Saturday, 18 July 2015
26 September 2020

«نقش ابوذری دکتر ما»

2009 November 03

تقی رحمانی

رادیو کوچه: دکتر محمد ملکی ساعت هشت و نیم‌صبح روز شنبه 31 مرداد توسط ماموران وزارت اطلاعات در خانه‌اش در تهران بازداشت شد.وی 76 ساله است و از 3 ماه پیش از آن مشغول مداوای بیماری پروستات بود و باتوجه به تزریق دارو دچار ضعف جسمی ناشی از آثار این دارو  و اغلب در منزلش درحال استراحت بود.دکتر محمدملکی اولین سرپرست دانشگاه تهران در تیرماه سال 60 به خاطر مخالفت با تعطیلی دانشگاه و طرح علنی مخالفت با انقلاب فرهنگی بازداشت شد و 5 سال زندانی بود.

20091103-soc-dr.maleki


محمدملکی شناخته‌تر از آن است که بخواهم درباره سوابقش بنویسم .سال‌ها قبل از تولد من و امثال من، امثال محمد ملکی مبارزه کرده‌اند ،اما درباره منش و ویژگی‌ها و افکارش باید گفت و نوشت.

ملکی را زمانی که رئیس دانشگاه تهران بود به نام شناختم .با آن سر همیشه رو به بالا و چهره‌ای که همیشه اعتراض و امید را در خود دارد.

باز شنیده‌ام که بسیاری از جوانان مبارز در رژیم پهلوی او را ستوده‌اند و ملاقات با او را فرصتی غنیمت برای خود می‌پنداشتند.

اما دکتر ملکی که بعد دیدم و بیشتر او را شناختم ویژگی‌های خاص خود را دارد.

برای این پیر مرد جوان روحیه که پیشنهاد عضویت در حزب جمهوری اسلامی را به دلیل وجود مکانیزم حق ویژه عده‌ای خاص ردکرد، هیچ فرد یا شخصیتی در ایران در میان اپوزسیون و پوزسیون نیست که روحیه و تلاش و سابقه مبارزاتی برتر از وی داشته باشد.

می‌دانیم که دکتر ملکی در اعتراض به انجام انقلاب فرهنگی در سال 1359 استعفا داد ،با این وصف دکتر ملکی تحصیل‌کرده در علوم غذایی، با طبع شاعرانه قوی و روحیه عاطفی‌، ویژگی‌های ابوذری دارد، اما ویژگی‌های ابوذری یعنی چه؟

پیامبر در مورد او گفت که او تنها ایمان آورد، تنها برانگیخته می‌شود و تنها می‌رود.

درواقع این ویژگی‌های رادیکال اما مردم دوست، زبان گویا و بران و قلم پراحساس محمد ملکی به وی خصلت ابوذری می‌دهد.

زمانی که علی (ع) ابوذر را برای ربذه بدرقه‌کرد، شاید با روش او همراه نبود اما با نیت و باورهای او همراه بود.

بی‌گمان ابوذر بر روابط ناعادلانه قدرت شورید آن هم تنها، همان‌طور که قبل از مسلمانی حق را تنها می‌ستاند و ایمان خود را تنها حفظ کرد و با روش خود، ملکی که من شناختم نیز همین‌گونه است.

او رک‌تر، حساس‌تر و پراحساس‌تر از آن است که در قالب تشکیلاتی بگنجد، خوب یا بد، درست یا غلط وی این چنین است.

رک است چون حق را می‌گوید حال اگر رهبرد مشخص جمعی را این رک‌گویی موثر یا به موقع نداند. سال‌هاست که لااقل نسل جوانی که به اینترنت دسترسی دارند ،نامه صریح او را می‌خوانند.

حساس است چون حتی اشکالی که به نظر می‌آید را حتی با صدای بلند در نقد هم فکران خود می‌گوید و از بیان آنان ابا و ملاحظه‌ای ندارد. همگان از نقدهای وی به نزدیک‌ترین یارانش یعنی ملی _مذهبی‌ها خبر دارند.

پراحساس است ،زیرا زمانی که ظلمی را می بیند فریاد می‌زند، در این فریاد‌زدن دیگر خودش نیست، احساس می‌کند که باید اعتراض کند و اگر نکند خیانت کرده است.

اما این ملکی رک، پراحساس و حساس ویژگی مشترک دارد که باز ابوذری است،این تحصیل‌کرده قدیم و متخصص باسابقه انقلابی به تمام معنا رادیکال است وی مال و منالی ندارد و به این بی‌چیزی خود دل شاد است.درحالی که به واسطه تخصص خود می‌تواند بسیار دارا باشد.

دکتر ملکی زمانی که صحبت استدلال و تخصص و تحقیق در کار می‌آید بسیار دقیق است.در این مرحله به دقت بدون احساس محاسبه و مطالعه می‌کند، اما نتیجه را بااحساس و مسوولیت بیان می‌کند.

دکتر ملکی که من دیده‌ام دل‌داده آزادی و عدالت است، از همین روی شریعتی را با دل و جان دوست دارد ،ایران خواهی او از جنس رادیکال است، رادیکالیسم او از سر باور مذهبی و انسان دوستی اوست.

کارکردن با چنین مردی اسان نیست، چون به خاطر دوستی و هم‌فکری به کسی باج نمی‌دهد یا از خطای دوستان به راحتی نمی‌گذرد.

برای مردی که آموخته همیشه ابوذری بماند، که ملکی چنین زیسته‌است.

بی‌گمان زندان و بیرون از زندان سختی و راحتی در منش وی تغییری ایجاد نمی‌کند چراکه او تا زنده است چنین خواهدبود.

قد خمیده و کمانی او مانع نگاه او به بالا نمی‌شود، بلکه نگاهش را تیزتر می‌کند این قد خمیده را نمی‌توان سهل گرفت. اما وی از این کمان تیر به سوی ظلمت و ظلم انداخته‌است.

آن رک‌گویی در برابر ظلم و اجحاف این حساس‌بودن دربرابر خطای دوستان و نزدیکان، زمانی که به نظر او خطاست از نظر دکتر ملکی آینه (ای) تمام‌نما برای دیگران می‌سازد که می‌توانند خود را در آن ببینند .

بی‌گمان جامعه ما به امثال ملکی‌ها نیاز دارد، هم مخالفان و هم دوستان و موافقانش .

عزیز است حتی زمانی که بر من و ما تند می‌کند، چون به‌خاطر ایمان و صداقتش چنین می‌کند. ملکی هیچ‌گاه درمقابل مردم نایستاده‌است.بلکه در کنار آن‌ها بوده‌است .پس این منش ابوذری او را گرامی می‌داریم.

این مقاله را تقدیم می‌کنم به همسرش، که خود شیرزنی است که درعین انجام وظایف مادرانه اجتماعی، با چنین مردی سال‌هاست که زندگی می‌کند، بی‌گمان بزرگی چنین زنانی را باید در کنارآمدن و همراهی با چنین مردانی بزرگ اما سخت‌کوش و سخت‌گیر سنجید و ارج نهاد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: