته کم‌کم مطلب به همه معلوم شد. الحمدله صدای رعد موقوف شد والا دفیله و سان قشون بالاخره اسب دوانی برهم خورده بود.

هر وقت در تهران رعد و برق می‌شد یا باد شدید می‌آمد تمام سکنه تهران متذکر شده به هم می‌گفتند ها بخت رو به سید آورد، چه‌قدر پول بگیرد. دیگری می‌گفت کاش من یک ساعت جای او بودم. آن یکی می‌گفت طاقه شال است که حالا می‌برد. انگشتر است که حالا می‌گیرد. برحسب اتفاق یا اقبال سید گفته بود در آن چند سال اول سلطنت شاه بسیار هم در تهران رعد و برق شد بی‌اندازه هم مهیب و شدید بود.»

ماخد:

.1 شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، باقر عاقلی، جلد دوم، انتشارات گفتار.

.2 روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به کوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، ص 4078.

.3 خاطرات تاج السلطنه (دختر ناصرالدین شاه).

.4 روزنامه خاطرات عین السلطنه (قهرمان میرزا سالور)، جلد پنجم، به کوشش مسعود سالور، ایرج افشار، چاپ اول 1377، نشر اساطیر ایران، صص 4079 و 4080.

.5 همان، صص 4078 و 4079.

.6  همان، ص 4078.

.7  همان، ص 4078.

.8  هزار و یک حکایت تاریخی، محمود حکیمی، انتشارات قلم، ج 2.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,