Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
شهر خدا چه جور جایی است؟

«آن کسی که قرار است برود، شمایید»

2011 April 10

آن‌چه در این بخش می‌آید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

کاوه احمدی علی‌آبادی

منبع: دانشجو نیوز

کسی که به اسلام عقیده ندارد، باید برود، مگر در این مملکت تنها مسلمانان زندگی می‌کنند؟ این کشور به ادیان مختلف تعلق دارد و همان‌قدر که مسلمانان در آن صاحب حق هستند، سایر ادیان نیز دارای حق هستند، حتا پیروان ادیانی که تازه به این کشور آمده‌اند. توجه داشته باشید که زرتشتیان و مسیحیان و ماندایی‌ها، پیش از مسلمانان در ایران زمین سکنا گزیدند و اگر حکم بر سابقه باشد، بیش از شما سابقه دارند و هیچ کس حق ندارد که برای آنان تعیین تکلیف کند. در گام نخست سخن از دین نیست، سخن از حق و مالکیت است. می‌توانید به صرف مسلمان بودن، اموال کسی را مالک شوید یا چیزی از زندگی او را برای خود بردارید یا او را محروم سازد که دین ندارد یا دینی دیگر را اتخاذ کرده است؟ همان اسلامی که از آن سخن می‌گویید و کم‌ترین سوادی درباره آن ندارد، هم‌چنان که برخلاف نظام‌های کمونیستی سابق، برای مالکیت فردی حقانیت قائل شده برای هر حوزه‌ای که به حقوق فردی مربوط شود، حقانیت بخشیده و به دیگران- حتا پیامبران- اجازه تجاوز به آن را نمی‌دهد و پیروان‌اش را از آن منع می‌کند. شغل، سمت و هر مزایایی که یک انسان می‌باید از آن برخوردار باشد و حتا در زمان پیامبر نیز به خاطر دینی متفاوت حقوق و اموال کسی را تصاحب نکردند، شما نمی‌توانید از آنان سلب کنید. این مملکت به سایر ادیان نیز تعلق دارند و این جزو مالکیت و حقوق شان است و هیچ‌کسی نمی‌تواند آن را از ایشان سلب کند. شما در هر مقامی که باشید، حق و جرم را تعریف نمی‌کنید و تنها این قانون است که تعیین حق و جرم می‌کند و شما تعیین کننده نیستید و اگر چنین کنید باید خود را برای محاکمه در دنیا و آخرت آمده کنید.

متاسفانه این مسوولان غیرمسوول مدام سر کارهای مختلف به عنوان وکیل و نماینده و وزیر گذاشته می‌شوند و بر ستم‌ها و رفتارهای غیرمسوولانه می‌افزایند؛ نام آن را هم گذاشته‌اند، دولت امام زمان.

نگارنده در مقاله شهر خدا و حقوق آن و مقالاتی دیگر شرح داد که در حوزه حقوق فردی، هیچ‌کس حق دخالت ندارد و به همین سبب است که خداوند به پیامبر می‌فرماید: «اگر مومن باشید، بازنهاده الهی برای شما بهتر است؛ و من نگه‌بان شما نیستم». سوره هود، آیه 86. «پس اگر روی‌گردان شدند تو را نگه‌بان ایشان نفرستاده‌ایم و بر تو جز پیام‌رسانی نیست…». سوره شوری، بخشی از آیه 48. «… جز این نیست که پیام‌رسانی بر تو و حساب‌رسی بر ماست». سوره رعد، بخشی از آیه 42. یعنی شما که جای خود، حتا رسول خدا «حق» ندارد که به جز دعوت-نه اجبار- هیچ اقدام دیگری نسبت به سایر بندگان خدا انجام دهد. خوب دقت کنید، آن‌چه که خداوند از آن ما را منع کرده، انجام آن موجب زیر پا گذاشتن حقی از دیگران می‌شود که خداوند جهانیان برایشان قائل شده که اگر آنان ما را نبخشند، خداوند می‌فرماید او نخواهد بخشید. شما اگر نه تنها پیروان سایر ادیان که حتا بی‌دینان را به خاطر اعتقادات فردی‌شان، از کوچک‌ترین حقی در این کشور محروم کنید، خود حکم خداوند را زیر پا گذارده‌اید و در دنیا و آخرت مجازات خواهید شد. متاسفانه این مسوولان غیرمسوول مدام سر کارهای مختلف به عنوان وکیل و نماینده و وزیر گذاشته می‌شوند و بر ستم‌ها و رفتارهای غیرمسوولانه می‌افزایند؛ نام آن را هم گذاشته‌اند، دولت امام زمان.

شهر خدا، مکانی است که با قوانین خداوند در این جهان اداره می‌شود. شهر خدا با آ‌ن‌چه او اجازه ظهور و بروز تا پیش از روز داوری می‌دهد، هویت پیدا می‌کند.

عدم تمایز قائل شدن بین حقوق فردی و اجتماعی متاسفانه در نزد برخی از رهبران دیگر نیز وجود دارد و بعد از اشاره نگارنده نیز، اذعان کردند که آنان تنگ نظر نیستند، که خود حکایت از عدم درک مضمون مورد نظرم بود. این نکته‌ای بسیار مهم است و اشتباه بزرگی بود که در انقلاب 57 نیز با نادیده گرفتن‌اش به بسیاری ظلم شد. وقتی می‌گوییم، اعتقادات هر کس در هر زمینه‌ای، به او مربوط می‌شود، منظور این نیست که سخت‌گیری یا نرم خویی و تساهل و غیره به خرج دهیم، بلکه نقطه عطف آن سخن این است، که حوزه فردی اصلن ربطی به دیگران دارد که در مورد میزان نرمش و تساهل اختلاف نظر داشته باشند. درست مثل این است که بگویم این مال از آن شما نیست و حق نداری از آن برداری و شما در پاسخ بگویید که نمی‌خواهم زیاد بردارم و تنها کمی می‌خواهم. سخن از کم و زیاد نیست، صحبت از عدم وجود حق و اعمال نظر در مورد چیزی است که حق دخالت درباره آن ندارید، چه کم و چه زیاد، و اصلن آن هیچ ربطی به شما و دیگران ندارد. دین و هر باور دیگری جزو حقوق فردی انسان‌ها است و این حقی است که خداوند به آنان داده و هیچ موجودی حق ندارد، از آنان سلب کند و گرنه خود به سبب این ظلم مستوجب محاکمه و مجازات است. در این‌جا می‌خواهم یک گریزی به مطالب مقاله شهر خدا بزنم:

«شهر خدا چه جور جایی است؟» این پرسشی است که به منطق حاکم بر پشت افکار دین‌دارانی نظر دارد که تصور می‌کنند باید جامعه‌ای به دور از گناه و جرم و ظلم داشته باشند و از این روی، آزادی‌ها را محدود می‌کنند، مخالفان و منتقدان را بر نمی‌تابند، به زور برای پیش‌برد اهداف خود متوسل می‌شوند، غافل از این که در این دنیا بهشت پدید نیاورده‌اند که هیچ، جهنم را عینیت بخشیده‌اند و تقریبن تمامی گناهان و ظلم‌هایی را که حکومت‌های غیردینی انجام می‌دهند، مرتکب می‌شوند، اما این بار به نام دین خدا، برخلاف تصور رایج، شهر خدا، شهری است عینی و واقعی در این جهان. عینی و واقعی بدین معنی که آرمانی نیست و هرگز آن‌چه در اذهان می‌گذرد، در شهر خدا به وقوع نخواهد پیوست و اگر چنان انتظاری را داشته باشیم، حداقل با سرخوردگی و حداکثر با افتادن در دام جوامع بسته، دیکتاتوری و ظالمانه مواجه می‌شویم. شهری است در «این جهان» که برخی- به خصوص دین باوران- آن را با تمایلات نوستالژیک بهشت عوضی نگیرند و تصور نکنند از شهری سخن می‌گوییم که تنها خدا باروان و نیکوکاران و امثال این‌ها، در آن زندگی می‌کنند. شهر خدا، مکانی است که با قوانین خداوند در این جهان اداره می‌شود. شهر خدا با آ‌ن‌چه او اجازه ظهور و بروز تا پیش از روز داوری می‌دهد، هویت پیدا می‌کند. خداوند در کتب مقدس اذعان کرده و در این جهان عملی می‌سازد که به همه موجودات و حتا شیطان- اسطوره پلیدی- نیز اجازه وجود و حضور و اعمال نظر و حتا تبلیغ می‌دهد، پس شهر خدا جایی است که نه تنها نیکوکاران که همه موجودات، از کافر و مشرک و پلید و ظالم و شیاد تا به آخر، یعنی تا هویت یک شیطان، حق زندگی و اظهار وجود و نظر و تبلیغ دارند و چون حقی است که خداوند در شهر خدا- نه بهشت- بدان‌ها بخشیده است، هیچ انسان و موجودی نمی‌تواند این حق را از آنان سلب کند و اگر چنین کند، با زیر پا گذاردن قوانین شهر خدا در این جهان، حقی را زیر پا گذاشته و خود مرتکب گناه و ظلم شده است و مستوجب مکافات است».

 

محض اطلاعاتان هم بگویم، کسی که قرار است، با شر‌م‌ساری و خفت بروند، شما هستید. چاپلوسان، ریاکاران و دین به دنیا فروشانی که وقت شان به سر آمده است و اگر می‌دانستید که چگونه قرار است بروید…

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,