Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
یک گزارش از جامعه‌ای که دروغ در آن نهادینه است

«یعنی که بگندد نمک»

2009 November 10

اردوان روزبه / زمانه

دروغ به این معنا است که فردی بخواهد چیزی غیر از آن که عین وقوع بوده را به شکلی دیگر جلوه دهد.

20091110-soc-lying

در بین ایرانیان باستان یکی از ناپسندترین صفت‌ها دروغ خوانده می شده است. در «مزدیسنا» در جای جای بر راستی و درستی تاکید شده است و از این روی بوده که این صفت در بین ایرانیان نیاکان ما همواره به عنوان یک خصلت ایرانی یاد می شده است. در برخی کتاب‌های یونانی نیز از این خصلت ایرانیان یاد شده است.

هرودوت مورخ یونانی در جایی یاد می کند: «ایرانیان به فرزندان خود از سن پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز زا آموزش می‌دهند: سواری و تیراندازی و راست گویی»
او ادامه می‌دهد: «ایرانیان آن‌چه را که نبایستی بکنند، به زبان هم نبایستی بیاورند که نزد آنان دروغگویی از عیب‌های بزرگ شمرده می‌شود»

در کتیبه بیستون هم به نقل از داریوش پادشاه ایرانی آورده شده است: «تو ای کسی که بعدها شاه خواهی شد. از دروغ بپرهیز، اگر تو را آرزوی آن است که مملکت من پایدار بماند. هر که دروغ گفت او را به سزای سخت برسان…..به یاری اهورامزدا بسی کارهای دیگر نیز توسط من صورت گرفت که همه آن‌ها در این کتیبه نوشته نشد به این دلیل که بعدها هر که این را بخواند اعمال من به نظرش گزاف نیاید و همه آن‌ها را باور کند و دروغ تصور ننماید. اینک آن‌چه به توسط من انجام گرفت را باور کن. اهورامزدا و سایر مغان مرا یاری نمودند زیرا که من و خاندان من کینه ور و ستمگر و دروغگو نیستیم.»
در جایی دیگر در تخت جمشید از او یاد می‌شود که از خدای خواسته است که او را یاری کنند که این مملکت را از لشکر دشمن و قحطی و دروغ حفظ کند.

اما بخشی از دروغ به ارزش‌های خانواده برمی‌گردد. در یک خانواده و یک جامعه هر چه این صفت ناپسندتر خوانده شود. بر فرزندان و اعضای آن جامعه قباهت آن عمل روشن‌تر خواهد بود و به عکس هر چه این حساسیت کم تر، اعضای آن جامعه و آن خانواده راحت‌تر به این صفت روی می آورند درحالی که ممکن است حتا از ناپسندی آن نیز دیگر مطلع نباشند و آن را بخشی ار روزمره گی خود بدانند، چرا که بدین سان دروغ گویی گسترش پیدا می‌کند.

مهدی 47 ساله، حسابدار است از او پرسیدم:

آخرین باری که دروغ گفتید کی بود؟
همین امروز

چرا؟
بعضی مواقع مجبور هستیم دروغ بگوییم.

نظر شما در مورد دروغ مصلحتی چیست و چرا دروغ مصلحتی می‌گویند؟
همان‌طور که از اسمش مشخص است صلاح بر این است.

دروغ‌ها با هم فرق می‌کنند؟
بعضی از دروغ‌ها سبب می‌شوند تا منافع دیگران به خطر بی‌افتد اما بعضی از دروغ ها باعث بیشتر شدن دوستی‌ها است.

به نظر شما دروغ در جامعه ما عرف و عادت شده است؟
همه از دروغ بدشان می‌آید.

—-

دیر وقتی است که دروغ گویی یکی از رفتارهای ناپسند مرسوم جامعه شده است. کمتر کسی اگر بخواهد دروغ نگوید خواهد گفت که در آن روز دروغ نگفته است. انگار این رفتار بخشی از زندگی ما شده است و دیگر حتا زشت هم محسوب نمی شود.
فرض کنید بنابر الزام های سیاسی یک رئیس جمهوری هم می تواند حرف هایی را بزند که دستکم دور از واقع باشد. در جایی رئیس جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌کند: «امروز فضای جهان سرشار از خداپرستی و عشق به خوبی است و این‌ها همه مدیون ایثارگران ملت ایران است. باید دانست که همه ایثارگران ما نمونه‌اند و هرکس در مسیر ایثارگری قدم بردارد نمونه است. اگر ایشان نبودند اثری از خداپرستی نبود و همه بشریت داشته‌های ارزشمند خود را مدیون ایثارگری است.»

داشته باشید به عنوان آنتراکت دیوید فینیچر کارگردان سینما در ساخته‌ای به نام هفت که مضون آن ژانری ماجرایی است به هفت گناه نابخشودنی انسان اشاره می کند که یکی از این گناهان دروغ است. اما در ادامه هم بخوانید که:

«در کشور ما آزادی مطلق هست. لازم نکرده کشورهایی که آزادی در آن‌ها در حد صفر است نگران آزادی در کشور ما باشند…» این را هم از سخنان منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران در جایی خواندم.

