شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
15 September 2016
نگاهی به گروه پژاک‌،

«کردستان، قربانی یک گروه قاچاق‌چی مواد‌مخدر و تروریست؟»

۱۳۹۰ فروردین ۱۵

عرفان قانعی‌فرد/ محقق تاریخ معاصر/ رادیو کوچه

7 سال پیش‌، در اولین روزهای فروردین 1383- نوروز سال 2003- واژه پژاک‌ پا به عرصه اخبار سیاسی درباره کردستان نهاد. با 300 نفر کادر‌، کارش را آغاز کرد و 20 شهریور همان سال بود که تشکیل گروه مسلح پژاک‌ رسمن اعلام و کم‌کم لای خبرها این اسم برای کردها تکرار شد و انگار به پسوند کرد و کردستان نیاز داشت که مطرح شود. و امروز محال است در میان خبرهای مثلن رادیوهای آلمان، بی‌بی‌سی ، آمریکا، فردا و… واژگان ترور، اعدام، بمب با پژاک‌، هم‌نیشین نباشد، و آیا در کرد و کردستان، حرکتی جنجالی مانند گروه مسلح پژاک  تا این لحظه وجود داشته است‌؟ گروه مسلح پژاک‌ که بنا به نوشته لوموند‌، در جهان به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کسی منکر نوآوری نیست، خاصه در دنیای سیاست و دیپلماسی‌، اما بعد از این‌که حزب‌های کومله و دمکرات از کردستان ایران خارج شدند، در ابتدای امر هنوز طرف‌دارانی سینه‌چاک داشتند و هوادارانی حرمت‌گذار، مخالف یا موافق بودنشان با جمهوری نوپای اسلامی در اواخر دهه 50، شاید چندان مهم نبود اما وقتی که صدام حسین آتش جنگ را شعله‌ور ساخت و در میان این احزاب سیاسی کرد، برادرکشی در گرفت و کردها به روی هم‌دیگر تفنگ نشانه گرفتند و این بار اوضاع در افکار عمومی کردستان، تفاوت داشت و هنوز هم – بعد از سالیان – کومله و دمکرات – که رسانه‌های داخلی ایران آن‌ها را گروهک نامیده است- در این باره‌، ترس و توهم دارند، توهم از پرنفوذ بودن در داخل جامعه و ترس از پذیرفتن خطا و جنایت و آن هنگام که به دامان بعث رفتند، دیگر احترامی باقی نماند و روز به روز راه اضمحلال را پیمودند، اما آیا گروه مسلح پژاک ‌خبری نو برای کردها داشت‌؟  آیا همه این خبرها درباره گروه مسلح پژاک‌، دروغ است‌؟

در قدم اول می‌گویند که «نیاز جامعه کردستان، موجب پیدایش پژاک شد»، اما کردها به خون و خوش‌کشی چه نیازی دارند‌؟ عمری چکمه و پوتین و نیزه دیده‌اند، امروزه هم ترقه‌بازی پژاک را، هویت و فرهنگ و زبان‌شان را می‌خواهند پاس بدارند به‌دور از نگاه امنیتی و حضور نظامی، خواهان مشارکت سیاسی‌اند و رفع محرومیت و فقر‌زدایی و نیز مشارکت سیاسی و رشد فرهنگی‌، اما حرکت مسلحانه بی‌هدف و بی‌بند و بار را چه سود‌؟ حزب گروه مسلح پژاک  یا حیات کردستان، آیا به پرورش و باز رشد کردستان انجامید‌؟ یا گروه ضد‌حیات و زیستن سیاسی کردستان شده است‌؟ عامل نظامی امنیتی شدن منطقه کردستان نشده است‌؟

جامعه کردها هم مانند دیگر بخش‌های جامعه ایران، دوران‌های پر‌نشیب و فراز سال‌های دهه 60-70 را پیمودند و بیش‌ترین هزینه را به خاطر وجود کومله و دمکرات، پرداخت کرد هرچند این حزب‌ها بعد از جنگ عراق و ایران، یا بی‌خاصیت شده بودند و یا شاید پیامی و فکری برای مناطق کردنشین نداشتند، در اوایل دهه 70، می‌خواستند که خودی نشان دهند که «اندک شرری هست هنوز»، اما اتحادیه میهنی کردستان عراق، نیروهای سپاه پاسداران را به نزدیکی کویه هدایت کرد تا به بمباران مراکز حزب دمکرات کردستان ایران، بپردازد که شاید پس از ترور شدن مبهم قاسملو، بقایای حزب دیگر هوس مخالفت نکنند و این حزب هم با جمهوری اسلامی ایران، قراردادی امضا کرد که از ان به بعد، هرچه ایران بگوید این‌ها انگشت اطاعت بر چشم نهند و از عبداله رمضان‌زاده می‌پرسم که در پاسخ اظهار داشت که «رابطه کومله و دمکرات با استان‌داری کردستان و اداره اطلاعات‌، دور از چشم مردمان منطقه، آغاز شد.» بعدها محسن رضایی هم در گفت‌وگویم با او، قضیه را کاملن لو داد، حسن‌زاده و گادانی- هم‌نشین قبلی مجاهدین خلق و منشعب شده از قاسملو- گفتند که «ما با اتحادیه میهنی کردستان‌، توافقی را امضا کرده‌ایم»، اما با این حزب کرد عراقی که جنگی در میان نبود.

