Saturday, 18 July 2015
06 August 2020
مجله جاماندگان–سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت بیست‌و‌سوم

«امروز روز سیاه تاریخ ایران است»

2011 March 04

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

مسئله بسیار پیچیده‌ای که اکنون از مباحث مناقشه‌انگیز در نظام جمهوری اسلامی و وجه اشتراکی این نظام با حکومت‌های پادشاهی استبدادی و وجه تمایز اساسی آن با نظام‌های دموکراسی است، ولایت فقیه مورد علاقه آقای «خمینی» است، ولایت فقیه پس از انقلاب ۵۷ با مصوبه مجلس خبرگان به قانون اساسی جمهوری اسلامی اضافه شد و روز به روز اختیاراتش افزایش یافت. به بیان دیگر ولایت فقیه در متون شیعه تداعی‌کننده «فقاهت فقیه» است، در حالی‌که پس از انقلاب مقصود «آیت‌اله‌روح اله‌خمینی» و هم‌فکرانش از کلمه «ولایت فقیه» در اختیار گرفتن حاکمیت سیاسی با تمام اختیاراتی است که برای پیامبر و امام معصوم در مذهب شیعه وجود دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی که در زمان دولت «مهدی بازرگان» تدوین شده بود اشاره‌ای به ولایت‌فقیه نشده بود، آیت‌اله‌خمینی نیز بدون اشاره به آن، پیش‌نویس را تایید کرد و با تصویب شورای انقلاب به جای رای‌گیری عمومی مجلس خبرگان به بررسی و تدوین نهایی قانون‌اساسی پرداخت. ولایت فقیه و مجلس خبرگان در مجلس ۷۵ نفره‌ای که ریاست‌اش را دکتر «بهشتی» بر عهده داشت، به این پیش‌نویس اضافه شده‌اند. گرچه اعضای مجلس خبرگان اطلاعات دقیقی از مذاکرات پشت پرده به دست نداده‌اند، اما بنا به متن رسمی مذاکرات «که در سال ۱۳۶۳ انتشار یافت» اول‌بار در جلسه سوم مجلس خبرگان «سیدمحمد کیاوش» نماینده «خوزستان» و پس از او «عبدالرحمن حیدری» نماینده ایلام و سپس «حسن آیت» به طرح موضوع پرداختند.

در بازنگری قانون اساسی درسال ۶۸ شرط مرجعیت از شرایط ولی فقیه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختیارات وی گسترده‌تر شد

بنا به روایتی که «ابوالحسن بنی‌صدر» نقل می‌کند، پس از آگاهی از آن‌که مجلس خبرگان تصمیم دارد قانون اساسی را بر مبنای ولایت فقیه تنظیم کند، او به هم‌راه ۷ تن دیگر از جمله «آیت‌اله طالقانی»، «عزت‌اله سحابی»، «علی گل‌زاده غفوری»، «آیت‌اله مکارم شیرازی»، «نوربخش» و «مقدم مراغه‌ای» تصمیم به استعفا در اعتراض به این موضوع داشتند اما نهایتن ماندن در مجلس خبرگان و مخالفت با اصل ولایت فقیه را به مصلحت می‌بینند. بنا به روایت وی «مرتضی حائری یزدی» فرزند بنیان‌گذار حوزه علمیه قم نیز با ولایت فقیه مخالف بود اما به بهانه کسالت از مطرح‌کردن مخالفت خود خودداری کرد. به گفته بنی صدر، مکارم شیرازی نیز سخت بر علیه ولایت فقیه سخن‌رانی کرد و گفت: «امروز روز سیاه تاریخ ایران است.»

«عزت‌اله‌سحابی» می‌گوید که «آیت‌اله بهشتی» نیز با ولایت فقیه مخالف بوده اما به وی گفته ‌است‌: «الان شرایطی نیست که بتوانیم این مباحث را مطرح کنیم.» اما آن‌گونه که در متن منتشر شده از مذاکرات دیده می‌شود، در جلسه رای‌گیری پیرامون ولایت فقیه پس از سخن‌رانی مهندس مقدم مراغه‌ای در مخالفت با ولایت فقیه، بهشتی در دفاع از آن سخن‌رانی کرده‌ است.

آن‌گونه که از سخنان «هاشمی رفسنجانی» بر می‌آید، علت آن‌که آیت‌اله خمینی و سایر روحانیون در ابتدا ولایت فقیه را در پیش‌نویس قانون اساسی وارد نکردند، سردرگمی آنان از چگونگی طرح آن بوده‌است، نه آن‌که آیت‌اله‌خمینی ولایت فقیه را مد‌نظر نداشته‌ است. از سویی آیت‌اله‌خمینی طی سخنانی تاکید دارد که اختیارات ولی فقیه به مراتب بیش از این است و برای جلوگیری از انتقاد روشن‌فکران به این مقدار قناعت کرده‌اند.

در بازنگری قانون اساسی درسال ۶۸ شرط مرجعیت از شرایط ولی فقیه حذف و عبارت مطلقه اضافه و اختیارات وی گسترده‌تر شد. «اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی»

«آیت‌اله سید کاظم شریعت‌مداری» مخالف اختیارات نامحدود ولی فقیه بود و به اصل ۱۱۰ قانون اساسی رای نداد.

«آیت‌اله‌ حسین‌علی منتظری» ولایت فقیه جامع‌الشرایط را تایید می‌کند ولی ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می‌داند.

«آیت‌اله ‌سید‌ابوالقاسم‌ خویی» نظریه ولایت فقیه را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» می‌دانست. او می‌گوید: «ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقها اثبات نمی‌شود. «ولایت» تنها به پیامبر و امامان اختصاص دارد. آن‌چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، «نفوذ قضاوت»، «حجیت فتوای‌شان.» اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان، که از شئون «ولایت» است، ندارند مگر در امور حسبیه و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده «یعنی نه به معنای ولایت» بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت است «جواز تصرف» است، نه «ولایت»

«آیت‌اله‌ سید‌حسن طباطبایی قمی» با نظریه ولایت فقیه مخالف بود، او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد.

«آیت‌اله سید‌علی سیستانی» درباره ولایت فیقه چنین بیان می‌کند که ولایت در آن چه  به اصطلاح فقها  امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آن‌ها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مومنین.

علامه محمدجواد مغنیه، فقیه و مفسر قرآن لبنانی معتقد بود کسی که قایل به ولایت فقیه به این شکل باشد یا جاهل است و یا قصد بدعت در دین را دارد.

«آیت‌اله مرتضی مطهری» در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی می‌گوید: «ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در راس دولت قرار گیرد و عملن حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی … نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم…. مردم آن روز دوره مشروطیت و نیز تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را به‌دست گیرند…»

علامه «سیدعلی‌ امین‌فقیه لبنانی»، عذرخواهی «آیت‌اله منتظری» از مردم و اعتراض فرزندان انقلاب ایران و دوستان آیت‌اله خمینی به «ولی فقیه» را نشانه آن می‌داند که این نظریه آزمون خود را پس داده و در آزمون اجرا مردود شده‌است.

«آیت‌اله مصباح یزدی» عضو مجلس خبرگان از مدافعین ولایت فقیه است و می‌گوید‌: «کسانی که هنوز معنای ولایت‌فقیه را نفهمیده و یا قصد سویی دارند، اختیارات ولی‌فقیه را محدود به موارد ذکر شده در قانون اساسی می‌دانند و معتقدند که رهبری حق ندارد در قانون‌گذاری دخالت کند.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,