اما چطور دروغ در وجود مردم یک جامعه نهادینه می شود؟

«به فرزندان می‌گویم برای حفط حریم خانه و دوری از فشار هایی که قالب قانون به خود گرفته‌اند در بیرون چیزی به جز آنی باشند که در خانه هستند. با این ترتیب در جامعه ما همه آدم‌ها به صورتی مشخص دارای دو وجه زندگی می شوند. یک زندگی دروغین و یک زندگی واقعی»
این بخشی از نظرهای دکتر آهاری روانشناس بود. به نظر وی دروغ گفتن بخشی از رفتارهای یک جامعه است که هنجار شده است. به نظر این روانشناس وقتی فرزند در خانواده باید یک شیوه زندگی کند و در جامعه شیوه‌ای دیگر این خود نهادینه شدن دروغ از بدو یاد گیری و آموزش در انسان است.

این جامعه شناس ادامه می‌دهد: «شما برخی بخش‌هایی اعتقادی افراد را که به باورهای اعتقادی یا برداشت‌های فردی آن‌ها مربوط می‌شود را در قالب یک قانون قرار می‌دهید. در واقع کسانی را که به آن اعتقاد ندارند را وادار به تظاهر که خود نوعی دروغ گویی است، می‌کنید. آیا شما در جایی از دنیا سراغ دارید که زنانش در اداره و محل کار با روسری و چادر باشند و شب در یک میهمانی با لباس شب و بدون حجاب؟ در کشورهایی نظیر لبنان و یا سوریه و ترکیه شما مسلمان را با اعتقاد به روسری می‌بینید و کسی که به حچاب اعتقادی ندارد از آن هم استفاده نمی‌کند در حالی که هزاران نفر در کشور ما هر روز دروغ می‌گویند تا مواخذه نشوند. تا به آن‌ها تعدی نشود. این یعنی نهادینه شدن دروغ در بدنه یک جامعه»

چنین می‌شود که جامعه به دنبال رفتارهای متظاهرانه می‌رود و با استفاده از تعاریف غلو آمیز یا پنهان کاری و عدم صداقت مردمش دیواری امن را برای خود ایجاد می‌کنند. فرض کنید خانمی مزاحم تلفنی دارد وقتی قضیه را با همسرش در میان می‌گذارد تازه مشکلاتش شروع می‌شود همسرش به او بدبین می‌شود و خانم با توجه به شناختی که از او دارد مجبور به دروغ می‌شود، یا خانمی در خیابان مورد آزار قرار می‌گیرد در صورت بروز اولین نشانه اتهام به سوی خود اوست، دیگران می گویند: «معلوم نیست در خیابون چه ادایی در می‌آورده که بهش گیر دادن…» این قضیه‌ها بارها و بارها در گوشه و کنار جامعه تکرار می‌شود. بنابر اظهار برخی آسیب شناسان بسیاری از زنان حتا مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند اما از ترس باورهای اجتماعی دست به انکار می زنند که خود نوعی دروغ گویی است.

20091110-soc-lying.jpg1

آریان بیست ساله اشاره می‌کند:

«به نظر من دروغ گفتن در جامعه ما کار بدی نیست. همان‌طور که ما می‌بینیم مسوولان به راحتی دروغ می‌گویند. اما به نظرم این دروغ‌ها از خانواده شروع می‌شود. مثلن در خانه ماهواره استفاده می‌شود اما می‌گویند بیرون به کسی نگویید. مشروب خورده می‌شود اما می‌گویند به کسی نگویید. همه‌ی این‌ها از خانواده شروع می‌شود. در جایی که ما زندگی می‌کنیم دروغ بهترین وسیله برای پیشبرد اهداف‌مان است»

این چنین می‌شود که گاهی هم ما از زندگی دوگانه افراد وقتی از لایه دیگر مطلع می شویم بهت زده با خود می‌گویم او که چنین نبود.

دیر سالی است که ایرانیان بنابر ضرورت انگار تن به این شرایط داده‌اند و عادت دروغ گفتن بخشی از زندگی روزمره‌ای شده است که گردانندگان جامعه‌شان خود گفتن دروغ را به مصلحت می‌دانند.
فراموش نباید کرد برخی از رفتارهای اجتماعی نابهنجار زدودن‌اش زمانی چندین برابر ورودش بر آن جامعه می‌برد. ما در مورد جامعه‌ای صحبت می‌کنیم که آمیزه‌های دینی‌اش نیز بر دروغ نگفتن تاکید می‌کند بخشی که انگار به فراموشی سپرده شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: 

۱ Comment


  1. shirindehghan
    1

    شاید در گذشته دروغ تنها زمانی کاربد داشت که انسان کاری را به عمد یا غیر عمد انجام میداد ووحشت از پاسخگویی به بزرگتر یا دوست یا رئس و یا شریک زندگی بود اما در این دوره و زمانی که ما بعنوان انسان یا موجوداتی که میتوان نام انسان را به واسطه داشتن یک سرو دوگوش و قدرت تکلم داریم دروغ محتوای تازه ای پیدا میکنند دروغ نه تنها بد یا به قول مادر بزرگها عیب نیست که شاید تنها دریچه برای راه یافتن به استقلال فردی یا اجتماعی برای هر فردیاست انجا که رو در روی انسانی ایستاده و توانی انتقال واقعت را به او ندارید لحظه ایست که دروغی شاید بسیار کوچک کفش کهنه ایست در بیابانی که بدنبال فهم درست ذاید بکار برده شود و این لحظه دروغ تنها راه عبور از وجود انسانهایست که با وازه واقعیت بیگانه اند و دروغ بسی لذت بخش تر از هر چیز دیگر است اگر یک دروغ باز گشای راهی عزیم بروی دیگریس و کمکیست در راه موفقیت و انسانهای کور دروغ وازه زیبایست