ر قدم اول می‌گویند که «نیاز جامعه کردستان، موجب پیدایش پژاک شد»، اما کردها به خون و خوش‌کشی چه نیازی دارند‌؟ عمری چکمه و پوتین و نیزه دیده‌اند، امروزه هم ترقه‌بازی پژاک را، هویت و فرهنگ و زبان‌شان را می‌خواهند پاس بدارند به‌دور از نگاه امنیتی و حضور نظامی، خواهان مشارکت سیاسی‌اند و رفع محرومیت و فقر‌زدایی و نیز مشارکت سیاسی و رشد فرهنگی‌، اما حرکت مسلحانه بی‌هدف و بی‌بند و بار را چه سود‌؟

به هر حال ، کومله و دمکرات در دهه 80 دچار انشقاق‌ها و انشعاب‌های پی‌در‌پی شدند و ناگاه گروه مسلح پژاک‌ سبز شد، آن‌هم در ایامی که دوران جمهوری‌خواهان آمریکا و نئوکان‌ها و راست‌های اسراییلی بود و از دستگیری اوجالان هم مدت زیادی نمی‌گذشت،.. در اوایل که بنا به گفته یکی از مقامات امنیتی ایران «هم جمهوری اسلامی ایران با بی‌اعتنایی به آن می‌نگریست و آن را خطری برای امنیت ملی نمی‌دانست که ارزش مقابله داشته باشد» اما مدت طولانی نگذشت که ایران به بمباران نوار مرزی کردستان عراق- از حاج عمران تا پنجوین‌- روی آورد و آن را تهدید رسمی امنیت خود دانست و حتا افراد دستگیر شده را با اتهام محاربه‌، یکی پس از دیگری به جوخه اعدام سپرد…هرچند اعدام نوباوگان ساده‌دل این مرز و بوم هم چاره درد نیست و تنها داغی بر دل مردمان می‌افزاید… مثلن اواخر سال 87 نوار مرزی را گلوله‌باران کرد که‌ مقامات امنیتی عراقی ضمن اعتراض شدید به عمل‌کرد ایران‌، اعلام داشتند ایران وارد خاک عراق شده است که سفیر ایران در پاسخم اظهار داشت «ما وارد خاک نشده‌ایم» و امروزه در ادبیات سیاسی ایران می‌توان فهمید که گروه مسلح پژاک  در کردستان و جنداله در سیستان و بلوچستان را‌، به خاطر تحرکات درون مرزی، خطر‌ساز و دردسری جدی می‌داند که البته تحلیل‌هایی متضاد هم هست که می‌شود شنید، مثلن در مصاحبه‌ام با یکی از ماموران امنیتی فرانسه «از اشتیقاق ایران برای حضور گروه مسلح پژاک ‌در منطقه نام می‌برد و آن را مشابه تمایل ارتشی‌های ترکیه برای ادامه بقای پ‌ک‌ک می‌دانست، که هر دو با استفاده از این دو پتک هدایت شده، می‌توانند بر سر مخالفان خود بکوبند «اما این تحلیل شاید مطرح کردنش، برای مقامات ایران و ترکیه، چالش برانگیز باشد و چندان خوشایندشان نباشد…گرچه ژنرال ترک، باش بوغ، گفته بود که ایران و ترکیه علیه این حزب، هم‌کاری می‌کنند، و کارشناس امنیت مرزی در وزارت کشور ترکیه  اظهار می‌دارد «محور دیپلماسی- امنیت میان ایران و ترکیه‌، برخورد با گروه مسلح پژاک  شد و هر دو کشور گاهی مقامات اقلیم کردستان را متهم ساخته‌اند که نسبت به پ‌ک‌ک و گروه مسلح پژاک  بی‌تفاوت است اما بارزانی هر از گاهی وعده هم‌کاری می‌دهد اما حکایت پشت پرده این است که پ‌ک‌ک و گروه مسلح پژاک‌، خارج از توان و سلطه اوست. گاردین هم نوشت که هدف ایران از بمباران و درگیر نظامی و آتش بار توپ‌خانه و … شاید مقابله با حزب پژاک است و می‌داند عواقب تحریک همسایگان را اما می‌خواهد به مقامات اقلیم که سر و سری هم با اسراییل دارند، هشدار دهد که هم‌کاری‌اش برای مقابله با پژاک ضروری می‌نمایاند و یکی از مقامات ارشد کشور عراق چنین پاسخی برایم دارد «پ‌ک‌ک و پژاک، دو روی یک سکه است اما شاید بدون مجوز دولت اقلیم، فعالیت دارند و ما هم از حضور اسراییل در کردستان، بی‌خبر نیستیم اما چه باید کرد‌؟»

شاید ماهیت گروه مسلح پژاک ‌هرگز شفاف و روشن برای مردم کردستان و یا جامعه رسانه‌ای‌، تشریح نشد و انگار این ابهام ضروری است اما هر از گاهی فعالیت‌های عملیاتی گروه مسلح پژاک ‌علیه نیروهای نظامی و امنیتی ایران، در رسانه‌ها مطرح می‌شود که به انفجار مین، کشته و مجروح ساختن پاسداران و حتا جنگل بان، پلیس، سرباز انتظامی‌، مامور راهنمایی و رانندگی و… مرتبط است

تفکر گروه مسلح پژاک‌، شبه نظامی چپ‌گرا‌، آپوگرایی مطلق و منحط است که به ترویج پیروی از افکار اوجالان می‌پردازد. گروه مسلح پژاک‌، شاخه ایرانی پ‌ک‌ک مائوئیست‌،‌ در بخش شرقی کوهستان‌های قندیل، فعالیت دارد که شاید 5 ساعت پیاده از مرز ایران فاصله دارد. فعلن که مسوول گروه مسلح پژاک‌ را عبدالرحمن حاج احمدی معرفی کرده‌اند، مشهور است که با وجودی که بارها انشعاب‌هایی رخ داد و افرادی که صلاحیت و مشروعیت این شخص را به چالش می‌کشند، از پ‌ک‌ک جدا می‌شوند و بعد در شرایطی نامعلوم و مکشوک، کشته می‌شوند و انشعاب‌های درونی مانند شبکه‌ای مافیایی، مطرح نمی‌شود و یا در نطفه خفه می‌شوند…

شاید ماهیت گروه مسلح پژاک ‌هرگز شفاف و روشن برای مردم کردستان و یا جامعه رسانه‌ای‌، تشریح نشد و انگار این ابهام ضروری است اما هر از گاهی فعالیت‌های عملیاتی گروه مسلح پژاک ‌علیه نیروهای نظامی و امنیتی ایران، در رسانه‌ها مطرح می‌شود که به انفجار مین، کشته و مجروح ساختن پاسداران و حتا جنگل بان، پلیس، سرباز انتظامی‌، مامور راهنمایی و رانندگی و… مرتبط است و یا هر از گاهی کمپین‌های رسانه‌ای، برای جلوگیری از اعدام یکی از افراد گروه مسلح پژاک  در دنیای مجازی اینترنت و یا روزنامه‌های خارج از کشور، ایجاد می‌شود و برای تهییج افکار عمومی و مظلوم‌نمایی، این افراد را اکثرن معلم، روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر، دانش‌آموز، دانش‌جو و… نامیده‌اند و کم‌ترین مخالفتی هم با بیش‌ترین هجمه فحاشی‌های رسانه‌ای مواجه بوده است اما آیا از این القاب و عناوین فرهنگی و نهادهای مدنی سواستفاده نمی‌کند‌؟‌… از ماجرای شوانه قادری (‌کمال اسفرم‌) که در سالروز ترور دکتر قاسلمو در مهاباد، کشته شد، و بعد آن را قهرمان نامیدند اما افکار عمومی کردستان، نظری خلاف آن داشت، و یا حکایت‌های افسانه‌ای درباره زندانیان پژاک  و این حکایت هم‌چنان باقی است …

گروه مسلح پژاک  از روز اول شعارهای بزرگ و گاه غیر‌عملی و متفاوتی را مطرح و رسانه‌ای کرده است ، مانند «مسئله کرد در چهارچوب تحرکات دمکراتیک ایران» اما شاید بتوان این پرسش محترمانه و ساده را مطرح کرد که تحولات مسالمت‌آمیز و سیر جریان دمکراسی در جامعه ایرانی، چه سنخیتی با ترور دارد ؟… در چه بسیاری از مصاحبه‌هایی با افراد گروه مسلح پژاک ، این جملات تکرار شده است «می‌خواهیم در ایران دمکراسی بیاوریم‌، ما قوی‌ترین اپوزیسیون در ایران هستیم، ما آزادی فکری و سیاسی می‌خواهیم و …» اما کدام دمکراسی در جهان از ماشه تفنگ و میدان مین می‌گذرد؟ اپوزیسیون در داخل منازعه سیاسی کنار مردم جامعه دارای ارزش است یا بیرون از مرزها‌؟ اپوزیسیونی که ابزارش تولید فکر و ممارست سیاسی و شیوه دیپلماتیک در رفتار با حکومت را در نظر دارد موفق می‌شود یا آن‌که به ترور 2 مامور نگهبانی در یک روستای دور افتاده دست می‌یازد‌؟ و ….از طرفی ابراز می‌دارند که کشور مستقل کردستان نمی‌خواهیم و از طرف دیگر مشهور است که نقشه کردستان بزرگ را منتشر و توزیع می‌کنند …گروه مسلح پژاک معتقد است که میان روشن‌فکر و دانش‌جو و هنرمندان کردستان، محبوب قلب‌ها است اما کدام انسان اهل فکر مدافع ترور است و سو‌استفاده از کرد و کردستان در زیر لوای تروریسم و ضد‌امنیتی رفتار کردن‌؟

راقم این سطور یک بار در سال 1386 به شمال حاج عمران و نزدیکی اردوگاه گروه مسلح پژاک‌ رفت، مسوول رسانه‌ای سفارت آمریکا در بغداد هم هم‌راه ما بود، آن روز سرکشی یک نیروی نظامی به داخل قندیل بود و اجازه ورود ما ممکن نشد (‌آن‌کس که پرس‌و‌جو کرد و پاسخ منفی به ورود ما‌، بیان داشت از کرد‌های سوریه بود و هم‌کار مسلحش نیز کرد ترکیه و هر دو دارای 18-20 سال سن… کرد ترکیه و سوریه و حضور در حزبی مدعی ایرانی بودن برایم جالب بود و سال بعد از آن‌- بهار 2008‌- فرمانده پژاک‌، چیا- از کردهای ترکیه- در مریوان کشته شد) وقتی ماشین نظامی آمریکایی‌ها از کنار پست بازرسی عبور می‌کرد بادی از غرور به غبغب انداخته بودند و به ما تذکر می‌دادند که زودتر از آن‌جا عبور کنیم و دور شویم، اما ماشین حامل ما هم مربوط به سفارت آمریکا در عراق بود، اما برای ما قضیه متفاوت بود،‌ انگار اسم آمریکا برایشان نوعی اطمینان و تکیه‌گاه بود.  یکی از ماموران امنیتی آمریکا در عراق شب آن روز از تردیدهای زیاد آمریکا نسبت به این گروه مسلح پرده برداشت که کمک فعالی ندارند و بعدها سیمور هرش در مجله نیویورکر نوشت که گروه مسلح پژاک  از آمریکا و اسراییل کمک دریافت می‌کند‌ و 23 اکتبر 2007 بود که نیویورک تایمز گزارش ویدئویی از گفت‌وگو با یکی از اعضای گروه مسلح پژاک  را منتشر کرد که «ما با آمریکا رابطه داریم» و یکی از مقامات گروه مسلح پژاک‌ هم در بولتن آتلانتیک اظهار داشت که «ما با مقامات آمریکا گفت‌وگو کرده‌ایم» اما آن‌چه از لفافه سخنان کارشناسان سیا مشخص شده است‌، برخی از افراد نئوکان و تند‌رو آمریکایی هستند و سازمان سیا در گزارش محرمانه خود به ریاست جمهوری، نظر مثبتی را درباره این گروه اظهار نداشته است و حتا ژنرال پترائوس در گفت‌وگویم  با او، اظهار داشت که «ایران بارها گفته است که بریتانیا و آمریکا از این‌ها حمایت می‌کند، من درباره بریتانیا حرفی ندارم‌،خودشان اعتراف کنند، اما ما نظر خود را قبلن اظهار کرده‌ایم و نیازی به تکرار نیست» و شاید منظورش همان گزارش شرق‌الاوسط از سخنان معاون خزانه‌داری آمریکا، استوارت لوی  در اواخر 87، باشد که گروه مسلح پژاک  را تروریست نامید، ما مدتی بعد، از م.‌س. کارشناسان پنتاگون  سوال کردم و مرا به سخنان علی باباجان، وزیر خارجه ترکیه، حواله داد که به آسوشیتد پرس گفته بود «ترکیه و آمریکا در مبارزه با پ‌ک‌ک هم‌کاری می‌کنند»،  این کارشناس گفت «گروه مسلح پژاک‌ با آب و تاب از حمله نظامی ما به ایران دفاع می‌کند و توان خود را چند برابر نشان می‌دهد اما براندازی کشوری مانند ایران با مجاهدین خلق و گروه مسلح پژاک‌ و جنداله ممکن نیست، یک پروژه سنگین نظامی‌-‌سیاسی است و ما آن‌ها را تشویق به حمله نکرده‌ایم، بلکه کاملن برعکس بوده است‌. شاید در زمان‌های جداگانه کمک‌هایی توسط دوستان ما شده باشد اما چندان قابل توجه نیست و از وسعت و میزان نفوذ انها هم در جامعه کردستان اطلاع داریم، آن‌ها حتا خواهان کمک ما به پژاک برای انفجار مراکز هسته‌ای و تاسیسات فنی ایران بوده‌اند که نپذیرفته‌ایم «روزنامه لوموند هم بعدها نوشت که گروه مسلح پژاک از کشورهای غربی مخالف برنامه هسته‌ای ایران خواسته‌اند که آن‌ها را کمک کنند تا از لیست تروریست‌ها بیرون بیایند.»

با عثمان اوجالان-برادر عبداله (‌آپو)- دیدار می‌کنم، در برابر خبر لبخندی بر لب داشت اما چیزی مطرح نکرد، شاید آن تبسم تایید رابطه گروه مسلح پژاک‌ با آمریکا بود و تابستان 1387   که حاج احمدی ‌در آمریکا از دیدارهای خود نام برد  اما کارشناس اینترپرایز انستیتو اظهار می‌دارد که «این دیدارها را دوستان اسراییلی ما تهیه و تدارک دیده‌اند، ما حرف‌های گروه مسلح پژاک  را شنیدیم اما دلیلی ندارد که اسم آن‌ها را از فهرست تروریست‌ها حذف کنیم.» و کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ناتو و ایران‌، هنوز هم گروه مسلح پژاک‌ را تروریست می‌دانند البته مبرهن است که در دست‌گاه دیپلماسی آمریکا همیشه این نوع رفتار دوگانه و متضاد، وجود داشته است و به هر حال در جامعه چند صدایی، چنین امری غیر عادی نیست، در اواخر 2007 هم اردوغان در سفر به آمریکا و دیدار بوش خواست که آمریکا از سیاستش رفع ابهام کند که از سویی با پ‌ک‌ک مخالف است و از سوی دیگر با پژاک هم‌کاری می‌کند که بازوی ایرانی پ‌ک‌ک است.

ژنرال پترائوس اظهار داشت که «ایران بارها گفته است که بریتانیا و آمریکا از این‌ها حمایت می‌کند، من درباره بریتانیا حرفی ندارم‌،خودشان اعتراف کنند، اما ما نظر خود را قبلن اظهار کرده‌ایم و نیازی به تکرار نیست»

اما آمریکایی‌ها چندان تمایلی به ایجاد رابطه ندارند و از افشا وجود هر رابطه‌ای با گروه مسلح پژاک ‌پرهیز دارند، اما خود افراد گروه مسلح پژاک‌ با اغراق سعی در افشای این قضیه دارند، و آن را کاملن رابطه‌ای جدی و تنگاتنگ می‌دانند. علی لاریجانی در سال 86 آمریکا را متهم کرد که گروه مسلح پژاک‌ را تقویت می‌کند و یکی از مقامات امنیتی ایران اظهار می‌دارد که «همان‌طور که ما پرهیزی از کمک علنی به نیروهای حزب‌اله لبنان نداریم، اسراییل هم برای مقابله با ما از این گروه حمایت می‌کند» و البته برخی از روزنامه‌نگاران عرب هم در سال 2007 ضمن اشاره به جاسه اسراییلی‌ها و آمریکایی‌ها با گروه مسلح پژاک‌ در کرکوک، اظهار داشتند که اسراییل حامی مالی گروه مسلح پژاک  است و یکی از مقام‌های امنیتی یونان هم در گفت‌وگویم ابراز داشت که «آمریکا سعی در دخالت قومیتی و شاید خلق نوعی گسست قومی در ایران باشد.» اما در گفت‌وگویم با وزیر خارجه اسبق آمریکا اظهار داشت که «آرامش و صلح در منطقه در اولویت سیاست آمریکا قرار دارد و گروه مسلح پژاک  اولین حربه و دست‌آویزش بازی با الفاظ و فریب افکار عمومی کردستان است وگرنه برنامه‌ای روشن و مشخص نه در دیپلماسی خارجی و نه در رفتار با مردم کردستان ندارد»، آیا حق با اوست‌؟. ترور را به حقوق بشر چه‌کار‌؟

