شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
میکروفن- خانه‌به‌خانه- قسمت ششم

«زندگی با همه‌ی فراز و نشیب‌هایش»

۱۳۸۹ اسفند ۰۲

شکوفه/ دفتر ترکیه/ رادیو کوچه

[email protected]

در ششمین برنامه از سری برنامه‌های «خانه‌به‌خانه»، می‌شنوید از یک خانواده‌ی سه نفره‌، که در ترکیه پناهنده هستند و مهم‌ترین دلایل‌شان برای خروج از ایران، زندگی در محیطی آرام و امن، است. مادر این خانواده که خود و اعضای خانواده‌اش را قربانی محرومیت‌های حقوق اجتماعی در ایران می‌داند، مایل است تا با تغییر محل زندگی‌شان، از به‌وجود آمدن این تبعیض‌ها برای فرزندان‌شان جلوگیری کنند و بتواند برای دو فرزند نوجوانش، محیطی امن و آرام و بستری مناسب برای پیش‌رفت به وجود آورد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

معرفی کوتاهی در مورد خودتان داشته باشید؟

من حدود 17 ماه است که هم‌راه پسر و دخترم آمده‌ایم این‌جا و هم‌چنان منتظریم که به کشور سوم برویم و زندگی‌مان را شروع کنیم.

تفاوت زندگی‌تان در ایران و در ترکیه چیست؟

این‌که بتوانیم این دو را باهم مقایسه کنیم کار غیر ممکنی است. آن‌جا یک سری ویژگی‌ها بوده و این‌جا یک سری دیگر. در هر کدام نوع زندگی‌مان خاص همان‌جا بوده. خوب مسلمن به خاطر نوع زندگی و کار در آسایش و راحتی بودیم اما به خاطر یک سری برخوردهای اجتماعی و مسایل سیاسی نمی‌توانستیم زندگی آرامی داشته باشیم و مشکلات خاص خودمان را داشتیم. اما این‌جا از این جهت راحتیم اما از این جهت که کار و زندگی‌مان به خوبی ایران نیست و همه‌ی توقعات بر آورده نمی‌شود و این مسئله تحلیل پیدا کرده است. این‌جا به نسبت ایران در امنیت و آرامش بیش‌تری هستیم. زیرا خودمان تصمیم می‌گیریم که چگونه زندگی کنیم و با دیگران ارتباط داشته باشیم.

ما مرز‌های جغرافیایی را شکستیم و آمده‌ایم این‌جا. توی ترکیه با آدم‌های جدی آشنا شدیم با شخصیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف. این‌جا انسانیت مطرح است و ما توانستیم با ایده‌های جدید و آدم های مختلف آشنا شویم. و این نکته‌ی خیلی خوبی است.

نزدیکی فرهنگ این‌جا به کشور ایران و البته تفاوت‌هایی که دارند باعث شده که من و فرزندانم بتوانیم خودمان را آماده کنیم تا با کسانی که در کشور سوم هستند و فرهنگ‌شان مثل ما نیست زندگی کنیم.

شما در ایران شاغل بودید؟

بله، من آن‌جا کار می‌کردم اما این‌جا به دلایلی که کار برای پناهنده‌ها تقریبن قانونی نیست، کار نمی‌کنم و از پس‌انداز زندگی ایران زندگی می‌کنیم. هرچند که ما از نظر مالی تامین بودیم و مشکلی نداشتیم اما سایرین هستند که به خاطر این شرایط با مشکلات مالی زیاد بر می‌خورند و برای‌شان سخت می‌گذرد.

به لحاظ معنوی هم سعی کردم با مردم ارتباط برقرار کنم تا لحظه‌ها سخت نگذرد.

تصور می‌کردید که این‌قدر این‌جا بمانید؟ این موقعیت به نسبت آن چیزی که فکر می‌کردید به‌تر بوده یا بد‌تر؟

نه اصلن تصور نمی‌کردم که من 17 ماه این‌جا بمانم و بتوانم شرایط این‌جا را تحمل کنم. این‌جا را از این لحاظ خیلی دوست داشتم که توانستم آدم‌ها را بشناسم و بیش‌تر خودم را با محیط وفق بدهم.

بچه‌ها این‌جا مدرسه می‌روند؟

بله، سال گذشته رفتند و امسال هم هم‌چنان می‌روند. از این لحاظ که زبان‌شان تقویت شد و بالاخره یک چیزی یاد گرفتند خیلی خوب شد.

برنامه‌ی شما برای کشور سوم چیست؟

مثل تمام پدر و مادر‌ها که دوست دارند به آینده‌ی بچه‌های‌شان برسند، من هم همین تصمیم را دارم که بتوانم یک بستر مناسب برای آن‌ها فراهم کنم تا بتوانند از فرصت‌های‌شان استفاده کنند.

با توجه به این‌که محیط آن‌جا طوری است که نوجوان‌ها و جوان‌ها به نسبت ایران آزادتر هستند، آیا نگران این مسئله نیستید؟

این‌جا امتحان‌شان را تا حدی پس دادند و در مقابل تمام آن چیزهایی که جلوی راه‌شان بود مقاومت کردند. و مطمئن هستم اگر بچه‌ها از کودکی پایه‌ای قوی داشته باشند ‌در محیط منحرف نمی‌شوند و همیشه حتا در آلوده‌ترین محیط می‌توانند سالم بمانند.

اگر توکل و ایمان داشته باشند و هدف‌مند باشند مطمئنن می‌توانند به مسیرشان ادامه بدهند.

فکر می‌کنید یک روزی به ایران برگردید؟

گذشته خیلی خوب است. فکر در مورد آن شیرین است و اگر بتوانیم با آن آشتی کنیم واقعن زیباست. اما فکر به گذشته ما را از رسیدن به آینده دور می‌کند. این‌که شاید به عنوان این‌که آن‌جا کشوری باشد که در آن ترس نباشد، امنیت و آزادی باشد، خیلی خوب است اما ایرانی که پر از ترس و وحشت و دلهره و اضطراب و دروغ و ریا است را اصلن دوست ندارم و حاضر نیستم به آن‌جا برگردم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , ,