Saturday, 18 July 2015
20 February 2020
وضعیت تاسف بار زندان کارون اهواز-بخش دوم

«عدم رسیدگی پزشکی و استحمام با آب سرد»

2011 March 24

سمیه جهانگیری/ رادیو کوچه

شانس آن‌که در کارون بیمار شوی چند برابر سایر زندان‌هاست. فشردگی بیش از حد جمعیت و نامناسب بودن امکانات بهداشتی بند‌ها و وضعیت فوق‌العاده بد غذای زندانیان که در ادامه به آن می‌پردازیم موجب آن می‌شود که شانس زندانی برای مبتلا‌شدن به هر نوع بیماری افزایش پیدا کند. در صورت بیمار‌شدن پس از هماهنگی با رابطه بهداری که یکی از زندانیان بند است باید چند روز صبر کنی که برای رفتن به بهداری نوبت به تو برسد. این روز‌ها که بدون دکتر و دوا می‌گذرد بیماری زندانی را به مرحله حاد می‌رساند و شانس درمان مناسب را از بیمار می‌گیرد. پس از آن‌که زندانی به بهداری زندان می‌رود در یک صف طولانی روبروی یک پنجره کوچک قرار می‌گیرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پشت پنجره مرد نقاب‌داری (ماسک داری) قرار دارد که گویا دکتر است. نوبت که به تو می‌رسد دکتر حتا نگاهت نمی‌کند. از هیچ معاینه‌ای خبری نیست فقط از تو می‌پرسد دردت چیست و چه می‌خواهی پشت‌‌ همان پنجره کوچک بیماریت را می‌گویی و طلب دارو می‌کنی دکتر هم در میان دارو‌ها هرآن‌چه موجود دارد را به تو می‌دهد که معمولن دوای دردت در میان داروهای موجود در زندان یافت نمی‌شود‌.

در زمستان به‌دلیل تعداد زیاد زندانیان با وجود آب گرم‌کن، آب گرم در درون بند وجود خارجی ندارد. بند ۶ چهار حمام دارد و یک روشویی بزرگ سه متری که زندانیان همه کار‌های‌شان از جمله شستن ظروف و شستن دست و صورت و اصلاح ریش را در کنار هم در آن روشویی انجام می‌دهند. روشویی اصلن آب گرم ندارد و به هیچ آب‌گرم‌کنی وصل نیست. حمام‌ها هم که مشترکن به یک آب‌گرم‌کن وصل هستند به‌دلیل تعداد زیاد زندانیان و این‌که همیشه حمام‌ها پر است، همیشه آب‌شان سرد است. عذاب استفاده از روشویی و حمامی که آبش همیشه سرد است را اگر در زمستان بیمار باشی به خوبی درک خواهی کرد.

جیره ناچیز غذایی

جیره غذایی زندانیان در دو وعده در روز به تعداد زندانیان بند ارسال می‌شود. این سهمیه در ظهر معمولن شامل برنج خالی است که گا‌هن مقداری لپه‌باقالی یا مقداری عدس با آن قاطی می‌کنند. یک روز در هفته خورشت سبزی می‌دهد که در اکثر ظروف هیچ گوشتی وجود ندارد. برای شام سهمیه غذایی معمولن خوراک لوبیا یا سوپ یا عدس یا تخم‌مرغ به هم‌راه یک عدد نان برای هر زندانی است. از گوشت و مرغ در غذا‌ها معمولن خبری نیست و به‌همین دلیل اکثر زندانیان کارون دچار بیماری سو تغذیه و عوارض بعدی آن هستند.

میوه و سبزی به زندانیان مطلقن داده نمی‌شود. زندان به بهانه جلوگیری از ورود مواد از آوردن میوه برای زندانیان توسط خانواده آنان در روزهای ملاقات نیز جلوگیری می‌کند. تنها شانس خوردن میوه هر دو ماه یک بار توسط فروشگاه زندان است که آن هم با توجه به تعداد زیاد زندانیان به هر نفر یک کیلو در دو ماه می‌رسد که البته با توجه به قیمت میوه در فروشگاه زندان که دو برابر قیمت بیرون است بسیاری از زندانیان توانایی خرید‌‌ همان را هم ندارند. در فروشگاه زندان معمولا کنسرو ماهی و لوبیا، رانی و بیسکوییت و بعضن مرغ و گوشت و تخم مرغ به قیمتی بسیار بیش‌تر از بیرون گیر می‌آید که زندانیانی که از طرف خانواده حمایت مالی مناسبی می‌شوند با خرید این محصولات از فروشگاه و آشپزی‌کردن در زندان مشکلات غذایی خود را حل می‌کنند که البته این زندانیان در اقلیت هستند و اکثریت زندانیان توانایی خرید کردن از فروشگاه زندان را ندارند.

آسوده نخوابید، ایدز بیدار است

در کارون می‌توانی آزادانه و بدون سوال و جواب از بهداری زندان کاندوم تحویل بگیری. فقط کافیست به رابط بهداری بگویی که برایت کاندوم بیاورد یا آن‌که هنگامی که به بهداری برده می‌شوی درخواست کاندوم کنی. در بعضی بند‌ها که تعداد زیادی مبتلا به ایدز در آن حضور دارد کاندوم توسط خود کارمندان به درون بند آورده شده بین زندانیان توزیع می‌شود. در اتاق ورودی بند شش برگه‌ای بر دیوار نصب است که بر روی آن درشت نوشته شده است: آسوده نخوابید ایدز بیدار است.

با همه این احوالات وقوع تجاوز در زندان کارون بسیار نادر است و شنیده‌ها و دیده‌های من در بند ۶ از قابل ملاحظه بودن همجنس‌گرایی هم حکایت نمی‌کرد. شاید اوضاع در بندهای دیگر جور دیگر باشد اما در میان زندانیان سرقت و مواد بند ۶ هرگز چیزی به‌نام تجاوز به یک زندانی ندیدم و نشنیدم و کلن فضایی که در بند وجود دارد که زندانیان از قدیمی‌های بند حساب می‌برند و در صورت لزوم انتظامات بند که از بین زندانیان انتخاب شده‌اند خود راسن اقدام به تنبیه زندانی‌های خاطی می‌کنند و همین مسئله جرات اقدام به تجاوز را در هیچ خلاف‌کاری در بند باقی نمی‌گذارد.

مشکل تکراری مصرف مواد مخدر در زندان‌ها در کارون بیداد می‌کند. گرایش معتادان کارون که در همه بند‌ها به وفور یافت می‌شوند به کشیدن شیشه مشکل اعتیاد ایشان را به‌خطر جانی برای سایر زندانیان تبدیل کرده است. کشیدن مداوم شیشه موجب توهم می‌شود چنان که مصرف‌کننده گمان می‌کند افراد دیگر قصد درگیر‌شدن یا حمله به او را دارند و چیزهایی را می‌بیند که در دنیای خارج وجود ندارد. مصرف زیاد شیشه در کارون بار‌ها موجب توهم زندانیان در بند و موجب درگیری‌های خونین بین زندانیان شده است که این درگیری‌ها همه روزه ادامه دارد. نگارنده در دو مورد به چشم خود دید که شخص مصرف‌کننده به علت توهم پس از مصرف شیشه بی‌دلیل با چاقوی دست‌ساز به سایر زندانیان حمله کرده است زیرا گمان می‌کرد سایر زندانیان قصد کشتن او را دارند. در یک مورد زندانی متوهم از مصرف شیشه کتری آب جوش را بی‌هیچ دلیلی بر روی زندانی کناری در آشپزخانه ریخته است.

در زندان کارون بر خلاف اکثر زندان‌ها در درون بند تلفن وجود ندارد. تلفن در اتاق کارمند است و به هر زندانی سه‌دقیقه در هفته نوبت تلفن داده می‌شود که خود یک محرومیت بزرگ برای زندانیان محسوب می‌شود. در کنار سایر مشکلات نام برده شاید کم اهمیت جلوه کند اگر به نبود روزنامه در زندان و وضعیت بسیار بد کتاب‌خانه زندان اشاره کنیم.

در کارون خیلی چیز‌ها را می‌توان قاچاقی تهیه کرد اما چیزی که اصلن در زندان کارون یافت نمی‌شود کتاب‌چه آیین‌نامه سازمان زندان‌ها و قوانین مربوط به حقوق زندانیان است. حتا اگر خانواده این آیین‌نامه را از بیرون زندان تهیه کنند و برای زندانی بفرستند زندان آن را به زندانی تحویل نمی‌دهد و کتاب‌خانه زندان هم آن را ندارد. زندان بار‌ها از مفاد آیین‌نامه با تفسیرهای عجیب و غریب و یک‌طرفه علیه زندانیان استفاده کرده است اما اجازه نمی‌دهد زندانیان از حقوق نام برده شده در آیین نامه که شامل حال زندانیان می‌شود مطلع شوند.

در بد‌ترین زندان ایران کدام فعالین سیاسی زندانی هستند؟

بند ۶ زندان کارون به بند امنیتی (سیاسی) مشهور است اما جالب است که بدانید در همین بند ۸۰ درصد زندانیان، به جرم مواد یا سرقت زندانی هستند. قانون تفکیک جرایم به ‌هیچ عنوان در این بند رعایت نشده است. زندانیان سیاسی که زندان آن‌ها را امنیتی می‌خواند در اتاق ۳ این بند زندگی می‌کنند. آن‌ها در حال حاضر ۵۳ نفر هستند. اکثر زندانیان سیاسی را فعالین عرب تشکیل می‌دهند که به اتهام مشارکت در بمب‌گذاری یا تبلیغ دیدگاه‌های تجزیه‌طلبانه (آل اهواز) یا اتهام جاسوسی برای کشورهای عربی یا اتهام مقابله مسلحانه با حکومت یا اتهام تغییر مذهب از شیعه به سنی زندانی شده‌اند.

بسیاری از زندانیان عرب این اتاق در چند سال اخیر اعدام شدند که از آن جمله می‌توان از دو برادر به‌نام «محمد علی» و و «جعفر سواری» نام برد که به اتهام مشارکت در بمب‌گذاری اعدام شدند و برادر کوچک‌تر ایشان «حمزه سواری» در حال حاضر در این اتاق زندانیست و حکم اعدامش به حبس ابد تبدیل شده است. دیگر اعدامی اتاق «سید عبدالرضا غرابات» بود که به اتهام ادعا به رابطه با امام زمان در زندان بود و در بهمن‌ماه امسال اعدام شد. عبدالرضا غرابات از رزمندگان و جانبازان جنگ هشت ساله بود و تا چند سال پیش جز کادر رسمی سپاه پاس‌داران خوزستان محسوب می‌شد.

او هشت سال سابقه حضور در جبهه داشت. دیگر زندانی اعدامی اتاق سیاسی زندان کارون «سعید کعبی» بود که در شهریور ۸۸ به اتهام فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه و مشارکت در بمب‌گذاری‌های خوزستان اعدام شد. از سر‌شناس‌ترین فعالین عربی که در حال حاضر در اتاق زندانی هستند می‌توان از حمزه سواری، «عدنان بیانات» «عبدالمام زائری»، «ناظم برهی»، «یحیا ناصری»، «اسد باوی»، «عبدالزهرا هلیچی»، «سعید ساکی» (محل بازداشت سوریه)، «سید ضیا مزاری» (ساکن عراق)، «غازی حیدری»، و «علی عامری» نام برد. غیر از فعالین عرب چند زندانی سیاسی دیگر هم در اتاق سیاسی‌های کارون حضور دارند.