گروه مسلح پژاک‌ در اوایل‌، به عنوان یک ناشناس مدعی‌، مورد استقبال کومله و دمکرات قرار نگرفت و حسن شرفی در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی، گروه مسلح پژاک‌ را غیر‌شناس‌نامه‌دار و غیر‌جدی نامید اما امروزه گروه مسلح پژاک‌ برای خود در ظاهر امر «رسالتی تاریخی متصور است و خود را منجی کردستان و مبارز جدی احقاق حق ملت کرد می‌داند و نماینده اکثریت کردهای ایران و نشانه بارز آرمان کردها»، اما واقعیت امر این است‌؟ آیا حقیقت مسلم کردستان امروز، گروه مسلح پژاک  است‌؟

گروه مسلح پژاک  خود را شاخه کردی پ‌ک‌ک می‌نامد، از حمید درویش در سوریه شنیده‌ام که «اوجالان به کمک اداره امنیت سوریه، بیش از 11000 جوان کردستان سوریه را به خاطر آرمانی موهوم، گوشت دم توپ کرد و کردستان سوریه را خالی از نسل جوان و پتانسیل مخالفان کردها کرد» و امروزه هم گروه مسلح پژاک‌ در روستاهای کردستان سعی در جذب نیرو دارد اما با استقبال و مقبولیتی روبه‌رو نشده است. اوجالان در ابتدا سعی در تسلط بر هر 4 منطقه کردنشین در کشورهای ترکیه و سوریه و ایران و عراق داشت اما سخن عدنان مفتی جالب توجه است که «اول با ایران هم‌کاری داشت و در عراق هم علیه صدام، 1 گلوله شلیک نکرد» و اوجالان پس از حمایت سوریه، پشتیبانی نظامیان تند رو ترکیه- و طرف‌دار اسراییل-را به دست‌آورد و وقتی سخنان حاج‌احمدی منتشر شد، کسی نمی‌دانست که شاخه کردستان ایران، یعنی چه‌؟ کردستان ایران چرا باید طرف‌دار و پیرو اوجالان باشد‌؟ آن‌هم کسی که موقع دستگیری‌اش در برابر دادگاه ترکیه، گفت‌: من ترکم.

مسعود بارزانی اما سخنان او و حمایت اسراییل از گروه مسلح پژاک ‌را جدی گرفت، که بنا به ذهنیت او، شاید در خاورمیانه جدید مورد نظر آمریکا، پ‌ک‌ک و گروه مسلح پژاک‌ حائز اهمیت باشند، حزب‌های اقماری خه‌بات را زیر چتر گرفت و بعد هم‌ PAK ‌ تاسیس شد که علی قاضی- بورسیه و هم‌کار اسبق ساواک ایران‌-‌ بر کرسی آن تکیه زد و هر دو حزب ضمن مداحی اغراق‌آمیز و دور از واقعیت بارزانی‌ها‌، مترصد آن فرصت موهوم نشسته‌اند که اگر در ایران فردا روز اتفاقی رخ دهد، کدخدا و صاحبی برای کردستان ایران در آستین پرورده شده باشند، و بعد پاراستن- نیروهای امنیتی حزب دمکرات کردستان عراق- سعی در تشویق و ترغیب انشعاب‌های مکرر درون دمکرات و کومله داشت و به ملعبگان دست بارزانی، مبدل شدند.

بی‌بی‌سی اعلام کرد که در 8 مارس 2010 حاج‌احمدی در آلمان دستگیر شد و ایران می‌خواست پس از ماجرای ریگی‌، دومین موفقیت اطلاعاتی خود را تبلیغ رسانه‌ای کند، اما آلمان خواسته ایران را نپذیرفت و پس از چند روز وی را آزاد کرد. در گزارش‌های امنیتی ایران و ترکیه و بلژیک و سویس  و یونان‌، حضور فعال برخی از کردها- مانند پ‌ک‌ک‌ و گروه مسلح پژاک‌‌- در ترانزیت از مناطق کوهستانی و پخش مواد مخدر مورد توجه کارشناسان سیاسی و امنیتی قرار گرفت که برای تامین مالی عملیات‌ نظامی و رسانه‌ای خود از آن سود می‌جویند. محمد مشتاق، سرپرست سابق بخش فارسی رادیو ترکیه در مصاحبه با دویچه‌وله آلمان گفت «یکی از عناصر تامین هزینه سازمان تروریستی پژاک و سازمان تروریستی پ‌ک‌ک‌، قاچاق مواد مخدر است» و کارشناس امنیتی یونان در این باره اظهار می‌دارد که «گروه مسلح پژاک  و پ‌ک‌ک از نوار مرزی کردستان ایران تا ترکیه و سوریه و قبرس و یونان و سپس آلمان، مافیای عجیب و غریبی دارند که قبلن از الفتح فلسطینی‌ها‌، دیده بودیم و مواد مخدر فعالیت مرموز این گروه‌ها است» و هم‌چنین کارشناس سیا در مصاحبه با راقم این سطور در سفارت آمریکا، ضمن تایید هشدار کشورهای عضو ناتو به ترویج تروریسم پ‌ک‌ک‌ و گروه مسلح پژاک‌ در برخی از جاهای اروپا، به قاچاق مواد مخدر توسط این افراد تاکید داشتند و بسیاری از افراد این‌ها در آلمان حضور دارند. همان‌طور که بارزانی‌ها در ترکیه و یا کشورهای دیگر مافیای اقتصادی برای خود تهیه و تدارک دیده‌اند، این گروه‌های مسلح کرد هم خرج ترقه بازی خودشان را معمولن از این‌گونه راه‌ها‌، تامین می‌کنند، همیشه می‌خواهند در کردستان جنجال و ناامنی باشد، که خود منتفع شوند و این ربطی به مسایل سیاسی ندارد و ما از تروریسم و مافیای مواد مخدر که حمایتی نمی‌کنیم.» و البته توماس رنار هم در مقاله‌ای اشاره داشت که «درآمد پ‌ک‌ک از مواد مخدر 640 تا 800 میلیون دلار در سال  است»، چه شغل شرافت‌مندانه‌ای.

