Saturday, 18 July 2015
27 September 2021
دایره‌ی شکسته

«راه‌گشای راهی ناهموار»

2011 March 28

مه‌شب‌تاجیک/ رادیو کوچه

در روزگاران کهن پزشکی برای مردم دانشی ناشناخته بود، و بیماری‌ها را برآمده از عوامل فراطبیعی می‌دانستند، و برای درمان آن‌ها به سحر و جادو دست می‌زدند. یونانیان در پیش‌رفت این دانش نقش به‌سزایی داشتند. دانش‌مندانی از جمله «بقراط»، «ارسطو» و «جالینوس» از مروجان اصلی این علم در یونان باستان بودند. هم‌گام با پیش‌رفت سایر علوم، روش علمی بنیان‌های علم پزشکی را دگرگون کرد. پالایش مداوم دانسته‌ها و اطلاعات به هم‌راه اکتشافات متعدد در رشته‌های علوم پایه پزشکی را به علمی نوین تبدیل کرد. این علم اگرچه پایه‌های خود را از دانسته‌های گذشته گرفته ‌است و هنوز نیز از علوم سنتی به‌عنوان منبع استفاده می‌کند ولی روش آن مبتنی بر استانداردهای سخت علمی است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این علم ولی با تمام فراز و نشیب‌هایی که طی کرد در دست مردان بود و بیش‌تر پزشکان مرد بودند و حتا سال‌ها بعد وقتی این علم به‌صورت آکادمیک تدریس می‌شد و زنان در آن به مدارج علمی دست پیدا می‌کردند بازهم عموم مردم ترجیح می‌دادند به نزد پزشکان مرد بروند و این مقاله سرگذشت زنی است که برای اولین‌بار خود را به جامعه پزشکی و مردم دنیا به‌عنوان پزشک معرفی کرد و راه را برای دیگران با تمام سختی‌ها هموار کرد.

«الیزابت بلک‌ول» (Elizabeth Blackwell) نخستین بانوی پزشک در انگلستان، که از پیش‌روان مکتب زنان پزشک نیز بود در سوم فوریه سال ۱۸۲۱ در «بریستول» انگلستان زندگی را آغاز کرد. «سامویل» و «هانا» بلک‌ول در سال ۱۸۲۳به اتفاق کودکان‌شان به کشور آمریکا مهاجرت کردند‌. نخست در نیویورک‌، سپس در «سی‌سیناتی» شهری که سرانجام پدر خانواده در آن درگذشت سکونت گزیدند. پدر او برخلاف والدین دیگر، می‌پنداشت که آموزش دخترانش به اندازه پسرانش اهمیت دارد.

الیزابت نوجوان در حالی که محکوم به گرداندن چرخ خانواده شده بود تحصیلات‌اش را طی هفت سال تمام کرد. الیزابت چند سال به معلمی و کار کردن در بخش‌های گوناگون آموزشی ادامه داد. او در کنار تدریس در جلسات ضد برده‌داری حضور می‌یافت و در چندین انجمن اجتماعی شرکت می‌کرد. در همین برهه از زندگی بود که دوستش، «مری دونالدسون»، پیشنهاد پزشک شدن را در ذهن پویای او جا داد.

او به سال ۱۸۴۴ بر آن شد تا علم پزشکی را بیاموزد و زندگانی‌اش را در راه نجات انسان‌های دیگر صرف کند. اما به سبب اشکالاتی که آن زمان بر سر آموزش زنان قرار داشت نه در مدرسه پزشکی «فیلادلفیا» و نه در مدرسه پزشکی «نیویورک» پذیرفته نشد‌. هر چند به سبب آتشی که در درونش شعله می‌زد با پشتکار و سخت‌کوشی بسیار به شیوه‌ی خصوصی مقدمات دانش پزشکی را نزد پزشکانی که شیفته شور و شوق او بودند آموخت.

درخواست‌های او برای ورود به مدرسه‌ی پزشکی با پاسخ‌های گوناگون هم‌راه بود و گاهی اوقات اصلن پاسخی داده نمی‌شد یا با تمسخر و انتقاد هم‌راه بود. او سپس پس از ۲۹‌بار کوشش طاقت‌فرسا و نافرجام پاسخ مثبتی را از کالج پزشکی «جنوا» در شمال نیویورک دریافت کرد. و در شب ششم نوامبر وارد عرصه دانش‌گاه شد و بی‌درنگ با شماره دانش‌جویی ۱۳۰ ثبت‌نام کرد او در محیطی پر از آشوب و نامتناسب، دانش لازم را آموخت و پس از گرفتن دانش‌نامه درسال ۱۸۴۹ به لندن رفت و دوران تجربی پزشکی را در بیمارستان «سن بارتولومیو» گذراند‌. مدتی نیز در بیمارستان پاریس به کار‌آموزی کرد.

فارغ‌التحصیلی یک زن از مدرسه‌ی پزشکی خبر داغی بود و به‌سرعت در روزنامه‌های آمریکایی و بریتانیایی چاپ شد. او پس از تحصیلات‌اش به «فیلادلفیا» عزیمت کرد. جامعه پزشکی از او استقبال کرد ولی شغلی به او توصیه نکرد به همین دلیل به پاریس نقل مکان کرد. بسیاری از پزشکان از جمله برخی پزشکان زن در آن زمان بدون مدرک کار می‌کردند ولی بلک ول اولین زنی بود که‌ اصرار داشت پزشکی را به‌طور آکادمیک یاد گرفته و اجرا کند.

سرانجام به آمریکا برگشت و چون نتوانست به سبب جنسیت خود در یک بیمارستان کاری به‌دست آورد، برآن شد تا با تاسیس یک کلینیک کمک پزشکی مخصوص بانوان کار خود را آغاز کند. به این ترتیب او خواسته‌ی خود را به عمل در آورد و کلینیک او به‌صورت آموزش‌گاه کمک پزشکی زنان در نیویورک درآمد. این مرکز به‌خصوص در زمان جنگ خدمات بسیاری انجام داد و با تربیت پرستار و فرستادن آن‌ها به پشت جبهه بارها مورد تحسین قرار گرفت و دانش‌کده پزشکی زنان را به‌طور رسمی درنیویورک افتتاح کرد‌.

یک بار در اثر پاک کردن عفونت چشم یک نوزاد قطره‌ای آب وارد چشم او شد و چشم او هم دچار عفونت شد به‌طوری که چشم چپ خود را از دست داد و چشم او را با یک چشم شیشه‌ای عوض کردند و بعد از آن او آموزش پزشکی را پی گرفت و بعد از برای طبابت به آمریکا بازگشت. اولین آرزوی الیزابت در ۳۵ سالگی تحقق یافت. او با خواهرش و دوستش «مری» که در موسسه پزشکی تحصیل کرده بودند بیمارستان زنان و کودکان تهی دست نیویورک را در سال ۱۸۵۷ تاسیس کردند.

در سال ۱۸۶۱ مدرسه‌ی پزشکی زنان را تاسیس کردند. در دوم نوامبر ۱۸۶۸ کالج پزشکی زنان بیمارستان نیویورک را بازگشایی کردند. و در سال ۱۸۷۹ در ۵۸ سالگی به بریتانیا عزیمت کرد. این بانوی بزرگ پس از عمری تلاش در هشتاد‌و‌نه سالگی دیده از زندگی فرو بست و در ۳۱ می سال ۱۹۱۰ در «هاستینگ» لندن به خاک سپرده شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,