«ضیا نبوی» از زندان اوین به اهواز تبعید شده است و به جرم فعالیت‌های دانش‌جویی و تشکیل شورای دفاع از حق تحصیل که فعالیت گسترده و موثری قبل از انتخابات داشت، به ده سال حبس در تبعید محکوم شده است. ضیا در دوران دانش‌جویی عضو دفتر تحکیم وحدت دانش‌گاه بابل بود. «پیمان روشن ضمیر» دیگر زندانی سیاسی کارون، وبلاگ‌نویس و مدیر تالار گفت‌وگو هفت‌تیر که دوران بازداشت موقت را در زندان کارون می‌گذراند، در حال حاضر به قید وثیقه آزاد است. به این وبلاگ‌نویس اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر تفهیم شده است.

«ابوالفضل طبرزدی» (پسر برادر حشمت‌اله طبرزدی) و «ابوالفضل عابدینی» دیگر زندانیان سیاسی کارون بودند که اولی ماه گذشته به قید وثیقه آزاد شد و دومی چند ماه پیش به زندان اوین منتقل شد. دیگر وبلاگ‌نویس زندانی در کارون، سخی ریگی مدیر وبلاگ «بلوچستان» سرافراز است که تنها به جرم آن‌که اخباری که در ده‌ها سایت دیگر از جمله سایت «بی‌بی سی» و «رادیو فردا» در اینترنت منتشر شده بود را در وبلاگش کپی می‌کرد، به بیست‌سال زندان محکوم شد و از زندان زاهدان به زندان کارون اهواز تبعید شده است. «سخی ریگی» در زیر شکنجه اعتراف کرده است که اخباری که در ده‌ها سایت دیگر قبل از وبلاگ خودش منتشر شده است را از فلان منبعی که وجود خارجی ندارد دریافت کرده است و خودش به‌عنوان اولین سایت آن‌ها را منتشر کرده است و همین اعتراف غیر‌واقعی مبنای صدور حکم قرار گرفت. در مستندات پرونده او به غیر از یک وبلاگ و اعترافات‌اش هیچ‌چیز وجود ندارد.

در واقع سخی ریگی حکم سنگین ۲۰ سال زندان را به دلیل آن گرفته است که فامیلش با «عبدالمالک ریگی» یکیست. اسماعیل وفایی از دیگر فعالین سیاسی بلوچ به جرم هم کاری با جنداله به ۲۵ سال زندان و تبعید به زندان کارون اهواز محکوم شده که در حال حاضر چند سال است در بند ۶ کارون حضور دارد. دیگر زندانی سیاسی کارون اصلان دودکانلو فعال سیاسی کرد است که به اتهام هم‌کاری با پ. ک. ک به ۴ سال حبس در تبعید اهواز محکوم شده است.

«یوسف فتوحی» دیگر فعال سیاسی کرد است که در زندان کارون اهواز زندانیست. یوسف به اتهام هم‌کاری با «پژاک» در زندان است و از ناراحتی قلبی و هم‌چنین از ضعیف‌شدن قدرت بینایی رنج می‌برد. وی یک‌سال است هزینه ویزیت یک چشم‌پزشک و تهیه عینک را به حساب زندان واریز کرده است که هنوز زندان کارون در این ضمینه اقدامی نکرده است.

مادر یوسف می‌گوید زندان حاضر نشده عینکی که توسط آن‌ها به زندان آورده شده را تحویل بگیرد و به یوسف تحویل دهد. یوسف بار‌ها درخواست داده که برای تشخیص دقیق ناراحتی قلبیش که شدیدن او را آزار می‌دهد به بیرون از زندان اعزام شود که نه با اعزام موافقت شده و نه امکان معاینه وی توسط یک متخصص قلب فراهم شده است. دیگر زندانیان سیاسی زندان کارون اهواز دو فرد تازه مسیحی شده به‌نام آقایان «مصطفا شکراللهی» و «خلیل یارعلی» هستند. به ایشان اتهام اقدام علیه امنیت ملی به وسیله ترویج مسیحیت تفهیم شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,