در این 7 سال‌، چه دست‌آوردی برای مردم شریف و نجیب کردستان داشته‌اید‌؟… هر تهمتی می‌زنید، مهم نیست دیگر…در عین احترام و ادب و کرنش به مردمان سرزمین مادری‌ام، حق دارم از شما مغول‌های تاراج‌گر و پر فریب سرزمینم، پرسش کنم.

به‌راستی هنوز هم نمی‌شود درباره گروه مسلح پژاک‌ نوشت‌؟، با وجود این اخبار رسانه‌ای‌، چه سخنی برای نسل جوان کردستان امروزه روز دارند‌؟ قندیل آرمان‌هایش فرو می‌ریزد‌؟ شاید برگ‌های تاریخ، سخنی دیگر بگویند، حاج‌احمدی برای کردستان، سخنی تازه دارد و یا این‌که کردستان و آرامش و امنیت آن را فدای هوس قدرت و ماموریت مافیایی خود می‌کند‌؟ به‌راستی چه باید گفت‌؟ آیا مطرح کردن این پرسش‌ها‌، دشمنی با کرد و کردستان است‌؟ اما این همه شتاب و خشونت  و شعار برای اثبات چیست‌؟ 2 دهه هزینه دادن مردم کرد به خاطر متهم شدن به هم‌کاری با کومله و دمکرات کافی نیست‌، که امروزه هم ترقه‌بازی گروه مسلح پژاک‌ برای مردم کردستان، این تهدید امنیتی را به ارمغان بیاورد‌؟ الان که نسل قبل از ما می‌گویند شانس آوردیم که چپ‌ها و کمونیست‌ها در ایران، قدرت را به دست نگرفتند، آیا نسل جدید کردستان هم می‌تواند بگوید که شانس آوردیم گروه مسلح پژاک  اختیار کنترل کردستان را در دست نگرفته است‌؟ حال کاری به بودن یا نبودن جمهوری اسلامی نداریم، فرضا دوران هخامنشی است یا نادر شاه افشار و یا کریم خان زند و یا رضا شاه اول، آیا امنیت و آرامش کردستان، قربانی مافیای گروه مسلح پژاک  نشده است‌؟ بودن گروه مسلح پژاک- جز منافع خودشان- چه سودی برای کردستان دارد‌؟ این همه استعدادهای جوان آرمان‌گرا و احساسی، چرا باید قربانی گروه مسلح پژاک‌ شود ؟ و یا مادرانی که منتظر اعدام جگر‌گوشه‌های فریب‌خورده‌شان هستند نمی‌توانند در بغض گلویشان فریاد برآورند که عملیات ایذایی و نظامی برای آزاد کردن کردستان است یا کسب سود قاچاق مواد مخدر در پناه ترور؟…نسل جوان هوش‌مند و فرهیخته و صادق، آینده‌سازان چرا هزینه شما را بدهد؟ هزینه کوتوله‌هایی که از کرد و کردستان سو‌استفاده‌ها می‌کنند‌، هجری، شرفی، حسن‌زاده‌، گادانی، برادران مهتدی، علیزاده، ایلخانی‌زاده، قطبی، حاج احمدی، علی قاضی، پزدان‌پناه و … سم‌های تاریخ معاصر کرد و کردستان نیستند که جریان فکری نسل جوان کرد را در جهت مطامع شان مسموم می‌کنند؟ مثل بارزانی در جهت مطامع اسراییل کار کنند و خود را عین کرد و کردستان بنامند، یعنی کردستان این‌قدر سرزمین کوتوله‌ها شده است و نسل جوان مردگانی بی‌تحرک ؟ … اما یقین دارم که نیک می‌دانند «فریبت می‌دهند این سرخی بعد از سحرگه نیست.»

