Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
مجله جاماندگان‌-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت سی‌ام

«آن روزها خدا غایب بود»

2011 March 11

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

یکی از معدود مواردی که زن‌بودن در جمهوری اسلامی امتیاز بوده، در سال 67 و برای زندانیان زن کمونیست بوده است، در مورد زنان کمونیست، به حکم شرع در مورد زن مرتد «توبه یا مرگ زیر شلاق» عمل می‌شده است و از همین رو زنان کمونیست یا زیر شلاق می‌مردند یا اسلام را می‌پذیرفتند، البته رفتاری که با زنان صورت گرفت تا اندازه‌ای پیچیده‌تر بود. در حالی که زنان مجاهد به‌عنوان «محارب خدا» به دار آویخته شدند، به زن‌های متعلق به سازمان‌های چپ، حتا اگر در خانواده‌های مذهبی هم پرورش یافته بودند، فرصت دیگری ارزانی شد چون آن‌ها «به‌عنوان زن» به‌طور کامل مسوول اعمال خود شناخته نمی‌شدند. آن‌ها در قبال هر نوبت نمازی که نخوانده بودند، ۵ ضربه شلاق «تغزیر» می‌شدند. بعد از مدتی، بسیاری از آن‌ها پذیرفتند که نماز بخوانند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از آن‌ها دچار کابوس می‌شود. برخی از زنان دست به اعتصاب غذا زدند و حتا از نوشیدن آب خودداری ورزیدند. یکی از آن‌ها بعداز 22 روز اعتصاب غذا و تحمل 550 ضربه شلاق درگذشت. مقامات زندان برای او به‌عنوان خودکشی گواهی مرگ صادر کردند. چون در هر حال «او بود که تصمیم مربوط به خودداری از گزاردن نماز را اتخاذ کرده بود.» اعتراض‌هایی از طرف زندانیان به این محاکمه‌ها صورت می‌گیرد و بعضن کسانی اعتصاب غذا می‌کنند که شلاق می‌خورند و بعضن زیر شلاق کشته می‌شوند. سرور درویش کهن و جلیل شهبازی از کسانی هستند که این‌گونه کشته می‌شوند.

آبراهامیان تاریخ‌نگار ارمنی، ایرانی روند اعدام‌ها را این‌گونه توصیف کرده است: «این بازجویی‌ها که به مدت سه‌ماه ادامه یافت، در «اوین» و «گوهردشت» در تالار اصلى دادگاه صورت گرفت. بخشى از بازجویی‌ها حالت شفاهى داشت، و بخش دیگر به شکل پرسش نامه‌هاى ماشین شده انجام پذیرفت. بعضى از زندانیان مى‌توانستند بازجویان خود را ببینند ولى دیگران در پشت پاراوان‌هاى بلند پنهان شده بودند. کسانى که جواب‌های‌شان پذیرفتنى بود به سوى راست تالار دادگاه و آن‌ها که پاسخ‌های‌شان غیرقابل قبول بود به سمت چپ تالار هدایت مى‌شدند، دسته نخست را به بندهاى خود باز مى‌گرداندند و به آن‌ها دستور نماز خواندن مى‌دادند اگر زندانى از خواندن یک نوبت نماز خوددارى مى‌کرد از بابت آن ده ضربه تازیانه به او مى‌نواختند و مجازات کسى که در روز از به جا آوردن هر پنج نوبت نماز خوددارى مى‌ورزید، پنجاه ضربه شلاق بود.

آن‌هایى که نتوانسته بودند با موفقیت به پرسش‌ها پاسخ گویند و مردود شناخته شده بودند، بعد از یک وقفه‌ى کوتاه براى تحویل مایملک مختصر و نوشتن آخرین وصایاى خود به سوى چوبه‌هاى دار برده مى‌شدند. بعضى از آن‌ها به گفته خود توانستند جان سالم به‌در ببرند، چون در ازدحامى که به وجود آمده بود اشتباهن به سمت درى که نمى‌بایست هدایت شدند. جان به در بردگان به یاد مى‌آورند که چگونه صحبت مربوط به نوشتن آخرین وصیت نامه را شوخى مى‌پنداشتند چون نمى‌توانستند تصور کنند که چنان پرسش‌هایى ممکن است سرنوشت مرگ و زندگى یک نفر را تعیین کند. به این ترتیب پس از محاکمه و اعدام مجاهدین، چپ‌ها و کمونیست‌ها نیز محاکمه و اعدام شدند.

آبراهامیان تاریخ‌نگار ارمنی، ایرانی روند اعدام‌ها را این‌گونه توصیف کرده است: «این بازجویی‌ها که به مدت سه‌ماه ادامه یافت، در «اوین» و «گوهردشت» در تالار اصلى دادگاه صورت گرفت. بخشى از بازجویی‌ها حالت شفاهى داشت، و بخش دیگر به شکل پرسش نامه‌هاى ماشین شده انجام پذیرفت. بعضى از زندانیان مى‌توانستند بازجویان خود را ببینند ولى دیگران در پشت پاراوان‌هاى بلند پنهان شده بودند.»

با توجه به این که محاکمه‌ها برای این اعدام‌ها شدیدن شخصی و خصوصی صورت می‌گرفته است بسیاری روایت بازماندگان آن واقعه «که روایت «آبراهامیان»، تاریخ‌دان، نیز با آن مطابق است» را دارای نواقصی می‌دانند و معتقد به وجود اغراق در آن هستند. جمهوری اسلامی در کتاب پاس‌داشت حقیقت که در دهه 80 شمسی منتشر کرده، این‌گونه از خود دفاع می‌کند: «در این‌گونه مدعیات مطرح شده … بسیار می‌توان مناقشه کرد. بر فرض یکی دو نفر به‌خاطر آن‌که نمی‌دانند قضیه از چه قرار است نمی‌گویند حاضریم روی مین برویم یا حاضر به انجام مصاحبه تلویزیونی نمی‌شوند، یا در پاسخ به این سوال که تو سر موضعی؟ بلافاصله می‌گویند بله و خلاصه به این دلایل فوری او را می‌برند و اعدام می‌کنند.

اما مگر بقیه تا این حد ساده لوح و ابله‌اند که بلافاصله نفهمند قضیه از چه قرار است و مثلن در مقابل این سوال که آیا حاضری روی مین بروی یا خیر؟ در حالی که اصلن مینی در آن‌جا موجود نیست که فرد مزبور ناچار باشد عملن هم گفته خود را ثابت کند و نه به‌دلیل پذیرش قطع‌نامه از سوی ایران قرار به ادامه جنگ است که او را به جبهه بفرستند و خواستار وفای به عهدش شوند، طبعن پاسخ مقتضی را برای دچار نشدن به سرنوشت نفر قبلی می‌دهند. به هر حال این‌گونه مدعیات چندان ارزش پاسخ‌گویی ندارند و با توجه به محتوای خود آن‌ها و هم‌چنین روال پیش گرفته شده … برای دست‌یابی به اهداف خاص، وضعیت آن‌ها روشن است… در واقع آن‌گونه که … درباره این قضیه سخن گفته شده… و با چنان روش‌هایی که به اجرا درآمد قاعدتن دیگر نمی‌بایست حتا یک نفر از زندانیان این سازمان در زندان‌ها باقی بماند.» (رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:149)

آبراهامیان می‌نویسد: «به خویشاوندان قربان‌یان تا بعد از تاریخ 4 آذر ماه هیچ اطلاعى درباره‌ى اعدام آن‌ها داده نشد. بعضى از آن‌ها با تلفن، به کمیته‌ها و معدودى نیز به خود زندان اوین احضار شدند تا اثاثیه شخصى و یا آخرین وصیت‌نامه‌هاى اعدام‌شدگان را، در مواردى که این وصیت‌نامه‌ها بى‌زیان تشخیص داده شده بود، تحویل بگیرند. براى آن‌که از ازدحام جلوگیرى شود آن‌ها را در گروه‌هاى جدا از هم و طى چندین هفته به مراکز مورد نظر فراخواندند. به بستگان اعدام‌شدگان صریحن اعلام شد که حق برگزارى مراسم چهلمین روز درگذشت آن‌ها و گرد آمدن در گورستان‌هاى بهشت‌زهرا و گل‌زار خاوران را ندارند. در این گورستان‌ها، مارکسیست‌ها را به این عنوان که «نجس» هستند جدا از دیگران به خاک سپردند. به این ترتیب احکام مربوط به ارتداد درباره مردگان نیز به مرحله ى اجرا گذاشته شد.

به‌علت این‌که جمهوری اسلامی ایران هم‌چنان بر سر کار است تعداد دقیق اعدام‌ها هرگز فاش نشده و بین مراجع مختلف در مورد آن‌ها اختلاف وجود دارد. عمومن کم‌تر از هزار نفر حداقل و 12 هزار نفر حداکثر شمرده می‌شود. در این‌جا سعی می‌شود ابتدا به اعداد اعلام‌شده منابع مختلف رجوع ‌شود و سپس به لیست‌های مختلفی که از کشته‌شدگان منتشر شده اشاره می‌شود. سازمان عفو بین‌الملل «بیش از 2500 نفر» را اعلام کرده است. در ضمن لیست و نام‌های مشخص حداقل پنج هزار نفر توسط سازمان‌های مختلف اعلام شده است.

اولین لیستی که از کشته‌شدگان انتشار یافت توسط سازمان فداییان خلق ایران «اکثریت» بود که تا حد امکان وابستگی سازمانی و محل مرگ را نیز تعیین می‌کرد. این لیست که نام 615 نفر را در برداشت تنها مربوط به اوین و گوهردشت بود و به هیچ وجه کامل نبود. در این لیست از 615 نفر، 137 نفر به مجاهدین، 108 نفر به اکثریت، 90 نفر به حزب توده، 41 نفر به انشعابات دیگر فدایی، 30 نفر به کومه‌له، 12 نفر به راه کارگر، 3 نفر به پیکار و بقیه به سایر تشکیلات چپی تعلق داشتند.

در سال‌های پس از آن تلاش‌های زیادی برای تهیه لیستی از قربانیان بوده که حاصل‌اش جمع نام‌های حدود پنج هزار نفر است. «آیت‌اله منتظری» در کتاب «خاطرات» خود، این رقم را 2800 یا 3800 نفر دانسته و تایید می‌کند که رقم دقیق را به‌خاطر ندارد. کامل‌ترین لیست این زمینه لیست سایر عصر نو است که از جمع تمامی لیست‌های فوق‌الذکر حاصل شده‌است. این لیست که به همت «ب.آزاده و ب.آذرکلاه» جمع‌آوری شده جمعن شامل 4481 نفر است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,