و چه کسی بهتر از حاج‌احمدی و مافیایش، ‌که آرام و بدون غلیان احساسات و آسمان و ریسمان به‌هم بافتن و توهم، پاسخ‌گوی این پرسش‌های ابتدایی در هر ذهن پرسش‌گر کرد و کردستان باشند‌؟ نه آن‌که هوادارانش را مانند سگ هار در رسانه‌های مجازی رها کند که تا پاسی از نیمه شب واق واق کنند، من مامور وابسته به ناکجا آباد هم نیستم آقا، هنوز هم‌کار نشده‌ایم و جان کسی را هم نستانده‌ام، این مطلب ساده هم‌ در سایت هم‌دمی اسراییل منتشر شود یا سایت پنتاگون و یا سایت ایرنا، مهم نیست، مهم شک کردن و پرسش‌گری است… دنیای امروز، دنیای ترساندن و فحاشی و اتهام زنی نیست، دنیای منطق است و گفت‌وگو و من مورخ درباره گروه مسلح پژاک‌ در آینده چه بنویسم‌؟ شما هم مثل جمهوری اسلامی ایران و هر حکومتی و هر حزب و گروه و سازمان دیگری در جهان، میهمان تاریخ هستید، دیر یا زودش مهم نیست، درباره گروه مسلح پژاک ‌چه باید نوشت‌؟ چه گفت‌؟ در این 7 سال‌، چه دست‌آوردی برای مردم شریف و نجیب کردستان داشته‌اید‌؟… هر تهمتی می‌زنید، مهم نیست دیگر…در عین احترام و ادب و کرنش به مردمان سرزمین مادری‌ام، حق دارم از شما مغول‌های تاراج‌گر و پر فریب سرزمینم، پرسش کنم.

***

در نوشتن این مطلب با این افراد مصاحبه شده است‌: عبداله رمضان‌زاده ، مقام امنیتی عراق‌، سفیر ایران در عراق‌، مامور امنیتی فرانسه‌، کارشناس امنیت مرزی در وزارت کشور ترکیه‌، عثمان اوجالان‌، مامور امنیتی آمریکا در عراق‌، ژنرال پترائوس‌، م. س. کارشناس پنتاگون، ‌مقام امنیتی یونان‌، مقام امنیتی ایران در شورای عالی امنیت ملی‌، وزیر خارجه اسبق آمریکا‌، حمید درویش‌، کارشناس سیا در سفارت آمریکا- ترکیه ، حسن‌زاده و گادانی، کارشناس اینترپرایز انستیتو.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱۴ Comments


  1. sirvan
    1

    محقق تاریخ معاصر”
    ‌افزاید… مثلن اواخر سال ۸۷ نوار مرزی را گلوله‌باران کرد که‌ مقامات محقق تاریخ معاصر”
    مثلا یا مثلن

    رادیو کوچه:
    با احترام این رسم نوشتاری در کوچه است
    از تنوین استفاده نمی شود


  2. Serok Bokanî
    2

    آقای عرفان قانعی فرد شخصی مزدور و سرسپردهء رژیم آخوندی مدت زمان زیادی هستش که دستهای خیانتکارش برای مردم کورد و کوردستان رو شده. خوشبختانه ملت کورد در هر کجای کوردستان که باشند آگاهند و امثال این شخص که جیره بگیر رژیم تروریستی آخوندی هستند را کشف کردند. کسانی مثل کاوه قریشی، مختار زارعی، دیاکو هورامی و آسو صالحی به اضافهء خیلیهای دیگه. رژیم فاشیستی ایران باید این را بداند که این حنا دیگه برای ملت کورد رنگی ندارد. پژاک ملت کورد هستش و ملت کورد هم پژاک.


  3. رادیو کوچه
    3

    رادیو کوچەی عزیز، با طمئنینەی بیشتری کار کنید
    —–
    رادیو کوچه:
    با سپاس مهر شما و توجهی که به کوچه دارید. اجازه بدهید کوچه محل تضارب آرا باشد و اگر نظری نیز شما دارید بی شک کوچه موظف به انتشار آن است.


  4. asos
    4

    تضارب آرا چه صیغه ای یه؟ من از کسانی بودم که مرتب به این وبسایت سر میزدم، ولی الان دیگه واقعن از برخوردتون با مسئله ی کورد متاسف شدم. آین مرد ارزش این رو نداشت تا دل خوانندگان کوردتون رو برنجونید. اگر نمی دونستید این کیه، از یک روزنامه نگار مستقل می پرسیدید بهتون میگفت. اصلن نمیگم که از حزبا بپرسید. یک نگاه خواندن این مطلب بهتون میگه که این نوشته هیچ ارزشی نداره مگر اینکه بخواهید جنجال نویسی بکنید. من وابسته به هیچ حزبی نیستم ولی احترام کامل دارم به خونی که کوردها در راه آرمانهایشان ریخته اند. کاش شما هم احترام می گذاشتید و اجازه نمیدادید این مرد از وبسایت شما استفاده کنه. فقط اینو تکرار کنم که مخاطنب من در این نظر سایت کوچه است و ارزشی برای چرندیات این مرد قایل نیستم


  5. hiva molanya
    5

    in nadan mozdor ast u bas faqat be fekre tafraqe andakhtan bin mletat kurd mibashd vali hich waqt namitonad hich kary u bkonad


  6. ابراهیم
    6

    با این همە اقای مورخ خیلی ممنون کە با خوندن این نوشتە پر چرت و پرت شما اعتقادم نسبت بە پژاک و پکک خیلی بیشتر از سابق شد و بە این ایەی شریف ایمان اوردم کە پژاک و پکک روح کرد و کردستان است


  7. کرماشان
    7

    دوستان کوچه این نوشته پر است از تناقض گوی، این کارشناسان امنیتی بی نام و نشان کی هستند؟ بارها در رسانه های کردی و حتا فارسی دروغهای قانعی فرد در مورد مصاحبه های موهوم آمیز و کتاب دزدی فاش شده است. از طرفی میگوید ترقه بازی و از طرفی دم از بمباران مناطق مرزی با آنچه که او ترقه بازی نامیده است میزند و آن ترقه بازان را خطری جدی برای امنیت ایران میداند. واقعن این نوشته بیشتر من را به پژاک نزدیک کرد که این همه چرت و پرت و افترا و توهین نوشته است. خوب چی شده این همه قاچاقچی مواد مخدر در زندانها مقاومت میکنند و طلب بخشش نمیکنند. بالاخره نفهمیدیم این بابا میخواهد بگوید پژاک با عوام فریبی عضو گیری میکند و یا جوانانی دانشجو و تحصیل کرده و با شور و نشاط به آنها میپیوندند. در مبارزات دیگر بخشهای جهان هم جوانان پر شور، دانشجویان، زنان و اقشار مختلف جامعه به صفوف مبارزه میپیوندند و مبارزه و مقاومت را شروع میکنند. خوب اگر پژاک نتوانسته عضو گیری کند و در جامعه کردستان محلی از اعراب ندارد چرا شما به واهمه و استرس زده اید. خوب موقعی مردم قبولش ندارند بیخیالش شو. اما فکر میکنم استرستان بر عکس این را نشان میده.


  8. رضا حمزه‌ای
    8

    دوستان! در کردستان کسی نیست که‌ پدیده‌ی کهنه‌ شده‌ی عرفان قانعی فرد را نشناسد. عرفان کسی است که‌ کتاب مصاحبه‌اش با شجریان در ایران چاپ شد بدون اینکه‌ شجریان از این جریان اطلاع داشته‌ باشد!!!
    آیا لیست نامهایی که‌ این تاریخ نگار فهرست بندی کرده‌ است و گویا با آنها مصاحبه‌ داشته‌ واقعی است؟ آیا اگر واقعی نیست فقط کمی در باره‌ آن غلو کرده‌؟ آیا کسی که‌ بتواند به‌ چنین افرادی دسترسی داشته‌ باشد از کلمات احساساتی در مقاله‌اش استفاده‌ میکند و یا گمانها و حدسیات خود را بیان میکند؟ آیا ژنرال پترائوس حاضر به‌ مصاحبه‌ با شخضی میشود که‌ فقط در یک مورد خاص از او نظر خواهی شود؟
    بدون اغراق عرفان به‌ نوعی (هخا) ی کردهاست. شخصیتی که‌ در پی یافتن مطلوب نداشته‌ و پنهانش چه‌ دلقکبازیها و کارها که‌ نمیکند. عرفان به‌ چیزی جز باورپذیری ما احتیاج ندارد، چراکه‌ باید برای این گشتن و پیدانکردن توامان، موتور توهم‌اش به‌ سوخت روز افزون برسد .


  9. رضوانی - تهران
    9

    دم آقای قانعی فرد و رادیو کوچه گرم

    این تروریست ها هم چرند می بافند
    زده اید به لانه زنبور

    این وحشی های هار بروند دنبال ترور

    ممنون آقای قانعی فرد و رادیو کوچه


  10. خلیقی - بانه
    10

    این کرماشان همان جلیل آزادیخواه کومله تروریست است
    شما را به شجریان چکار ؟

    استاد در روزنامه شرق از ناشر گله کرد نه قانعی فرد

    شما سواد فارسی ندارید ما که داریم

    این تروریست های تجزیه طلب حق شان مردن است

    آقای قانعی فرد که نرفته حزب قاچاقچی درست کند
    و بعد سر مردم کردستان را کلاه بگذارد

    شما هم با این فحاشی های چرندیات همان بهتر بروید در دامان همان تروریست های کومله و پژاک


  11. سرمست- سنندج
    11

    بروید سایت تابناک و بولتن وزارت اطلاعات را ببینید

    http://www.bultannews.com/fa/news/43771/ترور-و-کشتار،-هدیه-«پژاک»-برای-مردم-«کردستان»

    http://www.tabnak.ir/fa/news/156353/ناآرامی-و-خونریزی،-هدیه-«پژاک»-برای-مردم-«کردستان»

    ببینید این متن کوچه را سانسور کرده اند چون به ضرر جمهوری نا اسلامی ایرانی است

    این اقا وابسته به سیا است یا اسرائیل یا عراق یا ایران مهم نیست

    مهم این است می سوزید از این افشاگری

    زنده باد گفتن حق و حقیقت

    و مرده باد تروریست های کرد و کردستان و بارزانی بی شرفتان


  12. راشد- مریوان
    12

    آقای سادیسمی که نوشته ای ” عرفان قانعی فرد شخصی مزدور و سرسپردهء رژیم آخوندی ” است
    شما که نان اسرائیل را می خورید و پر رو پر رو می نویسید ما کشتیم؛ دم از آژادی می زنید ؟ دستهای خیانتکار شما برای مردم ایران زمین رو شده. خوشبختانه ملت آگاهند و امثال شماها تروریست های جیره بگیر رژیمها و تروریست را می شناسد

    بروید عمو قاچاق مواد مخدرتان را بکنید
    آپژاک ملت نیست یک توهم مزخرف و سم است

    دست همه روشنفکران بزرگ کردستان را می بوسم
    و دست رادیو گوچه هم درد نکنه

    زنده باد آزادی بیان


  13. asos
    13

    حالا تو چرا زور میزنی کە حتمن اسم یک شهر کوردی رو به اسم های مستعارت اضافه کنی آقای راشد و سرمست و خلیقی (و احتمالن رضوانی). کورد بودن به اسم و شهر نیست تا بیای اینجا و از هم مرامت دفاع کنی، کورد بودن غیرت میخواهد و آزادگی. اگه کاری از دستتون بر میاد برای حل مسئله ی کورد بکنید وگر نه دری وری گویی نکنید… چاره ی ماها بدست کی افتاده به خدا! همه ش تقصیر شماست کوچه


  14. دامون روزبه
    14

    آقای عرفان قانعی فرد! متاسفم برای شما که با عنوان یک کرد، کسانی مانند فرزاد کمانگر را دانشجویان گول خورده می‌نامید!